اقناع و ارتباطات اقناعی (نقطه اوج مبحث ارتباطات)

تعریف اقناع

اقناع نقطه اوج مبحث ارتباطات است. مصدر آن قناعت است و قناعت یعنی بسندگی، سیری، اشباع، بی‌نیازی و به ثمر نشستن و کامل شدن. و این‌ها همه نشانه‌هایی از پیروزی و رضایت‌مندی است. بطور کلی اقناع هدف اساسی و غایی همه نوع رفتارهای ارتباطی است. ارتباط موفق و مؤثر آن گونه ارتباطی است که نتیجه دلخواه یعنی اقناع را بدنبال داشته باشد. در این صورت می‌توانیم به آن ارتباط متعالی نیز بگوییم.

من پیامی می‌فرستم و مخاطبین با دریافت این پیام سه نوع واکنش می‌توانند داشته باشند: رد و نفی، بی تفاوتی و خنثی، پذیرش و رضایت‌مندی. زمانی که حالت پذیرش رخ می‌دهد، می‌توان گفت که گیرنده و مخاطب اقناع شده است.

اقناع به عنوان فرایند ارتباطاتی تعریف می‌شود که در آن یک منبع شواهد و نتایجی را بیان می‌کند و هدف وی غالب آمدن بر دریافت کننده و ایجاد تغییری در وی است.

در اقناع ما به نوعی دنبال ترغیب مخاطب هستیم. ترغیب عبارت است از؛ تمهیدپردازی و آماده‌سازی، انگیزه سازی و برانگیختن مخاطبین در راستای متحقق ساختن اهداف عمدتاً تبلیغی. ابزارهای ترغیب عبارتند از شعر، موسیقی، آواز، دکور، آمار و ارقام و غیره.

فنون اقناع (۱)

گواهی دادن ستاره‌ها، نخبگان و مردم عادی

اولین و مهمترین فن اقناع گواهی دادن است. پیام‌های رسانه‌ای اغلب کسانی را نشان می‌دهند که درباره یک محصول، فکر، عقیده، قانون، یا هر چیزی دیگر نظر می‌دهند و آن را تایید و گاهی هم رد می‌کنند. افرادی که به منظور این فن از آنان استفاده می‌شود، گاهی چهره‌ها (ستاره‌ها) هستند و گاهی هم نخبگان یا حتی مردم عادی. این فن پای فرد سومی (ستاره‌ها، نخبگان، مردم عادی) را به میان می‌کشد تا گیرنده پیام آنچه را هدف فرستنده بوده است، راحت‌تر بپذیرد؛ چرا که اگر سازنده پیام، چنین نظری را مستقیم به ما منتقل می‌کرد در پذیرش آن تردید می‌کردیم. چهره‌هایی که شما را به استفاده از فلان نام تجاری (برند) پوشاک یا یک عمل اجتماعی پسندیده تشویق می‌کنند، چنین نقشی دارند.

تداعی معانی

در این روش سعی می‌شود تا پیوندی بین یک فکر، نظر، محصول، خدمت یا هر چیز دیگری با آرزوها، امیال، غرایز و احساسات مطلوب انسانی مانند زیبایی، امنیت، حریم خصوصی، موفقیت، سلامت، تفریح، شادی و … در ذهن مخاطب ایجاد شود. البته اینگونه تداعی معانی هیچ وقت واضح و صریح نیست؛ بلکه پنهان و غیرمستقیم است. هر پیام رسانه‌ای که خوب از این روش استفاده کند به راحتی می‌تواند بعد از ایجاد و برانگیختن احساسات و امیال درونی شما آن‌ها را با نام‌های تجاری (برندهای) مختلف و مشهور یا کمپین‌های حمایت از محیط‌زیست و … ارتباط دهد تا هرگاه در آینده با آن‌ها برخورد کردید، آن احساسات شورانگیز و امیال درونی به راحتی شما را قانع کند که عملی متناسب با آن پیام انجام دهید.

ترس

این فن برای ترساندن گیرنده پیام با استفاده از چیزهای ناخوشایند و در بعضی مواقع ترسناک مثل بوی بد دهان، شکست و ناکامی، عدم رعایت حقوق بشر، تروریسم و … به کار گرفته می‌شود. هشدارهای سیاستمداران و یا گروه‌های حامی آن‌‌ها و ترسیم هراس‌آور وضعیت موجود در اخبار، سخنرانی‌ها و گزارش آن‌ها هم نمونه‌ای دیگر برای استفاده از این فن است تا خود و برنامه‌های خود را نجات‌بخش وضعیت ترسیم شده معرفی کنند. در خبرها و برنامه‌های گفت‌ و گو محور شبکه‌های خارجی درباره ایران، نمونه‌های آن را زیاد می‌توان یاقت.

طنز

روشی قدرتمند برای قانع کردن مخاطب به شمار می‌رود. بسیاری از پیام‌های رسانه‌ای از این شیوه استفاده می‌کنند تا توجه ما را بیشتر به خود جلب کنند و از این راه موجب شوند پیام آن‌ها با احساسی خوب و مفرح در ذهن ما همراه شود. هنگامی که می‌خندیم، احساس خوبی داریم. بنابراین، اگر آگهی تبلیغاتی بتواند ما را بخنداند، می‌تواند این احساس خوب را به محصول موردنظرش در ذهن ما پیوند بزند. در نتیجه، هنگامی که ما در فروشگاهی به محصول موردنظر آن پیام برخورد می‌کنیم، همان احساس نشاط، به خرید محصول آن‌ها منجر می‌شود.

تکرار

پیام‌های رسانه‌ای هر چقدر بیشتر تکرار شوند، بیشتر در ذهن ما تثبیت، و همین امر موجب اعتماد بیشتر ما به آن‌ها می‌شود. این تکرار به دو روش انجام می‌شود: یکی از روش‌ها تکرار تصاویر، صداها یا کلماتی خاص در درون پیام است برای اینکه معنای اصلی پیام در ذهن ما مستحکم شود. دیگری تکرار کامل و چندباره پیام مانند آگهی‌های بازرگانی تلویزیونی، تابلوهای تبلیغاتی کوچک، تارنماها (سایت‌ها)، تابلوهای تبلیغاتی محیطی (بیلبورد) و … است تا بیشتر در ذهن ما تثبیت شود. گاهی هم در کمپین‌های تبلیغاتی تجاری و سیاسی، یک شعار واحد به شیوه‌های مختلف و در پیام‌های رسانه‌ای متفاوت تکرار می‌شود تا بیشتر ملکه ذهن و زبان ما شود. تکرار یک پیام، به مانند ضربات چکشی است که کم‌کم یک میخ را به داخل چوب می‌راند. تکرار یک مطلب، احتمال پذیرش آن را نزد مخاطب بالا می‌برد. فن «تکرار»، گاهی توسط یک رسانه شکل می‌گیرد و گاهی توسط چند رسانه همسو اجرا می‌شود. طبیعی است تاثیر روش دوم در اقناع مخاطبان، به مراتب بیشتر است. مخاطب در چنین مواردی احساس می‌کند همه دارند یک مطلب را می‌گویند، پس حتماً درست است.

فنون اقناع

افراد زیبا

زیبایی، دوست‌داشتنی است و هیچکس نیست که این موضوع را انکار کند؛ بنابراین افراد زیبا، برای جذب و جلب توجه شما الگوهای خوبی هستند؛ لذا در انتخاب آدم‌هایی که در تابلوهای تبلیغاتی محیطی یا آگهی‌های بازرگانی تلویزیونی حضور دارند؛ حتی آدمک‌های (مانکن) داخل ویترین مغازه‌ها از این قاعده پیروی می‌شود. برای مثال از افرادی که دارای موهای سالم و زیبا هستند برای تبلیغ شامپو و نرم‌کننده مو استفاده می‌شود.

تطمیع

شیوه‌ای است برای ترغیب کسی تا به شما برای رسیدن به هدفتان کمک کند. همین شیوه در متقاعدسازی افراد برای کاری یا پذیرفتن عقیده‌ای خاص هم می‌تواند به کار گرفته شود. حراج، تخفیف، قرعه‌کشی، هدیه رایگان، یکی بخر چند تا ببر و … نمونه‌هایی از فن تطمیع هستند.

ادعای آشکار

بعضی وقت‌ها پیام‌های رسانه‌ای مستقیم و با سند و مدرک آشکار، ادعاهایی قابل آزمایش را مطرح می‌کنند برای اینکه توجه شما را به خود جلب کنند؛ به طور مثال سازنده یک قوطی محتوی ماده‌ای غذایی وقتی که اجزا و عناصر سازنده آن را با میزان دقیق کالری و درصد روی محصول خود مشخص می‌کند، به واقع دارد با این روش شما را قانع می‌کند؛ اما آیا این برای شما امکان‌پذیر است که آن محصول را به آزمایشگاه مخصوصی ببرید و درستی و نادرستی آن اجزا و درصدها را مشخص کنید؟

شدت

برخی ساختارهای زبانی باعث می‌شود ما شدت چیزی را بیشتر احساس کنیم و همین مسئله باعث می‌شود تا برای کاری خاص قانع شویم. به کارگیری صفات عالی (ترین) در تبلیغات، از این دسته است. وقتی فروشگاهی، محصول خود را ارزانترین، بهترین، پرفروشترین، اولین و … بیان می‌کند، شما برای خرید از آن بیشتر ترغیب می‌شوید. ایجاد مقایسه با استفاده از صفت برتر(تر) هم نمونه‌ای دیگر از این ساختارها است؛ به طور مثال این نوشابه قند کمتری نسبت به نوشابه‌های دیگر دارد.

نمادها

کلمات یا تصاویری هستند که مفاهیمی بزرگتر را به ذهن ما می‌آورند. این مفاهیم به طور معمول، محتوایی احساسی و قوی دارند؛ مانند خانه، خانواده، ملت، مذهب، جنسیت، سبک زندگی و چیزهایی از این قبیل، پیام‌های رسانه‌ای به طور معمول از قدرت و شدت نمادها برای پذیرش و مقبولیت بیشتر نزد مخاطبان استفاده می‌کنند؛ به طور مثال پرچم سه رنگ و سرود جمهوری اسلامی ایران نماد وطن و ملیت ما است و در هر پیام رسانه‌ای می‌تواند اثربخشی آن پیام را افزایش دهد. قله دماوند در پوسترها نماد صلابت و پایداری ملت ایران است.

مقایسه

روشی مطلوب برای قانع کردن است. بسیاری از پیام‌های رسانه‌ای سعی می‌کنند تا با این روش، محصول، آرا یا نظریاتی را در ذهن مخاطب جا بیندازند. البته مقایسه درست و خوب، مقایسه‌ای است که در آن قیاس‌شوندگان با همدیگر مشابه باشند و شرایطی یکسان برای مقایسه داشته باشند. مقایسه ضعیف و نابرابر به طور حتم نمی‌تواند چندان اقناع‌کننده به شمار رود؛ با این همه گاهی پیام‌های رسانه‌ای با استفاده از فن‌ها و روش‌های دیگر، اوضاع را یکسان جلوه می‌دهند و به شکلی غیرمنطقی و غیرمنصفانه به گونه‌ای دو چیز را با هم مقایسه می‌کنند که مخاطب سردرگم می‌شود و در دام آن‌ها می‌افتد.

منبع https://en.wikipedia.org/wiki/Persuasion

 

فنون اقناع (۲)

 

منابع شناخت انسان نسبت به پدیده‌های گوناگون

منابع گوناگون شناخت انسان

با دستیابی به شناخت در قلمرو یک حوزه دانش می‌توان به توصیف پدیده‌ها پرداخته، چگونگی رخداد آن‌ها را پیش‌بینی کرده، نحوه کنترل آن‌ها را آشکار نموده و سرانجام به مجموعه روابط نظری میان آن‌ها دست یافت. به طور کلی انسان در سراسر تاریخ حیات خود شیوه‌های مختلف برای تدوین نقشه‌ای از واقعیات جهان اطراف خود به کار برده است. منابع گوناگونی را که انسان برای شناخت به کار می‌برد، می‌توان به شرح زیر دسته‌بندی کرد:

۱- استناد به مقام صلاحیت‌دار

 این روش همان روش باور ایجاد شده است که طی آن افراد با استناد به مرجع و مقاوم صلاحیت‌دار، درست و نادرست را از هم تشخیص می‌دهند. بر اساس این روش اگر دانشمندی در مورد یک موضوعی اظهارنظر کند، نظر وی پذیرفته می‌شود.

۲- شیوه‌های شهودی

 این شیوه که دومین راه دانستن یا تثبیت باور است، روش پیشینی (مقدم بر تجربه) است که کوهن و نگل آن را روش شهودی می‌نامند. به نظر می‌رسد اندیشه این باشد که مردم از طریق ارتباط و مبادله آزاد می‌توانند به حقیقت دست یابند؛ زیرا تمایل طبیعی آنان به سوی حقیقت است.

۳- شیوه تفکر منطقی

 برای کمک کردن به کشف حقیقت و پیشگیری از خطاهای فکری، هزاران سال است که بشر روش درست فکر کردن و روش به کار بردن صحیح عقل را با تفکر منطقی ابداع کرده است. در تعریف تفکر گفته‌اند که فکر کردن، حرکتی است مستقیم از سوی مجهول به طرف معلوم. درست فکر کردن و نتیجه‌گیری از اندیشه صحیح، یکی از موضوعات علم منطق است. منطق مجموعه‌ای از فنون است که به کار بردن آن‌ها منجر به طرز تفکر منطقی می‌گردد. فنونی که در منطق برای اثبات نظریات یا پیشگیری از خطاهای فکر به کار می‌رود، استدلال نامیده می‌شود و استدلال یعنی طلب دلیل کردن. استدلال به روش‌های مختلف انجام می‌شود که در ادامه به برخی از ‌آن‌ها پرداخته می‌شود:

الف) قیاس: قیاس به دلایلی گفته می‌شود که طی آن از یک وضعیت کلی به جزییات پی می‌بریم. عقل انسان ممکن است چیزهایی را قبلاً یاد گرفته باشد و اکثراً در برخورد با ناشناخته‌ها از کلیات آموخته شده قبلی استفاده کرده و به قیاس بپردازد، و سعی کند از احکام کار قبلی پی به حال فعلی مجهول موردنظر ببرد. قیاس کردن اگر چه ممکن است در ذهن و فکر به سرعت انجام شود و در بعضی موارد از مقدمه‌چینی که از آن به صغری و کبری تعبیر می‌شود صرفنظر شود، ولی نتیجه همیشه ناشی از همین مقدمات است. مثلاً می‌گوییم:

گازها در اثر فشار مایع می‌شوند (صغری)

اکسیژن گاز است ( کبری)

پس اکسیژن در اثر فشار مایع می‌شود (نتیجه)

شرط صحت قیاس درست بودن مقدمات است. اگر مقدمات یا روابط بین آن‌ها درست نباشد، نتیجه هم نمی‌تواند درست باشد.

ب) استقراء: استقراء یعنی تعمیم دادن خاصیت یک جز به کل، یا تجربه و مشاهده خواص چند شی جزیی و استخراج یک قانون کلی بر مبنای عمومیت دادن آن خواص بر همه اجزاء. مثلاً می‌گوییم:

گاز اکسیژن در اثر فشار مایع می‌شود،

گاز نیتروژن نیز در اثر فشار مایع می‌شود،

گاز هیدروژن نیز به همین ترتیب است.

پس نتیجه می‌گیریم که کلیه گازها در اثر فشار مایع می‌شوند. اکثریت قوانینی که تاکنون کشف شده‌اند و علوم طبیعی و فیزیک و شیمی بر آن‌ها استوار است از راه استقراء به دست آمده‌اند.

ج) تمثیل: مثال آوردن به منظور اثبات از استدلال‌های مهم عامیانه است و کمتر کسی است که روزانه با افرادی که سعی می‌کنند برای اثبات و احتمالاً تحمیل نظر خویش متوسل به مثالی شوند، برخورد نکند. مثال آورده شده معمولاً بر اساس شباهت‌های ظاهری بین وضعیت موجود و مثال بیان شده بنا می‌گردد و طی آن سعی می‌شود از شباهت بین یک جزئی با یک جزئی دیگر نتیجه‌ای به نفع یکی از آن‌ها گرفته شود. مثلاً می‌گویند:

دانه فلفل سیاه است.

خال صورت مهرویان نیز سیاه است.

پس نتیجه می‌گیریم هر دو تند و تیز و جانسوزند.

تمثیل اکثراً استدلالی ضعیف محسوب شده و فاقد ارزش تحقیقی است.

آنچه که باید به عنوان خلاصه کلام در اینجا ذکر کرد، این است که قدما برای کشف حقیقت واقعیت موجود در طبیعت، آنچه را که از راه حواس دریافت می‌شد، به وسیله ذهن، که از طرق مختلف به تقویت آن پرداخته بودند، بررسی و تجزیه و تحلیل کرده و مجموع را در مقابل عقل قرار می‌دادند و عقل به عنوان داور نهایی با استفاده از اصول استدلال منطقی به فکر کردن در اطراف آن می‌پرداخت و در نهایت خوب و بد، یا خیر و شر آن را تمیز داده و رفتاری متناسب با این داوری از جانب شخص به ظهور می‌رسید. شکل زیر دریافت اطلاعات و پاسخ به محرک‌ها با بررسی و تجزیه و تحلیل آن‌ها را از طریق دریافت تفکر منطقی نشان می‌دهد.

دریافت اطلاعات و پاسخ به محرک‌ها و تحلیل آن‌ها از طریق تفکر منطقی

دریافت اطلاعات و پاسخ به محرک‌ها و تحلیل آن‌ها از طریق تفکر منطقی

۴- روش علمی

تا قرن هفدهم میلادی وضعیت تحقیق و احتمالا کشف قانون، راهی به جز عبور از ذهن تقویت شده و عقل استدلالی نمی‌شناخت و شناخت جز به طریق فوق حاصل نمی‌شد. برای اینکه از دریافت‌های حواس نتیجه‌گیری درست به عمل آید. حتماً نیاز به نوابغی بود که ذهن خود را با مطالعه فراوان کتب گذشتگان تقویت کرده باشند و همچنین راه درست اندیشیدن را خوب فراگرفته باشند تا به نتایجی که کسی نتواند در صحت آن‌ها شک کند، دست یابند. تا اینکه در اوایل قرن هفدهم «فرانسیس بیکن» انگلیسی، راه و روش نوینی در منطق به وجود آورد و استقراء را اساس کار خود قرار داد. او از مشاهده مستقیم پدیده‌ها طرفداری می‌کرد و با بهره‌گیری از استقراء، منطق را از برخی محدودیت‌های قیاسی آزاد نمود و بعدها، «رنه دکارت» نیز با ترویج شک‌گرایی و گسترش آن به همه مظاهر زندگی و نیز تجزیه کردن مسائل به ساده‌ترین وجوه، توانست پیچیده‌ترین پرسمان‌ها را با ارائه این روش علمی ساده کشف نماید.

استقراء علمی که در آمار به آن «نمونه» و «جامعه» می‌گویند، ناشی از تفکر علمی است. بیان تفکر علمی بر استقراء اصلاح شده قرار دارد و در واقع فکر کردن به روش علمی، اساس کار را بر مشاهده و تجربه قرار می‌دهد. روش علمی برای اینکه به نتیجه برسد غیر از مشاهده و تجربه قرار می‌دهد. روش علمی برای اینکه به نتیجه برسد غیر از مشاهده و تجربه اصول دیگری را هم به خود اضافه کرده که مهمترین آن‌ها توصیف، ابزار، تکنیک، طبقه‌بندی، تجزیه و تحلیل، روش‌های آمار و ریاضی و در مراحل آخر استدلال تجربی و استدلال ریاضی قرار دارد. به عبارت دیگر پژوهشگر یا اندیشمندی که از روش علمی برای کشف یک قانون استفاده می‌کند، ممکن است برای پاسخ خود فرضیه‌سازی کرده باشد، ولی هرگز به پیش‌داوری نمی‌پردازد.

روش علمی در شرایط مشابه قابل تکرار است و همین‌طور روش علمی قانونمند و تالیفی است، یعنی با سایر قوانین طبیعی و جهانی نزدیک بوده و قابل جمع است و از همه مهمتر این است که نتایج حاصله از روش علمی تحققی است و ارتباطی به طرز فکر یا سلیقه شخصی افراد ندارد. روش علمی اغلب با نتیجه‌گیری‌های کمی سر و کار دارد و قابل توضیح به زبان ریاضی می‌باشد و روابط بین اجزای مختلف آن کاملاً مشخص و حساب شده است.

فلسفه کاوشگری انسان و شناخت نسبت به پدیده‌ها

هدف انسان از کاوش چیست؟

انسان از دیرباز برای شناخت طبیعت و مقابله با قوای آن به کاوش در پدیده‌های پیرامون خود پرداخته است. انسان اولیه با شنیدن صدای رعد و دیدن برق که با باران شدید و احتمالاً جاری شدن سیل همراه بود، لحظه‌های پر اظطرابی را سپری می‌کرد. او در این اندیشه بود که این حوادث چه زمانی خاتمه می‌پذیرند و علت وقوع آن‌ها چیست؟ زمانی فرا رسید که انسان‌ها توانستند بین پدیده‌های مختلف ارتباط برقرار کنند و علل رخداد پدیده‌های طبیعی را تبیین کنند. انسان‌ها با درک چرایی رخداد و ارتباط بین پدیده‌ها، توانستند به پیش‌بینی دقیق آن‌ها بپردازند. بنابراین هدف انسان از کاوش، پاسخ به سوال‌های «چه» و «چرا» بوده است. کاوشگری انسان از طریق دستیابی به روش منظم برای حل مسائل و به خدمت گرفتن آن، موجب حل مجهولات فراوان و ایجاد شناخت نسبت به پدیده‌های مختلف شده است.

شناخت

شناخت در لغت به معنی آشنایی، دریافت، ادراک و فهم و معرفت است و شناختن عبارت است از دانستن، معرفت یافتن، وقوف یافتن و اقرار و اعتراف کردن. شناخت کلی نسبت به محیط اطراف در انسان، در مراحل اولیه به وسیله حواس پیدا می‌شود. انسان حواسی دارد که به وسیله محرک‌های مختلف، که در اطراف او وجود دارند، تحریک می‌شوند و ظاهراً در گذشته تعداد آن‌ها بیشتر و قدرت آن‌ها زیادتر بوده است. ولی در حال حاضر تعداد آن‌ها محدود به حواس پنجگانه و بنا به عللی از امکاناتشان کاسته شده است. مثلاً، حس جهت‌یابی، حس زمان‌سنجی و بعضی حواس دیگر در گذشته وجود داشته و مثل حواس عادی از آن‌ها استفاده می‌شده است، لکن به علت ماشینی‌ شدن زندگی و عدم بهره‌گیری از آن‌ها کم‌کم نابود شده‌اند.

ارتباط انسان با محیط خارج به وسیله حواس پنجگانه، برقرار می‌شود. اپیکور حکیم یونانی نخستین کسی است که مدعی بود، شناخت و معرفت فقط از راه حواس به دست می‌آید. لکن بعدها این سخن شدیداً مورد تردید قرار گرفت. چه آنچه از راه حواس به دست می‌آید، اطلاعاتی است که تا به وسیله ذهن ادراک نشود و در ترازوی عقل قرار نگیرد، نمی‌تواند به عنوان شناخت و معرفت قابل قبول باشد. درواقع شناخت، دریافتی است که حواس و ذهن و عقل مشترکاً در آن دخالت دارند؛ مسلماً آنچه که در واقعیت خارجی قرار دارد و به وسیله حس به ذهن منتقل می‌شود با آنچه که عقل از آن درمی‌یابد، تفاوت‌های عمده دارد. به ویژه این موضوع در مواقعی که از یکی از حواس به صورت انفرادی استفاده می‌شود، بسیار قابل توجه است. مثلاً لمس اشیا در تاریکی یا شنیدن صدا بدون دخالت سایر حواس، مفاهیمی را در ذهن پدید می‌آورد که از حقیقت بسیار دور است.

مسلم است که دریافت‌های حواس به صورت دسته‌جمعی، معرفت و شناختی از یک موقعیت به دست می‌دهند که بر مجموعه‌ای از اطلاعات، فعالیت‌های ذهنی و عقل استوار است.

رویکرد و زبان علمی کلید موفقیت مدیران امروزی

چرا باید زبان علم را دانست؟

آگاهی و درک ما از محیط طبیعی، اجتماعی و اقتصادی به عنوان زیربنای سازمان‌ها و جوامع جدید از ضرورت خاصی برخوردار است. این یک واقعیت است که نتایج پژوهش‌ها در ایجاد این آگاهی تاثیرات شگفت‌آوری برجای گذارده است. در حال حاضر تمامی افراد به طور گسترده به اهمیت پژوهش‌های علمی، فناوری و پژوهش‌های مربوط به انسان‌ها و نیز ارتباط آن‌ها اذعان دارند. به این دلیل درک چگونگی تولید علم و کاربرد آن و همچنین توانایی شرکت در آن، یک مهارت اساسی برای مدیران امروزی است و در آموزش مدیریت اهمیت دارد.

نکته مهمی که در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد، درک علم و پژوهش علمی است که لازمه آن دانستن زبان علمی و رویکرد علمی است. ما باید حداقل به طور نسبی از زبان علمی و رویکرد علمی در رابطه با حل مسئله، درک درستی داشته باشیم و ضمن فهمیدن زبان پژوهشگر، آن را بیاموزیم.

 

زمانی که پژوهشگر از متغیرهای مستقل و وابسته صحبت می‌کند، ما باید بدانیم منظور او چیست. وقتی که پژوهشگر می‌گوید روش‌های آزمایشی خود را به طور تصادفی اعمال کرده است، ما نه تنها باید منظور او را بدانیم، بلکه باید بفهمیم چرا اینگونه عمل می‌کند. همچنین لازم است رویکرد دانشمندان به مسائل را نیز به روشنی درک کنیم. اینکه صرفا بگوییم این رویکرد با شیوه مورد عمل افراد عادی متفاوت است، کفایت نمی‌کند. بی‌تردید شیوه دانشمندان با افراد عادی متفاوت است؛ اما این تفاوت عجیب به نظر نمی‌رسد. بلکه با روشن شدن موضوع، این وضعیت کاملا طبیعی و تقریبا اجتناب‌ناپذیر خواهد شد. در حقیقت احتمالا تعجب ما از این خواهد بود که چرا افراد عادی در تفکر و حل مسائل از چنین ساختاری بهره‌گیری نمی‌کنند.

نرم‌افزار متلب و علاقمندی پژوهشگران به استفاده از آن

قدرت نمایی نرم‌افزار متلب
متلب (MATLAB) یک محیط نرم‌افزاری برای انجام محاسبات عددی و یک زبان برنامه‌نویسی نسل چهارم است. واژه‌ی متلب به معنی محیط محاسبات رقمی و هم به معنی خود زبان برنامه‌نویسی مربوطه است که از ترکیب دو واژه‌ی (MATrix) ماتریس و (LABoratory) آزمایشگاه ایجاد شده است. این نام حاکی از رویکرد ماتریسی محور برنامه است، که در آن حتی اعداد منفرد هم به عنوان ماتریس درنظر گرفته می‌شوند.
کار کردن با ماتریس‌ها در متلب بسیار ساده است. در حقیقت تمام داده‌ها در متلب به شکل یک ماتریس ذخیره می‌شوند. برای مثال یک عدد (اسکالر) به شکل یک ماتریس ۱*۱ ذخیره می‌شود. یک رشته مانند «Whale is the biggest animal» به شکل ماتریسی با یک سطر و چندین ستون (که تعداد ستون‌ها برابر با تعداد کاراکترها است) ذخیره می‌شود. حتی یک تصویر به شکل یک ماتریس سه بعدی ذخیره می‌گردد که بعد اول و دوم آن برای تعیین مختصات نقاط و بعد سوم آن برای تعیین رنگ نقاط استفاده می‌شود. فایل‌های صوتی نیز در متلب به شکل ماتریس‌های تک ستون (بردارهای ستونی) ذخیره می‌شوند. بنابراین جای تعجب نیست که متلب مخفف عبارت آزمایشگاه ماتریس باشد. همچنین در نرم‌افزار متلب علاوه بر توابع فراوانی که خود متلب دارد، برنامه‌نویس نیز می‌تواند توابع جدید تعریف کند.

چرا پژوهش علمی و روش تحقیق؟

چرا انسان‌ها به سوی پژوهش علمی می‌روند؟

انسان هزاران سال است که به دنبال پاسخ چراهای خویش است؛ و با پاسخ‌ها به چراهای خود درصدد خروج از مجهولات و توسعه دامنه معلومات خویش است. هرچند با کشف هر معلومی، مسائل و مجهولات جدیدی در پیش روی انسان گذاشته می‌شود و به عبارت دیگر مجهولات بیشتری برای بشر نمایان می‌شود. این فرآیند ضرورت انجام پژوهش و تلاش مستمر و گسترش یابنده پژوهش‌های علمی را معنادار می‌کند. امروزه پژوهش‌های علمی زیربنای برنامهه‌ای توسعه جوامع بشری محسوب می‌شود و به همین دلیل است که گرایش شدیدی از سوی اساتید دانشگاه‌ها، دانشجویان، کارشناسان و مدیران سازمان‌ها و حتی افراد عادی نسبت به انجام پژوهش علمی پیدا شده است.

انجام پژوهش و کسب معلومات نیاز به روش‌های مناسب و ابزارهای معتبر دارد. از این رو لازم است پژوهشگران و علاقمندان به پژوهش و اساساً هر کس که خواهان کشف مجهول و دانستن است، از روش‌های تحقیق آگاهی یافته و فنون کشف واقعیت‌ها و شناخت حقایق را فرا گیرد.

در کشور ما نیز به دنبال تحولات علمی که در طی سال‌های اخیر به وجود آمده است، آثار مختلفی منتشر شده است که هر یک از آن‌ها به سهم خود دانش و معرفت افراد علاقمند را در زمینه روش‌های تحقیق علمی افزایش داده است. گروه پژوهشی پژوهنده سعی دارد با سلسله مطالبی که در زمینه روش تحقیق علمی به مخاطبان خود ارائه می‌دهد، گام کوچکی در این زمینه برداشته باشد.