نوشته‌ها

مفهوم در زبان علم و ملاک‌های ارزشیابی مفاهیم نظری و تجربی

مفهوم در زبان علم و ملاک‌های ارزشیابی مفاهیم نظری و تجربی

مفهوم یا کانسپت در لغت آنچه مورد فهم واقع شده‌است. اما در اصطلاح:

  • گاهی به واحد اصلی تفکر اطلاق می‌شود که قابل تقسیم بندی نیست،می‌تواند مفید و مضر باشد.
  • مفهوم در برابر مصداق. مفهوم یعنی، معنا و مدلولی که لفظ بر آن دلالت می‌کند و از لفظ فهمیده می‌شود. به نظر متفکران بزرگی از قبیل ارسطو، هربرت پوتنام،…مفهوم به صورت ساده معرفی و ترکیب برداشت‌های حسی است به نظر دسته دیگری از متفکران از قبیل جان دیویی مغز نمی‌تواند یک دریافت‌کننده مفعول و بدون مداخله باشد.

مفهوم به دو دسته طبقه‌بندی می‌شود:مفهوم جزئی و کلی. اولی شامل تمام خصوصیات تشکیل دهنده یک مفهوم می‌باشد،برداشت از یک مفهوم در واقع مجموعی از ویژگی‌هایی است که باعث تمایز آن مفهوم از بقیه مفاهیم می‌شود. و دومی (کلی) مجموع خصوصیاتی که تشکیل دهنده برداشت اول هستند(مانند مفهوم انسان بدون مشخصات یک مصداق خاص)

  • مفهوم جزئی: مفهومی است که تنها بر یک مصداق «قابل صدق» است؛ مانند: تهران
  • مفهوم کلی: مفهومی است که بر بیش از یک مصداق «قابل صدق» است؛ مانند: انسان

در تحقیق به روش علمی یکی از حساس‌ترین اقدامات تعریف صحیح عناصر تحقیق است. تفاوت بین این عناصر در یک تحقیق، شاید بسیار ظریف باشد. از این رو شناخت دقیق و درک صحیح آن‌ها می‌تواند فرآیند تحقیق را در مسیر صحیح قرار دهد.

مفهوم

در تعقل و تفکر از زبان استفاده می‌شود. زبان خود شیوه ارتباطی است که متشکل از نمادها و قوانینی است که می‌توان آن‌ها را به شیوه‌های گوناگون ترکیب کرد، نمادها به خودی خود قابل فهم نیستند و برای انتقال آن‌ها از مفاهیم استفاده می‌شود. به عبارت دیگر دریافت و انتقال پیام‌های علمی از طریق مفاهیم امکان‌پذیر است. مفهوم را می‌توان انتزاع یا تجرید رویدادهای مشاهده‌پذیر دانست، بدین معنا که بیانگر یک چیز، ویژگی یا پدیده بخصوصی است. تشکیل مفهوم راهی کوتاه برای تعریف و توصیف واقعیت‌ها است و مقصود از آن ساده کردن امر تفکر است. به طور کلی می‌توان گفت: مفاهیم بلوک‌هایی هستند که ساختمان نظریه به وسیله آن‌ها ساخته می‌شود. یک مفهوم، ذهنیتی است که در قالب آن نمادها و کلمات بیان می شود.

هنگامی که یک مفهوم بر اساس فعالیت‌های حسی و به صورت عینی و با حداقل کوشش ساخته شود، واقعی یا ملموس یا تجربی نامیده می‌شود، (مانند خانه، گربه، انسان و گفتگو). فرد، خانه یا فردی را می‌بیند و صدای گربه و گفتگویی را می شنوند. اما همه مفاهیم این‌طور نیستند. مفاهیمی وجود دارند که از هرگونه شرایط زمانی و مکانی خاص مستقل هستند و به توصیف موجودیت‌های غیرقابل مشاهده می‌پردازند.

این‌گونه مفاهیم را مجرد یا نظری گویند. مانند وطن، عاطفه و ارتباط. بنابراین میزان انتزاعی بودن یک جمله با یک عبارت به میزان انتزاعی بودن مفاهیم آن بستگی دارند.

هنگامی که نوع مفهوم مشخص شد، باید آن را توسعه و گسترش داد. توسعه و گسترش با ادراک یک مفهوم نظری، «توضیح» نامیده می‌شود. در صورتی که توسعه و گسترش یا ادراک یک مفهوم تجربی را تعریف گویند. از آنجا که مفهوم نظری، یک ایده مجرد و غیرقابل مشاهده را عرضه می‌کند، بنابراین توضیح آن هم باید از یک ایده یا از ایده‌های غیرقابل مشاهده گرفته شود، این بدان معنی است که ویژگی‌های آن مجرد و غیرملموس و واقعی است. با این وجود برای درک یک مفهوم نظری مشاهده و تجربه بی‌فایده نیستند؛ درواقع، مشاهده و تجربه در به وجود آوردن ایده‌ها مؤثر و مفید هستند، اما برای توضیح آن‌ها نباید از واژه‌هایی که برای نمودهای قابل مشاهده به کار برده می‌شوند، استفاده کرد.

این دو نوع مفهوم با وظایف و عملکردهای مختلف و جداگانه، امکان گسترش دانش جدید را به وجود می‌آورند، مفاهیم نظری ابزار تفکر را آزادانه و بدون محدودیت از طریق آنچه که مشاهده می‌شود یا می‌توان مشاهده کرد، با تکنولوژی موجود توسعه می‌دهند. به همین طریق مفاهیم تجربی به عنوان یک ابزار به آزمون تفکر می‌پردازند و از این طریق خطاهای موجود در روش را حذف می‌کشند.

 

مفهوم

ملاک‌های ارزشیابی مفاهیم

 در تعریف و توضیح یک مفهوم، معنای دقیق و درستی وجود ندارد و نمی‌توان گفت تعریف مفهوم، صحیح است یا غلط. تعریف یک مفهوم زمانی بهتر از توضیح یا تعریف مفهومی دیگر است که در آن ملاک‌های ارزشیابی مفاهیم، بهتر رعایت شده باشند. بنابراین تعریف مفهوم با توجه به ملاک‌های ارزشیابی، مورد قضاوت قرار می‌گیرد.

ملاک‌هایی که در توضیح مفاهیم نظری به عنوان ملاک ارزشیابی مفهوم به کار برده می‌شوند عبارتند از:

  1. اهمیت و اعتبار تجربی: منظور این است که هریک از مفاهیم نظری باید پژوهشگر و یا جوینده دانش را به یک یا چند مفهوم تجربی راهنمایی کند.
  2. سودمندی با اثربخشی: مفاهیم مطلوب باید با مفاهیم زیادی ارتباط داشته باشند و تعداد این ارتباط‌ها باید به حداکثر ممکن برسد. هنگامی که تعداد ارتباط‌های بین مفاهیم زیاد باشد، آزمون تجربی این ارتباط‌ها به مشاهده‌های بیشتری منجر شده و موجب کسب دانش و اطلاعات بیشتر می‌گردد.
  3.  ثبات درونی: در توضیح مفاهیم نظری نباید تناقض درونی وجود داشته باشد. این تناقض نه تنها در معنای مفاهیم نباید وجود داشته باشد، بلکه در توضیح آن‌ها نیز نباید یک مفهوم یکسان در مکان‌های متفاوت و با معانی مختلف به کار برده شود.
  4.  عملیات ریاضی: مقصود تعیین این واقعیت است که آیا مفهوم قابل تبدیل شدن به کمیت است و یا این که پژوهشگر در توضیح آن باید از نمادهای ریاضی استفاده
  5. سادگی: سادگی بیان یا توضیح مفهوم در نزد افراد، متفاوت است. توضیح یا تعریف یک مفهوم ممکن است برای عده‌ای ساده و برای عده‌ای دیگر مهم باشد. بنابراین سادگی عبارت است از درجه توافقی که افراد مختلف در روشن بودن معانی مفهوم دارند.

همچنین ملاک‌های ارزشیابی مفاهیم تجربی عبارتند از:

  1.  پایایی مشاهده‌گرها: منظور این است که مشاهده‌کنندگان در گزارش از پدیده‌های یکسان، توافق داشته باشند. باید توجه کرد امکان توافق کامل وجود ندارد و در صورتی که در میان مشاهده‌کنندگان ۸۰ یا ۹۰ درصد توافق وجود داشته باشد کافی به نظر می‌رسد.
  2.  انتزاعی بودن: مقصود این است که مفاهیم تجربی با در نظر گرفتن محدودیت‌های زمانی و مکانی یا هر دوی آن‌ها، باید آغاز و پایانی داشته باشند.
  3.  ادراکی: منظور از این ملاک این است که مشاهده‌کننده با حداقل فعالیت‌هایی که به منظور شناخت انجام می‌دهد، مفهوم را درک کند.
  4.  ارتباط با برخی از مفاهیم نظری: مراد این است که بعد از مشاهده مفاهیم تجربی شخص بتواند مفاهیم نظری همتا و مقابل آن را پیدا کند. رعایت این ملاک مشابه توجه به ملاک اعتبار تجربی در مفاهیم نظری است.
  5. سادگی: سادگی برای مفاهیم نظری و تجربی معنای یکسانی دارد. یک مفهوم وقتی ساده و روشن است که پژوهشگران پس از مشاهده عینی آن، در معنای آن توافق داشته باشند.

 

منبع: https://en.wikipedia.org/wiki/Concept

فروشگاه پژوهنده

scientific research in management

مدیریت سازمان‌ها و روش تحقیق علمی در تحقیقات مدیریتی

روش تحقیق علمی در مدیریت

 به طور کلی روش تحقیق در علوم اجتماعی، روشی جدا از سایر علوم نیست. مدیریت نیاز مانند سایر رشته‌ها، متکی به روش تجربه و روش مشاهده است. آنچه که در رشته مدیریت، بیشتر بدان توجه می‌شود، جنبه انسان بودن موضوع مورد مطالعه است. برای مثال در علوم فیزیکی کلیه عوامل در اختیار محقق قرار می‌گیرد و آزمایش علمی بنا به میل و اراده او انجام می‌شود، ولی در مدیریت، هیچ مجوزی برای آزمایش روی انسان‌ها در دست نیست، به این ترتیب عالم علم فیزیک یا شیمی در آزمایشگاه خود اجسام را بنا به سلیقه خود تغییر شکل می‌دهد، و انواع تجزیه و ترکیب‌های که به عمل می‌آورد، به کشفیات و استنتاجات علمی جدیدی دست می‌یابد. لکن، پژوهشگر مدیریت هرگز نمی‌تواند عده‌ای از کارکنان را در یک آزمایشگاهی قرار دهد و بنا به میل خود محیط و شرایط زندگی را تعیین نماید، تا اختلافات آن‌ها را پس از مدتی، بررسی کند. در مدیریت (در اغلب مواقع)، چون مطلب مورد مطالعه، انسان‌ها هستند، ناچاریم که بیشتر به مشاهده بپردازیم، و چگونگی فعالیت‌های انسانی را از طریق مقایسه شرایط حال و گذشته آنان بررسی و تفسیر کنیم. البته ناگفته نماند که روش تجربی یا آزمایشی نیز در تحقیقات مدیریتی به کار برده می‌شود، ولی نه به حدی که موجب شود که در روحیات و زندگی انسان‌ها اثرات نام مطلوبی را ایجاد نماید.

نقش تحقیقات مدیریتی در مدیریت اثربخش سازمان‌ها

 امروزه سازمان‌ها در شرایط در حال تغییر به سر می‌برند و محیط درون و برون‌سازمانی به شدت آن‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهند. مدیران سازمان‌ها برای غلبه بر مسائل پیش‌رو و مدیریت اثربخش، به فعالیت‌های تحقیقاتی در حوزه‌های مختلف سازمان می‌پردازند. لذا، تحقیق در مواردی نظیر مدیریت عمومی، برنامه‌ریزی استراتژیک، اعمال سیاست‌ها، فهم تحقیق و گزارش‌های مشاوره‌ای و نظایر آن یک ابزار مهم مدیریتی به شمار می‌رود.

در فرآیند مدیریت، تحقیق نقش بسیار مهمی دارد و تمامی سازمان‌ها برای نیل به اهداف خود به اداره منابع مادی و انسانی خود می‌پردازند. اجرای مدیریت استراتژیک در سازمان‌های مختلف از نظر جزئیات و پیچیدگی‌ها بسیار متفاوت است. نقش تحقیق در روند برنامه‌ریزی و مدیریت را می‌توان بسان شکل زیر به تصویر کشید.

 

فرایند مدیریت و برنامه‌ریزی

 

  • شرایط کار: شرایط کار در یک برنامه‌ریزی خاص یا یک وظیفه مدیریتی، هدف یک عمل را مشخص می‌کند که این عمل می‌تواند با یک پروژه خاص یا برنامه‌ریزی استراتژیک کل سازمان مرتبط باشد. نتیجه یک تحقیق می‌تواند در شرایط کار نقش مهمی را ایفا کند. برای مثال نتیجه تحقیق در خصوص شرایط کاری یک شرکت می‌تواند به بهبود شرایط کاری آن شرکت منجر شود.
  •  ارزیابی محیط: ارزیابی محیط به گردآوری تمامی اطلاعات لازم که برای انجام وظیفه، ضرورت دارد مربوط می‌شود. همچنین این اطلاعات می‌تواند به ساختار و عملکرد داخلی سازمان و یا به جهان خارج و از جمله به نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهدیدها مرتبط شوند. ارزیابی محیط می‌تواند به تجزیه و تحلیل سیاست‌های دولت، تغییرات فناوری، فعالیت اتحادیه‌ها، مشتریان واقعی و بالقوه، نقش رقبا و موارد دیگر بپردازند.
  • ماموریت و اهداف: اگر وظیفه مدیریت به نسبت جزئی باشد، احتمال دارد ماموریت یا اهداف سازمان از قبل تعیین شده باشند، ولی اگر بسان تدوین برنامه استراتژیک کل سازمان یک وظیفه عمده به حساب آیند، تعیین اهداف و مأموریت ضرورت خواهد یافت.
  • مشاوره: اغلب سازمان‌ها مشاوره با «ذی نفعان» را بسیار مهم می‌دانند و در بسیاری از اشکال برنامه‌ریزی، بخش عمومی یک شرط قانونی محسوب می‌شود. کارکنان، مشتریان، اعضا عادی، اعضا هیات‌ها و شوراها و سازمان‌های مجاور جمع ذی نفعان را تشکیل می‌دهند.
  • بررسی راه‌های موجود: به منظور توسعه یک برنامه با استراتژی باید به راه‌های موجود، عملی بودن آن‌ها، احتمال مشارکت آن‌ها در کسب اهداف سازمان و بهترین روش اجرایی توجه کرد. تحقیق می‌تواند در فرآیند شناسایی سیاست‌های جایگزین، روش‌های دیگر برنامه‌ریزی و همچنین در ارزیابی آن‌ها به کار رود.
  • تعیین استراتژی: به معنای انتخاب چگونگی اقدام از میان تمامی راه‌های موجود و شناخته شده با در نظر گرفتن ارزیابی‌های موجود، این فرآیند گزینشی می‌تواند فرآیند پیچیده‌ای باشد که در درون داد، تحقیقاتی را لازم بداند.
  •  اجرا: اجرای یک برنامه یا استراتژی بخش مهمی از وظیفه مدیریت است. می‌توان از طریق تحقیق در بهتر نمودن روش‌های تخصیص منابع و یا ارائه بازخورد اطلاعاتی درباره فرآیند مدیریتی (مثلا در قالب بررسی مشتریان) تحقیق را دخالت داد.
  • نظارت و ارزیابی: نظارت بر پیشرفت کارها و ارزیابی اجرای استراتژی‌ها، آشکارا  روندی است که تحقیق در آن دخیل است.
  • بازخورد اطلاعات: این فرآیند با مرحله بازخورد اطلاعات به نقطه آغازین باز می‌گردد. داده‌های مرحله نظارت و ارزیابی می‌تواند در چرخه برنامه‌ریزی و مدیریت به کار آید و به تجدیدنظر در برخی از تصمیمات منجر شود. احتمال دارد فرآیند نظارت و ارزیابی، خبر از موفقیت کامل دهد، در برخی از جزئیات سیاست‌ها و برنامه‌های اتخاذ شده تغییرات اندکی دهد و یا به تجدید نظر کلی روش در پیش گرفته شده بیانجامد.

نتیجه‌گیری

در این مطلب نمایی کلی از تحقیقات مدیریتی ارائه شد و نشان داد این نوع تحقیقات خلاصه فرآیندی متنوع و پیچیده است و از شاخه‌های مختلف علوم بهره‌برداری می‌کند. اجرای چنین تحقیقاتی مستلزم برخورداری از مهارت‌های تحقیقاتی، درک تحقیق و شیوه‌های آن و مرتبط کردن نتایج تحقیقات با مدیریت استراتژیک و مدیریت عملیاتی است. شناخت شیوه‌های تحقیقات سازمانی، یکی از ابزارهای ضروری در مدیریت، سیاست‌گذاری و شناخت تحقیقات و گزارشات مشاوره‌ای است.

حوزه تحقیقات سازمانی با برخی دیگر از زمینه‌ها چون جامعه‌شناسی، روانشناسی، اقتصاد، آموزش، مهندسی و ارتباطات تداخل دارد، اگر چه این حوزه ویژگی‌هایی دارد که آن را از سایرین متمایز می‌کند. این ویژگی‌ها شامل ویژگی التقاطی، دسترسی محدود به مدیران و سازمان‌ها و پیش‌بینی عمل به عنوان نتیجه تحقیق است.

به منظور انجام تحقیقات علمی باید نسبت به کلیت تحقیق شناخت کامل داشت. در این راستا باید شناخت و منابع گوناگون ایجاد آن مورد بررسی قرار گیرد، تا بتوان با درک آن رویکرد روش علمی تحقیق را از سایر روش‌های تحقیق تشخیص دهیم.

منبع: http://www.scirp.org

فروشگاه پژوهنده

چرا پژوهش علمی و روش تحقیق؟

چرا انسان‌ها به سوی پژوهش علمی می‌روند؟

انسان هزاران سال است که به دنبال پاسخ چراهای خویش است؛ و با پاسخ‌ها به چراهای خود درصدد خروج از مجهولات و توسعه دامنه معلومات خویش است. هرچند با کشف هر معلومی، مسائل و مجهولات جدیدی در پیش روی انسان گذاشته می‌شود و به عبارت دیگر مجهولات بیشتری برای بشر نمایان می‌شود. این فرآیند ضرورت انجام پژوهش و تلاش مستمر و گسترش یابنده پژوهش‌های علمی را معنادار می‌کند. امروزه پژوهش‌های علمی زیربنای برنامهه‌ای توسعه جوامع بشری محسوب می‌شود و به همین دلیل است که گرایش شدیدی از سوی اساتید دانشگاه‌ها، دانشجویان، کارشناسان و مدیران سازمان‌ها و حتی افراد عادی نسبت به انجام پژوهش علمی پیدا شده است.

انجام پژوهش و کسب معلومات نیاز به روش‌های مناسب و ابزارهای معتبر دارد. از این رو لازم است پژوهشگران و علاقمندان به پژوهش و اساساً هر کس که خواهان کشف مجهول و دانستن است، از روش‌های تحقیق آگاهی یافته و فنون کشف واقعیت‌ها و شناخت حقایق را فرا گیرد.

در کشور ما نیز به دنبال تحولات علمی که در طی سال‌های اخیر به وجود آمده است، آثار مختلفی منتشر شده است که هر یک از آن‌ها به سهم خود دانش و معرفت افراد علاقمند را در زمینه روش‌های تحقیق علمی افزایش داده است. گروه پژوهشی پژوهنده سعی دارد با سلسله مطالبی که در زمینه روش تحقیق علمی به مخاطبان خود ارائه می‌دهد، گام کوچکی در این زمینه برداشته باشد.

آینده شناسی، پیش بینی و پیش گویی

پیش بینی

پیش‌بینی در مورد اتفاقاتی که ممکن است در آینده بیافتند صحبت می کند. بیشتر پیش‌بینی‌ها بر مبنای تجربیات یا دانسته‌ها هستند. بین پیش‌بینی و پیش گویی تفاوت هایی وجود دارد. پیش‌بینی بیان اتفاقاتی است که انتظار می رود اتفاق بیافتند، اما پیش گویی محدوده وسیع تری را شامل می‌شود و ممکن است به مواردی اشاره کند که مورد انتظار نیستند. تضمینی برای درست بودن پیش بینی‌ها وجود ندارد اما پیش بینی امری بسیار مهم در برنامه ریزی است. هووارد استیونسون در مورد پیش‌بینی در امر تجارت می نویسد : “… پیش‌بینی حداقل دو ویژگی دارد : مهم و دشوار”

تفاوت پیش بینی و فرضیه
خارج از چارچوب سخت علم، در اغلب موارد پیش بینی با فرضیه اشتباه گرفته می شود.

پیش بینی در سیاستویرایش
پیش بینی در سیاست بیشتر برای انتخاب به کار می رود. موسسات و سازمان‌ها با استفاده از نظرسنجی‌ها و تکنیک‌های پیش بینی، اقدام به پیش بینی نتیجه انتخابات می کنند و از آن برای اهداف خود استفاده می کنند

پیش گویی

پیش‌گویی فرآیند برآورد در شرایط ناشناخته است. پیش‌بینی، اصطلاحی مشابه، اما عمومی‌تر است. هر دو این لغات می‌توانند به برآورد مجموعه‌های/ سری‌های زمانی (time series)، داده‌های میان‌بخشی (cross-sectional) یا وابسته به طول جغرافیایی (longitudinal) ارجاع دهند. کاربرد این لغات، میان حوزه‌های اجرایی متفاوت است: برای مثال در مبحث آب‌شناسی (hydrology)، عبارت “پیش‌گو” و “پیش‌گویی” گاهی برای برآورد ارزش‌ها در زمان‌های آیندهٔ خاص به کار می‌رود، در حالی که عبارت “پیش‌بینی” برای برآوردهای عمومی‌تر، از قبیل تعداد مواردی که در طی یک دوره زمانیِ طولانی سیل اتفاق می‌افتد، استفاده می‌شود. ریسک و عدم اطمینان موضوعات مرکزی در پیش‌گویی و پیش‌بینی هستند. پیش‌گویی در کاربستِ برنامه‌ریزی تقاضای مصرف‌کننده (Customer Demand Planning) در پیش‌گوییِ تجارت روزانه برای شرکت‌های تولیدی به کار می‌رود. از قواعدِ برنامه‌ریزی تقاضا، همچنین گاهی به عنوان پشتیبانِ پیش‌گوییِ زنجیره‌ای یاد می‌شود که هم پیش‌گوییِ آماری و هم یک فرآیند توافقی را در بر می‌گیرد. پیش‌گویی معمولاً در بحثِ داده‌های سری‌های زمانی استفاده می‌شود.

دسته‌بندی‌های روش‌های پیش‌گویی
روش‌های سری‌های زمانی (Time Series Methods)

روش‌های سری‌های زمانی، داده‌های تاریخی را به عنوان پایه‌ای برای برآورد برون‌دادهای آینده به کار می‌برند.

– پیش‌گوییِ غلطان (Rolling Forecast)، طرح‌ریزی برای آینده بر اساس اتفاقات گذشته است که معمولاً بر پایهٔ یک زمان‌بندی منظم جهت همراه ساختن داده‌ها، به روز می‌شود.

– میانگین محرک (Moving Average)

– میانگین محرک وزنی (Weighted Moving Average)

– روان‌سازیِ نمایی (Exponential Smoothing)

– کالمان فیلتر (Kalman Filter)

– برون‌یابی (Extrapolation)

– پیش‌بینی خطی (Linear Prediction)

– برآورد تمایل (Trend Estimation)

– منحنی رشد (Growth Curve)

– موضوعات (Topics)

روش‌های سببی/ آمار اقتصادی (Causal / Econometric Methods)

برخی از روش‌های پیش‌گویی این فرض را در نظر می‌گیرند که مشخص کردنِ عوامل مهمی که احتمالاً بر متغیری که تحت پیش‌گویی قرار گرفته است اثر می‌گذارند، ممکن است. برای مثال، فروش چترها می‌تواند با شرایط آب‌وهوایی مرتبط باشد. چنان‌چه علت‌ها فهمیده شوند، طرح‌ریزیِ متغیرهای تأثیرگذار می‌تواند فراهم شده و در پیش‌گویی به کار روند.

– تحلیل بازگشت/ کاهنده (Regression Analysis) با به‌کارگیریِ بازگشت خطی (Linear Regression) یا بازگشت غیرخطی (Non-linear Regression)

– میانگین متحرک خودکاهنده (Autoregressive Moving Average) (ARMA)

– میانگین متحرک یکپارچهٔ خودکاهنده (Autoregressive Integrated Moving Average) (ARIMA)

– آمار اقتصادی (Econometrics)

روش‌های قضاوتی (Judgmental methods)

روش‌های پیش‌گویی قضاوتی، قضاوت‌های شهودی، نظرات و برآوردهای احتمالاتیِ ذهنی را همراه می‌سازد.

– پیش‌گویی‌های مرکب (Composite Forecasts)

– پیمایش‌ها (Surveys)

– روش دلفی (Delphi Method)

– تدوین سناریو (Scenario Building)

– پیش‌گوییِ فن‌آوری (Technology Forecasting)

– پیش‌گویی قیاسی (Forecast by Analogy)

دیگر روش‌ها
– شبیه‌سازی (Simulation)

– بازار پیش‌بینی (Prediction Market)

– پیش‌گویی احتمالی (Probabilistic Forecasting) و پیش‌گویی جمعی (Ensemble Forecasting)

– پیش‌گویی کلاس مرجع (Reference Class Forecasting)

تفاوت پیش گویی خود محقق کننده و خود مخرب

پیش‌گویی محقق‌کننده (به انگلیسی: Self-fulfilling prophecy) یا پیش‌گویی خودانجام، آن‌گونه از پیش‌بینی را می‌گویند که بعد از آنکه اعلام یا صادر می‌شود خودش شرایطی ایجاد می‌کند که باعث می‌شود همان پیش‌گویی به حقیقت بپیوندد.

مثال تاریخی: در سال ۱۹۲۹ در ایالات متحدهٔ آمریکا بحران مالی پیش آمد و شایع شد که بانک‌ها ورشکست خواهند شد. به همین دلیل مردم به بانکها هجوم بردند و پولهای خود را بیرون کشیدند. همین موضوع باعث ورشکستگی بانکها شد.

مثال روان شناسی: کسی که به طور کلی خوشبین است و دیگران را انسانهایی خوب می‌داند و انتظار دارد از مردم برخورد خوب ببیند، احتمالاً با خوشرویی با مردم برخورد می‌کند و در نتیجه از آنها برخورد خوب و خوش اخلاقی می‌بیند. یا کسی که خود را خوش شانس می‌داند، بیشتر در رقابتهای مختلف شرکت می‌کند و در نتیجه، احتمال برنده شدنهایش بیشتر می‌شود.

پیش‌بینی محقق‌کننده در مقابل پیش‌گویی خودْمخرب (Self-defeating prophecy) قرار دارد. در پیش بینی خود-مخرب یک پیش بینی انجام می‌شود ولی خود آن شرایطی را به وجود می‌آورد که در نهایت مانع از به وقوع پیوستن آن می‌شوند. توجه داشته باشید که پیش بینی خود-مخرب با یک پیش‌بینی خودمحقق‌کننده که رویدادی منفی را پیش بینی می‌کند تفاوت دارد. برای مثال، مارکسیسم یک پیشگویی خود مخرب است. نظام سرمایه داری با عنایت به پیش گویی های مارکسیسم، نرخ مالیات را بالا می برد و از این رو، مانع از بروز شکاف طبقاتی عمیق و نابودی خود می شود

 

روش تحقیق علمی چیست؟

[gap height=”50″]

چی درسته؟ چی غلط؟
در این ویدیو، که به زبان انگلیسی است، به بیان تفاوت دو روش تحقیق علمی و غیر علمی پرداخته می شود.