نوشته‌ها

منابع و مراجع، روش انتخاب و تنظیم یک موضوع تحقیق

نقطه آغاز فرآیند تحقیق علمی، انتخاب و تنظیم یک موضوع تحقیق است. انتخاب تحقیق، جزو مهم‌ترین بخش‌های با مراحل تحقیق علمی محسوب می‌شود که صورت می‌گیرد. پس از انتخاب موضوع، پژوهشگر باید در ارتباط با موضوع تحقیق، به تعریف و بیان مسأله یا مسأله‌های پژوهشی بپردازد. به عبارت دیگر پس از انتخاب موضوع باید مشخص شود که چه مسأله یا مسأله‌هایی وجود دارد که به خاطر حل آن، انجام تحقیق ضرورت پیدا کرده است. پژوهشگر برای پاسخ به مسأله پژوهشی، ممکن است به تدوین یک یا چندین فرضیه بپردازد و سپس در طول فرآیند تحقیق آن‌ها را بررسی و آزمون کند. با توجه به اهمیت انتخاب موضوع، تعریف مسأله و تدوین فرضیه‌های پژوهش، در این بحث به تفصیل به آن‌ها پرداخته می‌شود.

انتخاب و تنظیم موضوع تحقیق

 مسأله انتخاب و تنظیم موضوع تحقیق، از جمله مسائل مهمی است که نیاز به تأکید بیشتر ندارند، چون هیچ نوع فعالیت تحقیقی مثبتی را نمی‌توان صورت داد، مگر آنکه موضوع آن، از پیش مشخص و معین و روشن گردیده باشد. با توجه به همین ملاحظات است که مسأله انتخاب و تنظیم موضوع پژوهش را باید بدون شتاب‌زدگی و در نهایت تعمق بررسی کرد. باید در نظر داشت که قسمت اعظم وقت مورد نیاز برای انجام یک تحقیق صرف برنامه‌ریزی مراحل اولیه تحقیق می‌شود که انتخاب و تنظیم موضوع تحقیق هم جزیی از این مراحل است.

منابع و مراجع برای انتخاب موضوع تحقیق

 اولین سؤال برای علاقمندانی که قصد انجام یک تحقیق را دارند، این خواهد بود که چگونه موضوعی مناسب برای تحقیق انتخاب کنند و در کجا آن را جستجو نمایند؟ در این مبحث، با توجه به این که برای انتخاب موضوع تحقیق مقررات و قوانین رسمی و اصولی وجود ندارد، به توضیح بعضی از منابع و مأخذی که در این زمینه مفیدند می‌پردازیم.

چنانکه در جدول زیر مشاهده می‌شود به منظور انتخاب موضوع تحقیق می‌توان از منابع مختلفی استفاده کرد.

منابع انتخاب موضوع تحقیق

  1. علاقه و نفع شخصی

 علاقه و نفع شخصی از چند جهت می‌تواند عامل مطرح شدن یک پروژه تحقیقاتی باشد. برای مثال شاید محقق در یک سازمان مسؤول یک وظیفه خاص باشد. احتمال دارد او به خاطر جنسیت، نژاد و یا شغل عضو یک گروه اجتماعی خاص باشد و شاید هم در مکان خاصی زندگی کند و از مسائل و مشکلات محلی باخبر باشد. به کارگیری چنین علاقه‌ای به عنوان تمرکز تحقیق، مزایا و معایبی دارد. دانش قبلی محقق درباره پدیده، احتمال دسترسی به افراد و اطلاعات بیشتر و میزان بالای انگیزه از مزایای و تعصب محقق و فقدان توان وی در توجه واقع‌بینانه به آن از معایب آن است. در انتخاب موضوع تحقیق علاقه و نفع شخصی تنها یک نقطه شروع است. اگر حیطه موضوع تحقیقی در ابتدا کاملاً گسترده باشد، تعیین یک تمرکز خاص برای تحقیق همواره به ملاحظه یک یا چند مورد از معیارهای چهارگانه‌ای که در ادامه شرح داده می‌شوند، بستگی دارد. در گزارش تحقیق، بحث علاقه شخصی یا دخالت در عنوان تحقیق باید به پیشگفتار یا مقدمه محدود باشد. در بخش عمده گزارش باید با استفاده از  معیارهایی خاص تحقیق را توجیه نمود.

  1. متون و ادبیات موجود

 در تحقیقات علمی مطالب و متون موجود شایع‌ترین منع است. یک ایده قابل تحقیق از مطالب موجود می‌تواند به اشکال متنوعی درآید. برای مثال:

  • شاید نظریه خاصی فقط در یک کشور خاص نه در جای دیگر قابل آزمایش باشد.
  • احتمال دارد یک نظریه در ارتباط با سازمان‌های تولیدی نه در خصوص سازمان‌های خدماتی قابل طرح باشد.
  • شاید یک نظریه به شدت مورد قبول براساس تحقیقی باشد که صرفاً در مورد مردان انجام گرفته و توجهی به زنان ننموده است.
  • احتمال دارد نظریه‌ای که بسیار به آن استناد می‌شود در عمل آزمایش نشده باشد.
  • شاید نظریه، بیست سال قبل آزمایش شده باشد و به روز نباشد.
  • احتمال دارد یک نظریه خاص یا متدولوژی در یک حوزه از مدیریت در حوزه علاقمندی‌های محقق نباشد.
  • شاید یک مفهوم خاص در بافت تاریخی به طور کامل بررسی نشده باشد.

آشکار است که اگر متون و مطالب حاضر، منبع اصلی ایده‌های عناوین تحقیقاتی باشند، دو عنصر اولیه فرآیند تحقیق یعنی انتخاب عنوان و بررسی مطالب موجود به نحو مؤثری ترکیب می‌شوند. شناسایی یک عنوان از متون موجود، مستلزم اتخاذ یک رویکرد خاص در خواندن است که در آن فقط شناسایی محتویات متن هدف نیست. بلکه ناگفته‌های آن موردنظر است.

  1. سیاست با مدیریت

 تصمیمات مربوط به تحقیقات مدیریتی می‌تواند از طرف سازمان‌ها و یا صاحب‌نظران دانشگاهی اتخاذ شود که به سیاست‌های خاص و یا حوزه‌های مدیریت علاقمندند. تفاوت بین این دو وضعیت در این نکته نهفته است که نتایج تحقیق برای یک سازمان صنعتی خاص اغلب محرمانه تلقی می‌شوند و تلاش نمی‌شود تا آن تحقیق کاربرد جامع‌تری یابد. تحقیقات علمی و دانشگاهی به طور معمول در اختیار عموم گذارده می‌شوند و به جای استفاده صرف از آن در واحدها و یا فرآیندهای مورد مطالعه، معانی عام‌تر آن مطرح می‌شوند. به علاوه اغلب مطالعات دانشگاهی به روش‌شناسی (متدولوژی) و یافته‌های اساسی تحقیق توجه می‌کنند. تحقیقاتی که توسط سازمان‌های دولتی انجام می‌گیرند، در جایی بین این دو رویکرد قرار می‌گیرند و به عبارتی نتایج تحقیق می‌توانند بسیار خاص باشند، اما به طور گسترده منتشر می‌شوند.

       ۴٫ نگرانی‌های اجتماعی

 دغدغه‌ها و نگرانی‌های اجتماعی می‌توانند عناوین تحقیقاتی بسیار گسترده‌ای را مطرح کنند. برای مثال نگرانی نسبت به گروه‌های محروم و فراموش شده جامعه می‌تواند منجر به انجام تحقیقی در خصوص نیازهای بهداشتی زنان شاغل در صنایع پوشاک شود و یا دغدغه های زیست‌محیطی می‌تواند تحقیقی را در خصوص اثرات زیست‌محیطی و اجتماعی صنایع به همراه داشته باشد. اغلب چنین تحقیقاتی به صورت تنگاتنگی به مسائل سیاسی مرتبط می‌شوند، ولی احتمال دارد نقش محدودتری را ایفا کنند و به جای ارائه راه‌حل فقط مشکلات را نشان دهند.

  1. مسائل عامه‌پسند

در آخر اینکه یک مسأله عامه‌پسند می‌تواند الهام بخش تحقیقی باشد که می‌خواهد در خصوص برداشت‌ها و باورهای مردم مطالعه نماید، به ویژه زمانی که گمان می‌برند این باورها نادرست هستند.

علاوه بر موارد فوق‌الذکر، سایر موارد مؤثر در انتخاب موضوع عبارتند از:

بدیع بودن: موضوع باید چنان انتخاب شود که به حل مشکل یا کاهش آن منجر شود و مشمول دوباره‌کاری غیرقابل دفاع نباشد.

پژوهش‌پذیر بودن: برخی موضوع‌های موردنظر برای پژوهش به واسطه ماهیت فلسفی و سیستم ارزشی زیربنایی آن‌ها، نمی‌توان با روش علمی به پژوهش پرداخت. در چنین حالت‌هایی انتخاب موضوع پژوهش قابل توجیه نیست.

اهمیت و اولویت: در انتخاب موضوع باید به این نکته توجه شود که با درنظر گرفتن دانش قابل دسترس درباره موضوع تحقیق تا چه اندازه انجام دادن پژوهش جدید از اهمیت برخوردار است. به عبارت دیگر آیا اجرای تحقیق درباره موضوع موردنظر از نظر اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی قابل توجیه است؟ یافته‌های احتمالی تحقیق لازم است از اهمیت کافی برخوردار باشد.

