فلسفه کاوشگری انسان و شناخت نسبت به پدیده‌ها

هدف انسان از کاوش چیست؟

انسان از دیرباز برای شناخت طبیعت و مقابله با قوای آن به کاوش در پدیده‌های پیرامون خود پرداخته است. انسان اولیه با شنیدن صدای رعد و دیدن برق که با باران شدید و احتمالاً جاری شدن سیل همراه بود، لحظه‌های پر اظطرابی را سپری می‌کرد. او در این اندیشه بود که این حوادث چه زمانی خاتمه می‌پذیرند و علت وقوع آن‌ها چیست؟ زمانی فرا رسید که انسان‌ها توانستند بین پدیده‌های مختلف ارتباط برقرار کنند و علل رخداد پدیده‌های طبیعی را تبیین کنند. انسان‌ها با درک چرایی رخداد و ارتباط بین پدیده‌ها، توانستند به پیش‌بینی دقیق آن‌ها بپردازند. بنابراین هدف انسان از کاوش، پاسخ به سوال‌های «چه» و «چرا» بوده است. کاوشگری انسان از طریق دستیابی به روش منظم برای حل مسائل و به خدمت گرفتن آن، موجب حل مجهولات فراوان و ایجاد شناخت نسبت به پدیده‌های مختلف شده است.

شناخت

شناخت در لغت به معنی آشنایی، دریافت، ادراک و فهم و معرفت است و شناختن عبارت است از دانستن، معرفت یافتن، وقوف یافتن و اقرار و اعتراف کردن. شناخت کلی نسبت به محیط اطراف در انسان، در مراحل اولیه به وسیله حواس پیدا می‌شود. انسان حواسی دارد که به وسیله محرک‌های مختلف، که در اطراف او وجود دارند، تحریک می‌شوند و ظاهراً در گذشته تعداد آن‌ها بیشتر و قدرت آن‌ها زیادتر بوده است. ولی در حال حاضر تعداد آن‌ها محدود به حواس پنجگانه و بنا به عللی از امکاناتشان کاسته شده است. مثلاً، حس جهت‌یابی، حس زمان‌سنجی و بعضی حواس دیگر در گذشته وجود داشته و مثل حواس عادی از آن‌ها استفاده می‌شده است، لکن به علت ماشینی‌ شدن زندگی و عدم بهره‌گیری از آن‌ها کم‌کم نابود شده‌اند.

حتما بخوانید!  تحقیق علمی خوب و قابل قبول و پیش‌نیازهای آن چیست؟

ارتباط انسان با محیط خارج به وسیله حواس پنجگانه، برقرار می‌شود. اپیکور حکیم یونانی نخستین کسی است که مدعی بود، شناخت و معرفت فقط از راه حواس به دست می‌آید. لکن بعدها این سخن شدیداً مورد تردید قرار گرفت. چه آنچه از راه حواس به دست می‌آید، اطلاعاتی است که تا به وسیله ذهن ادراک نشود و در ترازوی عقل قرار نگیرد، نمی‌تواند به عنوان شناخت و معرفت قابل قبول باشد. درواقع شناخت، دریافتی است که حواس و ذهن و عقل مشترکاً در آن دخالت دارند؛ مسلماً آنچه که در واقعیت خارجی قرار دارد و به وسیله حس به ذهن منتقل می‌شود با آنچه که عقل از آن درمی‌یابد، تفاوت‌های عمده دارد. به ویژه این موضوع در مواقعی که از یکی از حواس به صورت انفرادی استفاده می‌شود، بسیار قابل توجه است. مثلاً لمس اشیا در تاریکی یا شنیدن صدا بدون دخالت سایر حواس، مفاهیمی را در ذهن پدید می‌آورد که از حقیقت بسیار دور است.

مسلم است که دریافت‌های حواس به صورت دسته‌جمعی، معرفت و شناختی از یک موقعیت به دست می‌دهند که بر مجموعه‌ای از اطلاعات، فعالیت‌های ذهنی و عقل استوار است.

0 پاسخ

ثبت دیدگاه

مایل به ملحق شدن به بحث هستید ؟
به ما بپیوندید !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *