منابع و مراجع، روش انتخاب و تنظیم یک موضوع تحقیق

نقطه آغاز فرآیند تحقیق علمی، انتخاب و تنظیم یک موضوع تحقیق است. انتخاب تحقیق، جزو مهم‌ترین بخش‌های با مراحل تحقیق علمی محسوب می‌شود که صورت می‌گیرد. پس از انتخاب موضوع، پژوهشگر باید در ارتباط با موضوع تحقیق، به تعریف و بیان مسأله یا مسأله‌های پژوهشی بپردازد. به عبارت دیگر پس از انتخاب موضوع باید مشخص شود که چه مسأله یا مسأله‌هایی وجود دارد که به خاطر حل آن، انجام تحقیق ضرورت پیدا کرده است. پژوهشگر برای پاسخ به مسأله پژوهشی، ممکن است به تدوین یک یا چندین فرضیه بپردازد و سپس در طول فرآیند تحقیق آن‌ها را بررسی و آزمون کند. با توجه به اهمیت انتخاب موضوع، تعریف مسأله و تدوین فرضیه‌های پژوهش، در این بحث به تفصیل به آن‌ها پرداخته می‌شود.

انتخاب و تنظیم موضوع تحقیق

 مسأله انتخاب و تنظیم موضوع تحقیق، از جمله مسائل مهمی است که نیاز به تأکید بیشتر ندارند، چون هیچ نوع فعالیت تحقیقی مثبتی را نمی‌توان صورت داد، مگر آنکه موضوع آن، از پیش مشخص و معین و روشن گردیده باشد. با توجه به همین ملاحظات است که مسأله انتخاب و تنظیم موضوع پژوهش را باید بدون شتاب‌زدگی و در نهایت تعمق بررسی کرد. باید در نظر داشت که قسمت اعظم وقت مورد نیاز برای انجام یک تحقیق صرف برنامه‌ریزی مراحل اولیه تحقیق می‌شود که انتخاب و تنظیم موضوع تحقیق هم جزیی از این مراحل است.

منابع و مراجع برای انتخاب موضوع تحقیق

 اولین سؤال برای علاقمندانی که قصد انجام یک تحقیق را دارند، این خواهد بود که چگونه موضوعی مناسب برای تحقیق انتخاب کنند و در کجا آن را جستجو نمایند؟ در این مبحث، با توجه به این که برای انتخاب موضوع تحقیق مقررات و قوانین رسمی و اصولی وجود ندارد، به توضیح بعضی از منابع و مأخذی که در این زمینه مفیدند می‌پردازیم.

چنانکه در جدول زیر مشاهده می‌شود به منظور انتخاب موضوع تحقیق می‌توان از منابع مختلفی استفاده کرد.

منابع انتخاب موضوع تحقیق

  1. علاقه و نفع شخصی

 علاقه و نفع شخصی از چند جهت می‌تواند عامل مطرح شدن یک پروژه تحقیقاتی باشد. برای مثال شاید محقق در یک سازمان مسؤول یک وظیفه خاص باشد. احتمال دارد او به خاطر جنسیت، نژاد و یا شغل عضو یک گروه اجتماعی خاص باشد و شاید هم در مکان خاصی زندگی کند و از مسائل و مشکلات محلی باخبر باشد. به کارگیری چنین علاقه‌ای به عنوان تمرکز تحقیق، مزایا و معایبی دارد. دانش قبلی محقق درباره پدیده، احتمال دسترسی به افراد و اطلاعات بیشتر و میزان بالای انگیزه از مزایای و تعصب محقق و فقدان توان وی در توجه واقع‌بینانه به آن از معایب آن است. در انتخاب موضوع تحقیق علاقه و نفع شخصی تنها یک نقطه شروع است. اگر حیطه موضوع تحقیقی در ابتدا کاملاً گسترده باشد، تعیین یک تمرکز خاص برای تحقیق همواره به ملاحظه یک یا چند مورد از معیارهای چهارگانه‌ای که در ادامه شرح داده می‌شوند، بستگی دارد. در گزارش تحقیق، بحث علاقه شخصی یا دخالت در عنوان تحقیق باید به پیشگفتار یا مقدمه محدود باشد. در بخش عمده گزارش باید با استفاده از  معیارهایی خاص تحقیق را توجیه نمود.

  1. متون و ادبیات موجود

 در تحقیقات علمی مطالب و متون موجود شایع‌ترین منع است. یک ایده قابل تحقیق از مطالب موجود می‌تواند به اشکال متنوعی درآید. برای مثال:

  • شاید نظریه خاصی فقط در یک کشور خاص نه در جای دیگر قابل آزمایش باشد.
  • احتمال دارد یک نظریه در ارتباط با سازمان‌های تولیدی نه در خصوص سازمان‌های خدماتی قابل طرح باشد.
  • شاید یک نظریه به شدت مورد قبول براساس تحقیقی باشد که صرفاً در مورد مردان انجام گرفته و توجهی به زنان ننموده است.
  • احتمال دارد نظریه‌ای که بسیار به آن استناد می‌شود در عمل آزمایش نشده باشد.
  • شاید نظریه، بیست سال قبل آزمایش شده باشد و به روز نباشد.
  • احتمال دارد یک نظریه خاص یا متدولوژی در یک حوزه از مدیریت در حوزه علاقمندی‌های محقق نباشد.
  • شاید یک مفهوم خاص در بافت تاریخی به طور کامل بررسی نشده باشد.

آشکار است که اگر متون و مطالب حاضر، منبع اصلی ایده‌های عناوین تحقیقاتی باشند، دو عنصر اولیه فرآیند تحقیق یعنی انتخاب عنوان و بررسی مطالب موجود به نحو مؤثری ترکیب می‌شوند. شناسایی یک عنوان از متون موجود، مستلزم اتخاذ یک رویکرد خاص در خواندن است که در آن فقط شناسایی محتویات متن هدف نیست. بلکه ناگفته‌های آن موردنظر است.

  1. سیاست با مدیریت

 تصمیمات مربوط به تحقیقات مدیریتی می‌تواند از طرف سازمان‌ها و یا صاحب‌نظران دانشگاهی اتخاذ شود که به سیاست‌های خاص و یا حوزه‌های مدیریت علاقمندند. تفاوت بین این دو وضعیت در این نکته نهفته است که نتایج تحقیق برای یک سازمان صنعتی خاص اغلب محرمانه تلقی می‌شوند و تلاش نمی‌شود تا آن تحقیق کاربرد جامع‌تری یابد. تحقیقات علمی و دانشگاهی به طور معمول در اختیار عموم گذارده می‌شوند و به جای استفاده صرف از آن در واحدها و یا فرآیندهای مورد مطالعه، معانی عام‌تر آن مطرح می‌شوند. به علاوه اغلب مطالعات دانشگاهی به روش‌شناسی (متدولوژی) و یافته‌های اساسی تحقیق توجه می‌کنند. تحقیقاتی که توسط سازمان‌های دولتی انجام می‌گیرند، در جایی بین این دو رویکرد قرار می‌گیرند و به عبارتی نتایج تحقیق می‌توانند بسیار خاص باشند، اما به طور گسترده منتشر می‌شوند.

       ۴٫ نگرانی‌های اجتماعی

 دغدغه‌ها و نگرانی‌های اجتماعی می‌توانند عناوین تحقیقاتی بسیار گسترده‌ای را مطرح کنند. برای مثال نگرانی نسبت به گروه‌های محروم و فراموش شده جامعه می‌تواند منجر به انجام تحقیقی در خصوص نیازهای بهداشتی زنان شاغل در صنایع پوشاک شود و یا دغدغه های زیست‌محیطی می‌تواند تحقیقی را در خصوص اثرات زیست‌محیطی و اجتماعی صنایع به همراه داشته باشد. اغلب چنین تحقیقاتی به صورت تنگاتنگی به مسائل سیاسی مرتبط می‌شوند، ولی احتمال دارد نقش محدودتری را ایفا کنند و به جای ارائه راه‌حل فقط مشکلات را نشان دهند.

  1. مسائل عامه‌پسند

در آخر اینکه یک مسأله عامه‌پسند می‌تواند الهام بخش تحقیقی باشد که می‌خواهد در خصوص برداشت‌ها و باورهای مردم مطالعه نماید، به ویژه زمانی که گمان می‌برند این باورها نادرست هستند.

علاوه بر موارد فوق‌الذکر، سایر موارد مؤثر در انتخاب موضوع عبارتند از:

بدیع بودن: موضوع باید چنان انتخاب شود که به حل مشکل یا کاهش آن منجر شود و مشمول دوباره‌کاری غیرقابل دفاع نباشد.

پژوهش‌پذیر بودن: برخی موضوع‌های موردنظر برای پژوهش به واسطه ماهیت فلسفی و سیستم ارزشی زیربنایی آن‌ها، نمی‌توان با روش علمی به پژوهش پرداخت. در چنین حالت‌هایی انتخاب موضوع پژوهش قابل توجیه نیست.

اهمیت و اولویت: در انتخاب موضوع باید به این نکته توجه شود که با درنظر گرفتن دانش قابل دسترس درباره موضوع تحقیق تا چه اندازه انجام دادن پژوهش جدید از اهمیت برخوردار است. به عبارت دیگر آیا اجرای تحقیق درباره موضوع موردنظر از نظر اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی قابل توجیه است؟ یافته‌های احتمالی تحقیق لازم است از اهمیت کافی برخوردار باشد.

منابع مادی: برای انجام دادن تحقیق درباره یک موضوع باید نیروی انسانی، ابزار اندازه‌گیری، بودجه، تجهیزات و سایر لوازم مادی در دسترس باشد.

به صرفه بودن: در انتخاب موضوع تحقیق باید اطمینان حاصل کرد که انجام دادن تحقیق درباره این موضوع، از جنبه‌های عملی و نظری مقرون به صرفه است. علاوه بر موارد مذکور، منابع دیگری نیز وجود دارند که در انتخاب موضوع تحقیق تأثیر دارند. این منابع عبارتند از:

استفاده از تجارب: برای محقق تازه‌کار، یکی از مفیدترین منابع تهیه موضوع تحقیق، تجارب شخصی او به عنوان یک عضو از اجتماع است. اگر به عنوان پژوهشگر با دقت به اطراف خود بنگریم، ملاحظه خواهیم کرد که دائماً در معرض اتخاذ تصمیم‌هایی راجع به چگونگی تأثیرات متغیر یا متغیرهایی بر روی متغیر یا متغیرهای دیگری هستیم. به عنوان مثال مدیر آموزش سازمانی ممکن است درصدد بررسی تجارب آموزشی بر رفتار کارکنان باشد. اگر این مدیر واقعاً درصدد آن باشد که بخواهد تصمیم‌های صحیح و بهتری اتخاذ کند، لازم است به منظور روایی بیشتر فرض‌هایش در مورد چگونگی روابط بین تجارب یادگیری و اثر آن و در نتیجه تغییر حاصل در کارکنان، به تحقیقات علمی توسل جوید و به استناد آن‌ها صحت و سقم فرض‌های خود را بررسی کند. به عبارت دیگر، در این صورت است که راه‌ها و روش‌های مختلفی که واحد آموزش به کار می‌برد براساس پژوهش‌های علمی و عملی استوار خواهد شد و نه بر بنیاد تعصبات و احساسات شخصی و ذهنی مدیر آموزش. این مدیر ممکن است تأثیر روش‌های آموزش را به منظور آموزش مهارت‌های خاصی، مورد سؤال قرار دهد، یا امکان دارد درصدد ارزشیابی، یا مقایسه این روش‌ها با روش‌های دیگر آموزش این مهارت برآید.

استنتاج از نظریه‌ها: پژوهشگران حوزه علوم اجتماعی از جمله مدیریت، علوم تربیتی و رفتاری می‌توانند از نظریه‌های فراوانی که در این زمینه‌ها وجود دارد، مانند نظریه‌های مختلف یادگیری، نظریه‌های مختلف شخصیت، نظریه‌های مختلف جامعه‌شناسی، نظریه‌های روال رشد، نظریه‌های مربوط به رشد اجتماعی و امثال آن‌ها، فرضیه‌هایی را استنتاج کنند و به تحقیق و مطالعه آن‌ها بپردازند. نظریه‌ها اغلب شامل اصول کلی و عمومی‌اند که انطباق و کاربرد آن‌ها در مسائل ویژه و واقعی مشخص نیست. محققان در این‌گونه موارد موظف‌اند که قابلیت انطباق و کاربرد نظریه‌ها را در مسائل ویژه و واقعی به نحوی واضح و مشخص تعیین کنند و آن را به صورتی قابل آزمون و آزمایش بیان نمایند.

پژوهشگر می‌تواند با توجه به اصول کلی و عمومی نظریه، فرض‌هایی را که بیان‌کننده یافته‌های مورد انتظار او از موقعیت علمی به خصوصی است عنوان کند، و از طریق کاوشی منظم و علمی به جمع‌آوری اطلاعات بپردازد و تعین نماید آیا اطلاعات به دست آمده این فرض یا فرض‌ها و در نتیجه نظریه را تأیید می‌کند یا نه.

استفاده از متون مربوط به موضوع: اگر پژوهشگر نتوانست با استفاده از دو مأخذ ذکر شده، موضوع تحقیق خود را انتخاب و تعیین کند، می‌تواند از طریق مطالعه نوشته‌های موجود و تحقیقات انجام شده در زمینه مورد علاقه‌اش، موضوع تحقیق خود را برگزیند. این روش از موضوع‌یابی، نه تنها به محقق این فرصت را می‌دهد که موضوع جالبی را برای تحقیق خود انتخاب کند، بلکه او را با تحقیقات و موضوعات مختلف در حوزه مورد علاقه‌اش آشنا می‌کند و چه بسا که در اثر مطالعه پژوهش‌های دیگران نیاز به کاوش بیشتری را در زمینه‌ای احساس کند، یا علاقمند شود که تحقیق ویژه‌ای را در موقعیت مشابه یا در شرایط دیگری انجام دهد.

همان‌گونه که ذکر شد، یکی از ویژگی‌های برجسته تحقیق علمی «قابلیت تکرار» آن است. تکرار پژوهش دیگران برای محقق تازه‌کار گاهی نه تنها مفید است، بلکه ضروری است. زیرا محقق را قادر می‌سازد تا مهارت خود را در امر تحقیق آزمایش کند و روایی کارش را بسنجد. به نظر می‌رسد که تکرار مطلق تحقیقات دیگران زیاد پسندیده نیست، اما این نکته مطرح است که ما، در بررسی‌های مسائل آموزشی، اغلب به تکرار پژوهش‌ها برای تأیید برنامه‌ها یا ایجاد تغییرات احتمالی در آن‌ها ناچار هستیم. دانشجو یا پژوهشگر با مطالعه و تحلیل انتقادی از نوشته‌ها و پژوهش‌های دیگران و با کمی آفرینندگی و نوآوری، قادر خواهد بود که موضوع مناسبی برای پژوهش در زمینه مورد علاقه خویش بیابد.

مطالعه بیشتر 

فروشگاه پژوهنده

نظریه در پژوهش علمی و فرایند نظریه‌ پردازی و نظریه آزمایی

نظریه یا تئوری

واژه تئوری یا نظریه ریشه یونانی دارد و مفهوم کلی آن تقریباً «ملاحظه کردن»، «بررسی و تحقیق کردن» است. اما لغت (Theo) به معنی «خلا» و  «عرش اعلی» نیز آمده است و از آن جا که دانش و فلسفه در آغاز پیش از هر چیز در پی شناخت هستی و اندیشیدن درباره الهیات بوده، قابل تصور است که (Theoria) به معنی اندیشیدن، تفکر کردن و تحقیق درباره (Theos) یا خلاء بوده و با گسترش علوم، مفهوم این واژه بر روی «اندیشیدن» و تحقیق درباره هر مساله‌ای متمرکز شده است.

صرف‌نظر از این که نظریه چگونه طرح‌ریزی و بیان شود، دو هدف مربوط به هم، یعنی توصیف و تبیین را دنبال می‌کند. به این ترتیب، نظریه وسیله‌ای است که از طریق آن انبوهی از داده‌های مشاهده شده خلاصه می‌شوند. نظریه برای سازماندهی کردن مشاهده‌ها براساس تشابه درونی ویژگی‌های انتخاب شده، طرحی فراهم می‌کند. این تشابه ممکن است بر اساس شکل ظاهری و یا بر پایه وظایف مشترک باشد. از این‌رو اولین کار نظریه‌پرداز عبارت است از تصمیم‌گیری درباره این که چه نوع تشابهی به عنوان مبنای توصیف به کار برده شود.

موفقیت یک نظریه در درجه اول به توانایی آن در طبقه‌بندی داده‌های قابل مشاهده بستگی دارد. نظریه خوب آن است که بتواند هر مشاهده‌ای را به راحتی و بدون شک و تردید طبقه‌بندی کند. هر نظریه توصیفی همانند نظریه تبیینی باید بر اساس میزان سودمندی و قدرت توصیفی آن با توجه به ملاک آزمون‌پذیری مورد ارزشیابی قرار گیرد. یک نظریه تبیینی خوب باید بتواند مشاهداتی را که هنوز صورت نگرفته است به شکل قابل آزمون پیش‌بینی و توصیف کند. تشخیص نظریه توصیفی و تبیینی به صورت تجزیه و تحلیل به خوبی امکان‌پذیر نیست، زیرا یک نظریه توصیفی واقعی، ضرورتاً به یک نظریه تبیینی تبدیل می‌شود. دلیل دیگر این است که در طرح‌ریزی و گسترش نظریه، این دو نوع همزمان تشکیل و بیان می‌شوند و در همان هنگام  نظریه‌پرداز طبقاتی را که مشاهدات بر اساس آن‌ها طبقه‌بندی می‌شوند. تعیین می‌کند.

قدرت یک نظریه تبیینی به روشی بستگی دارد که نظریه‌پرداز برای طرح‌ریزی آن به کار می‌برد. همچنین، این قدرت به توانایی نظریه در آزمون‌پذیری و کافی بودن روش‌های انتخاب شده برای انواع مشاهدات بستگی دارد. نظریه‌ای که قدرت پیش‌بینی ندارد، فاقد ارزش تبیینی است.

نظریه هرگونه که تعریف شود، توجه به آن‌ها در انجام تحقیقات ضرورت دارد. اگر قادر باشیم مشاهده‌ها را طبقه‌بندی و توصیف کنیم و همچنین اگر بتوانیم جریان وقوع حوادث را توصیف کنیم، در این صورت آنچه را که باید بگوییم، گفته‌ایم و لذا به نظریه نیاز نخواهیم داشت. اما باید توجه داشت که نظریه فقط به این دلیل مطرح می‌شوند که توصیف‌ها و طبقه‌بندی‌ها کامل و کافی نیستند. بنابراین می‌توان گفت که غالباً در مشاهدات اشتباهاتی وجود دارد و در دقت مشاهدات انجام شده محدودیت‌هایی وجود دارد. نظریه، علی رغم محدودیت‌های زمانی و لزوم حساسیت و دقت در مشاهدات، همواره به عنوان وسیله‌ای برای جلوگیری از اشتباهات مورد نیاز است.

انواع نظریه

 فارغ از تنوع تعاریف نظریه، دسته‌بندی‌های مختلفی از آن ارائه شده است. در یک دسته‌بندی کلی، نظریه‌ها در چهار دسته قابل تقسیم‌اند:

۱- نظریه صوری: در این نوع کوشش می‌شود که پدیده موردنظر تبیین گردد. اما در این تبیین پدیده به عواملی نسبت داده می‌شود که خود آن‌ها پیچیده و مبهم هستند. به همین دلیل این نظریه از نقطه نظر علمی مردود است، برای مثال، در زمان‌های اولیه نظریه‌هایی درباره رفتار انسان تدوین گردید که براساس آن حوادث طبیعی را ناشی از اعمال خدایانی می‌دانستند که خود ساخته دست انسان بودند. دلیل این نوع تبیین‌ها نیز عدم آگاهی از رفتار انسان بود. این نوع تبیین‌ها که فاقد توانایی پیش‌بینی حوادث هستند، ارزش علمی ندارند.

۲- نظریه قیاسی: نظریه قیاسی، نظریه‌ای است که در آن برای تبیین از یک پدیده مشخصی به عنوان مدل استفاده می‌شود. یکی از نخستین مدل‌ها، مرکز تلفن بود که به صورت قیاسی برای تبیین کار مغز مورد استفاده قرار گرفت.

از آنجا که قیاس کامل نیست، نه این مدل و نه هیچ مدل دیگری نمی‌تواند به طور کامل روش‌هایی را که برای تبیین پدیده موردنظر لازم‌اند، عرضه کند. یک مدل خوب جنبه‌های مهم پدیده را عیناً نشان می‌دهد، اما تشخیص این که کدام یک از جنبه‌ها یا چهره‌های پدیده اهمیت دارد، غالبأ کار ساده‌ای نیست. به عنوان مثال، از نظر فیزیکی یک قطار برقی اسباب بازی ظاهراً می‌تواند مدلی از یک قطار واقعی باشد، اما از نظر لوکوموتیوران این مدل کافی و کامل نیست، زیرا سیستم کنترل یک قطار واقعی با این مدل کاملاً متفاوت است. نظریه‌هایی که به این طریق ساخته می‌شوند، بعداً مورد قضاوت قرار می‌گیرند. به این ترتیب نظریه‌ای مورد قبول واقع می‌شود که جزئیات آن با جزئیات پدیده موردنظر مطابقت داشته باشد.

۳- نظریه تقلیلی: این نوع نظریه، مشاهدات را بر اساس ماهیت فعالیت‌ها با فرآیندهایی که آسان‌تر از مشاهده حادثه هستند، تبیین می‌کند. به عنوان مثال، یک روان‌شناسی ممکن است رفتار معینی را بر اساس عمل سلول‌های فرد تبیین کند. در چنین تبیینی ممکن است سلول‌های زیادی وجود داشته باشند، اما دسته‌ای که فرض می‌شود ساده‌ترند، مورد تبیین قرار می‌گیرند. یکی از ویژگی‌های نظریه تقلیلی این است که عمل تبیین به طور مکرر ادامه پیدا می‌کند تا به پایین‌ترین سطح برسد، یعنی تبیین رفتار بر اساس سلول‌ها ادامه می‌یابد تا به مولکول و بالاخره به اتم برسد، لذا در نظریه تبیینی ابتدا کوشش می‌شود که پدیده موردنظر توصیف شود و سپس از طریق ترکیب فعالیت‌ها و فرآیندهای موجود، نظام ساده‌تری برای تبین به وجود آید.

۴- نظریه تجریدی: در نظریه تجریدی، حوادث پیچیده براساس حوادث ساده تبیین می‌شوند، ولی حوادث ساده نه به عنوان واقعیت، بلکه به عنوان توصیف دقیقی از روابط، مورد استفاده قرار می‌گیرند، ساخت‌های تبیینی متغیرهای مداخله‌کننده نامیده می‌شوند و معمولاً با بیان ریاضی ابراز می‌گردند. زیرا ریاضیات زبان دقیق و روشنی را برای یک نظریه تجریدی قابل قبول فراهم می‌سازد. جاذبه زمین مثال خوبی برای متغیرهای مداخله‌کننده است. چنان که می‌دانیم جاذبه زمین وجود دارد، اما انعکاس‌های لحظه‌ای نشان داده که جاذبه زمین صرفاً بیان ریاضی دقیقی است درباره گرایش حرکات اجسام به سوی اجسام دیگر از راه‌های مشخص. به هر حال نظریه تجریدی با استفاده از اصول ریاضی امکانات مناسبی برای تبیین پدیده‌های علمی فراهم کرده است. بدون شک این نوع کاربرد مؤثر و مفیدی در فیزیک دارد، و در تمام علوم بهترین مدل است. از این رو بسیاری از صاحب‌نظران معتقدند که نظریه تجریدی بالاترین نوع نظریه است، به گونه‌ای که باید راهنمای انواع دیگر نظریه‌ها باشد.

 نقش نظریه در پژوهش

نظریه در تبیین مشاهده، اندازه گیری و محدود کردن واقعیت‌های مورد پژوهش راهنمای پژوهشگر است. نظریه وسیله‌ای است که از طریق آن به جستجوی همبستگی‌های آزمایشی پدیده‌ها می‌پردازند. برای نظریه نقش‌های متفاوت و متعددی مطرح شده است، این بحث‌ها بیشتر مربوط به این موضوع هستند که آیا باید ابتدا نظریه را ساخت و سپس به پژوهش پرداخت، یا بر عکس آن عمل کرد و یا ترکیبی از این دو روش را به کار بست؟

در حقیقت هیچ‌کدام از این دو روش به تنهایی نمی‌تواند ایده علمی نوینی را عرضه کند، به همین دلیل و با توجه به مطالب زیر، ترکیب این دو روش می‌تواند در بررسی و خلق ایده‌های علمی سهم مؤثری داشته باشد.

روشی «ابتدا پژوهش، بعد نظریه» این عیب را دارد که در اجرای آن برای جمع‌آوری اطلاعاتی کوشش می‌شود که هدف مفیدی برای آن‎‌ها در نظر گرفته نشده است. اما اطلاعاتی که به این شیوه گردآوری می‌شوند، ممکن است به کشف، نظریه‌های مفیدی منجر گردند. روش «ابتدا پژوهش، بعد نظریه»، این عیب را دارد که پژوهشگر ممکن است فاقد اطلاعات مقدماتی لازم برای ساخت نظریه باشد. لذا ترکیب این دو روش ممکن است روش‌های کلی‌تر، دقیق‌تر و همچنین نمایش منظم‌تری از فرآیندهایی را که واقعاً اتفاق افتاده‌اند، مهیا سازد. روش ترکیبی، فعالیت‌های علمی را به سه دسته زیر تقسیم می‌کند: اکتشاف، توصیف و تبیین. در هر حال هر یک از روش‌های سه‌گانه در فعالیت‌های علمی نقش‌هایی را ایفا می‌کنند که به صورت کلی می‌توان عمده‌ترین آن‌ها را: تنظیم‌یافته‌ها، ایجاد فرضیه، پیش‌بینی و مهیا ساختن تبیین‌ها ذکر کرد.

به طور کلی می‌توان چنین نتیجه‌گیری کرد:

  1.  نظریه می‌تواند. افکار جدیدی را در روند حل مسائل نظری برانگیزد.
  2.  نظریه ممکن است الگوهایی از موضوعات و مسائل مورد بحث ارائه دهد به گونه‌ای که بتوان یک توصیف جامع و طرح‌گونه از آن‌ها عرضه کرد.
  3.  تجزیه و تحلیل و نقد هر نظریه ممکن است به نظریات تازه‌ای منجر گردد.
  4.  نظریه ممکن است الهام‌بخش فرضیه‌های علمی تازه‌ای باشد.
  5.  نظریه‌هایی که به آزمون آن‌ها می‌پردازیم صریحاً یا تلویحاً ما را هدایت می‌کنند که کدام مشاهدات به مسأله مورد بررسی مربوطند. بنابراین نظریه‌آزمایی در امر گردآوری مناسب داده‌ها اهمیت اساسی دارد.
  6.  نظریه می‌تواند با کمک به درک اینکه مشاهدات بازتاب چه مفاهیم کلی‌تری هستند، به فهم و تفسیر مجموعه‌ای از مشاهدات کمک کند و تبیین موجهی درباره نحوه ارتباط مشاهدات با یکدیگر فراهم آورد.
  7. نظریه هدایت‌گر تحلیل است. قضایایی از نظریه برمی‌خیزند که محور اصلی تحلیل داده‌ها را تشکیل می‌دهند.
  8. نظریه، زمینه و بستری فراهم می‌کند که مشاهدات خاص را در آن قرار دهیم و به این ترتیب به درک معنا و اهمیت احتمالی مشاهدات کمک می‌کنند، به این معنا، نظریه ما را به مشاهداتی حساس می‌سازد که در غیر این صورت ممکن بود از آن‌ها غفلت کنیم.
  9.  نظریه‌ها به ما کمک می‌کنند تا به طرح مسائل جدی بپردازیم و از مسائل خاصی نیز آگاه شویم. امید می‌رود که نقش نظریه آن باشد که از طرح مسائل بی اهمیت پرهیز کنیم و تحقیق را به «حساب اجتماعی» تقلیل ندهیم.

فرآیندهای نظریه‌پردازی و نظریه‌آزمایی

 مشاهدات مستلزم تبیین‌اند، ولی به همان ترتیب هم باید در برابر واقعیت به آزمون در آیند. کافی نیست که فقط داده‌ها و واقعیت‌ها را گردآوری کرد، همچنین کافی نیست که فقط به تبیین بپردازیم بدون آنکه آن را در برابر واقعیت به آزمون بکشیم. تحقیق، متضمن ارتباط مستمری بین مشاهده و تبیین، گردآوری داده‌های بیشتر برای آزمون تبیین اولیه و پالایش تبیین نظری است. ارائه تبیین مناسب، متضمن دو فرآیند مرتبط به هم زیر است: نظریه‌پردازی و نظریه آزمایی.

۱- نظریه‌پردازی: فرآیندی است که با یک رشته مشاهدات آغاز شده و به ساختن نظریه‌هایی درباره این مشاهدات منتهی می‌شود. به این نوع نظریه‌پردازی، نظریه زمینی نیز می‌گویند زیرا مبتنی بر مشاهده است و برخی آن را نظریه بعد از واقعه یا نظریه پسینی می‌خوانند، زیرا نظریه بعد از مشاهده، نه قبل از آن می‌آید.

به طور کلی در پی انجام مشاهدات خاص، پرسشی اساسی مطرح می‌شود که آیا این مشاهده مورد خاصی از عامل عام‌تری است؟ در صورتی که چنین باشد می‌توان به درک بهتری از اهمیت و معنای آن مشاهده خاص برآمد.

۲- نظریه‌آزمایی: در آزمون هر نظریه. از آن نظریه سود می‌جوییم تا مشاهداتمان را هدایت کند. در این جا از عام به خاص حرکت می‌کنیم. مشاهدات باید آزمون تعیین‌کننده نظریه باشند. فرآیندهای نظریه‌پردازی و نظریه‌آزمانی در شکل زیر نشان داده شده است.

فرایند نظریه پردازی و نظریه آزمایی

 

مطالعه بیشتر

فروشگاه پژوهنده

مقیاس اندازه‌گیری در تحقیقات و پژوهش‌های علمی

مقیاس اندازه‌گیری

 علاوه بر مفهوم متغیر و نوع متغیرها، مقیاس اندازه‌گیری نیز از اهمیت خاصی برخوردارند. چرا که اندازه‌گیری از مراحل اصلی هر پژوهش به شمار می‌رود. اندازه‌گیری روشی است که از طریق آن به یک صفت یا یک ویژگی، با توجه به ملاک مشخص، عددی نسبت داده می‌شود. اندازه‌گیری، نسبت دادن اعداد به خصوصیات اشیا، وقایع یا افراد بر طبق قواعدی منطقی و قابل قبول است. اندازه‌گیری را می‌توان به روشی اطلاق کرد که از طریق آن عددی بر اساس یک قانون معین جایگزین یک صفت می‌شود. برای نسبت دادن اعداد به متغیرها چندین قاعده معروف وجود دارد. مجموعه قواعد مختلف، مقیاس‌های مختلف اندازه‌گیری و مجموعه قواعد مشخص، مقیاس اندازه‌گیری مشخصی را ارائه می‌دهند. چهار نوع مقیاس اندازه‌گیری مهم برای نسبت دادن مقادیر کمی به متغیرها وجود دارد

مقیاس اسمی:

اندازه‌گیری در ضعیف‌ترین شکل خود وقتی است که اعداد یا سمبول‌ها صرفاً برای طبقه‌بندی اشیا، اشخاص یا خصوصیات به کار رود. وقتی که اعداد یا سمبول‌ها به منظور مشخص نمودن گروه‌هایی که اشیای مختلف متعلق به آن گروه‌ها هستند به کار رود، در این صورت یک «مقیاس اسمی» یا طبقه‌ای ایجاد شده است؛ برای مثال به منظور مشخص کردن سازمان‌ها می‌توان از مقیاس اسمی استفاده کرد و آن‌ها را به «الف»، «ب»، و «ج» نام‌گذاری کرد. مثال دیگر تقسیم‌بندی سبک‌های مدیریت به S1، S2،  S3 و S4  است. در واقع در اینجا ما مدیران را برحسب سبک رهبریشان نام‌گذاری کرده‌ایم.

مقیاس ترتیبی (رتبه‌ای):

مواردی پیش می‌آید که صرف‌نظر از تفاوت محتویات یک طبقه از مقیاسی با محتویات طبقه دیگر، یک نوع ارتباط بین آن‌ها برقرار است. روابط موجود بین طبقات با توجه به نوع مقیاس، بیشتر به صورت «ترجیح دارد به؛ و بالاتر، بیشتر، مشکل‌تر، مشغول‌تر یا کامل‌تر است از) بیان می‌شود. چنین روابطی را معمولاً با علائمی نظیر «< » نشان می‌دهند. چنانچه میان برخی از طبقات یک مقیاس اسمی یعنی گروه متشکل از طبقات هم ارز رابطه «<» برقرار باشد، در آن صورت یک «مقیاس نسبتاً ترتیبی» خواهیم داشت و اگر رابطه «<» برای تمام طبقات به صورت جفت جفت صادق باشد، به طوری که طبقات کاملاً رتبه‌بندی شده باشند، در آن صورت یک «مقیاس ترتیبی» خواهیم داشت. استفاده از اصطلاحاتی چون «بالا، وسط، پایین» و «قوی، متوسط، ضعیف» در تحقیقات بیانگر مقیاس ترتیبی است؛ برای مثال طبقه‌بندی مردم یک کشور به پردرآمد، متوسط و کم درآمد، مقیاسی ترتیبی است.

مقیاس فاصله‌ای:

وقتی که مقیاسی همه خصوصیات یک مقیاس ترتیبی را دارا باشد و علاوه بر آن فاصله بین هر دو عدد بر روی مقیاس میزان مشخصی داشته باشد، در آن صورت به مقیاسی به مراتب قوی‌تری دست یافته‌ایم که آن را «مقیاس فاصله‌ای» می‌نامند. در این مقیاس تصور ما از طبقات مختلف داده‌ها آنچنان دقیق است که می‌دانیم فواصل بین هر دو عدد بر روی مقیاس دقیقاً چقدر است. هر مقیاس فاصله‌ای با واحد ثابت و مشترکی مشخص می‌شود که یک عدد واقعی را به زوج‌های مشاهدات ما در یک مجموعه ترتیبی نسبت می‌دهد. در این نوع اندازه‌گیری نسبت به هر دو فاصله مستقل از واحد اندازه‌گیری و مستقل از نقطه صفر است. در مقیاس فاصله‌ای نقطه صفر و واحد اندازه‌گیری اختیاری و قراردادی است؛ برای مثال با آن که واحد اندازه‌گیری و نقطه صفر در دو مقیاس سانتیگراد و فارنهایت با یکدیگر متفاوتند، هر دو برای اندازه‌گیری حرارت به کار می‌روند.

 مقیاس نسبی (نسبتی):

به مقیاسی که علاوه بر همه خصوصیات مقیاس فاصله‌ای دارای نقطه صفر واقعی نیز هست «مقیاس نسبتی» گفته می‌شود. در مقیاس نسبتی، نسبت هر دو نقطه روی مقیاس از واحد اندازه‌گیری مستقل است؛ برای مثال مقیاس‌هایی چون پوند و گرم، نقطه صفر واقعی دارند و نسبت بین هر دو وزن دلخواه، از واحد اندازه‌گیری مستقل است. وزن دو شئ مختلف را نه تنها با گرم بلکه پوند نیز می‌توان اندازه‌گیری کرد و در این صورت نسبت دو وزن برحسب پوند برابر است با نسبت همان دو وزن بر حسب گرم.

جدول زیر نشان‌دهنده خلاصه مفاهیم ذکر شده درباره مقیاس‌های چهارگانه و مقایسه آن‌هاست. این جدول نشان می‌دهد که عملیات جبری و ریاضی معمول را فقط برای مقیاس‌های فاصله‌ای و نسبتی می‌توان به کار گرفت؛ چرا که فقط این مقیاس‌ها نسبت به صفر (قراردادی یا مطلق) سنجیده می‌شوند.

مقایسه مقیاس‌های اندازه‌گیری - مقیاس اندازه‌گیری

تشخیص مقیاس‌های اندازه‌گیری از نظر تعیین نوع فنون آماری مورد استفاده برای تحلیل داده‌ها نیز از اهمیت زیادی برخوردارند. زیرا کیفیت داده‌های گردآوری شده تا حدود زیادی بستگی به مقیاس‌های اندازه‌گیری دارد. به عبارت دیگر داده‌های گردآوری شده در تحقیقاتی که متغیرهای آن دارای مقیاس‌های اسمی و رتبه‌ای بوده‌اند با داده‌هایی که متغیرهای آن دارای مقیاس‌های فاصله‌ای و نسبتی بوده‌اند، متفاوت است. جدول زیر به مقایسه مقیاس‌های چهارگانه براساس فنون آماری مورد استفاده پرداخته است.

مقایسه مقیاس‌ اندازه‌گیری بر اساس عملیات ریاضی و آزمون‌های آماری

مطالعه بیشتر

فروشگاه پژوهنده