منابع مادی: برای انجام دادن تحقیق درباره یک موضوع باید نیروی انسانی، ابزار اندازه‌گیری، بودجه، تجهیزات و سایر لوازم مادی در دسترس باشد.

به صرفه بودن: در انتخاب موضوع تحقیق باید اطمینان حاصل کرد که انجام دادن تحقیق درباره این موضوع، از جنبه‌های عملی و نظری مقرون به صرفه است. علاوه بر موارد مذکور، منابع دیگری نیز وجود دارند که در انتخاب موضوع تحقیق تأثیر دارند. این منابع عبارتند از:

استفاده از تجارب: برای محقق تازه‌کار، یکی از مفیدترین منابع تهیه موضوع تحقیق، تجارب شخصی او به عنوان یک عضو از اجتماع است. اگر به عنوان پژوهشگر با دقت به اطراف خود بنگریم، ملاحظه خواهیم کرد که دائماً در معرض اتخاذ تصمیم‌هایی راجع به چگونگی تأثیرات متغیر یا متغیرهایی بر روی متغیر یا متغیرهای دیگری هستیم. به عنوان مثال مدیر آموزش سازمانی ممکن است درصدد بررسی تجارب آموزشی بر رفتار کارکنان باشد. اگر این مدیر واقعاً درصدد آن باشد که بخواهد تصمیم‌های صحیح و بهتری اتخاذ کند، لازم است به منظور روایی بیشتر فرض‌هایش در مورد چگونگی روابط بین تجارب یادگیری و اثر آن و در نتیجه تغییر حاصل در کارکنان، به تحقیقات علمی توسل جوید و به استناد آن‌ها صحت و سقم فرض‌های خود را بررسی کند. به عبارت دیگر، در این صورت است که راه‌ها و روش‌های مختلفی که واحد آموزش به کار می‌برد براساس پژوهش‌های علمی و عملی استوار خواهد شد و نه بر بنیاد تعصبات و احساسات شخصی و ذهنی مدیر آموزش. این مدیر ممکن است تأثیر روش‌های آموزش را به منظور آموزش مهارت‌های خاصی، مورد سؤال قرار دهد، یا امکان دارد درصدد ارزشیابی، یا مقایسه این روش‌ها با روش‌های دیگر آموزش این مهارت برآید.

استنتاج از نظریه‌ها: پژوهشگران حوزه علوم اجتماعی از جمله مدیریت، علوم تربیتی و رفتاری می‌توانند از نظریه‌های فراوانی که در این زمینه‌ها وجود دارد، مانند نظریه‌های مختلف یادگیری، نظریه‌های مختلف شخصیت، نظریه‌های مختلف جامعه‌شناسی، نظریه‌های روال رشد، نظریه‌های مربوط به رشد اجتماعی و امثال آن‌ها، فرضیه‌هایی را استنتاج کنند و به تحقیق و مطالعه آن‌ها بپردازند. نظریه‌ها اغلب شامل اصول کلی و عمومی‌اند که انطباق و کاربرد آن‌ها در مسائل ویژه و واقعی مشخص نیست. محققان در این‌گونه موارد موظف‌اند که قابلیت انطباق و کاربرد نظریه‌ها را در مسائل ویژه و واقعی به نحوی واضح و مشخص تعیین کنند و آن را به صورتی قابل آزمون و آزمایش بیان نمایند.

پژوهشگر می‌تواند با توجه به اصول کلی و عمومی نظریه، فرض‌هایی را که بیان‌کننده یافته‌های مورد انتظار او از موقعیت علمی به خصوصی است عنوان کند، و از طریق کاوشی منظم و علمی به جمع‌آوری اطلاعات بپردازد و تعین نماید آیا اطلاعات به دست آمده این فرض یا فرض‌ها و در نتیجه نظریه را تأیید می‌کند یا نه.

استفاده از متون مربوط به موضوع: اگر پژوهشگر نتوانست با استفاده از دو مأخذ ذکر شده، موضوع تحقیق خود را انتخاب و تعیین کند، می‌تواند از طریق مطالعه نوشته‌های موجود و تحقیقات انجام شده در زمینه مورد علاقه‌اش، موضوع تحقیق خود را برگزیند. این روش از موضوع‌یابی، نه تنها به محقق این فرصت را می‌دهد که موضوع جالبی را برای تحقیق خود انتخاب کند، بلکه او را با تحقیقات و موضوعات مختلف در حوزه مورد علاقه‌اش آشنا می‌کند و چه بسا که در اثر مطالعه پژوهش‌های دیگران نیاز به کاوش بیشتری را در زمینه‌ای احساس کند، یا علاقمند شود که تحقیق ویژه‌ای را در موقعیت مشابه یا در شرایط دیگری انجام دهد.

همان‌گونه که ذکر شد، یکی از ویژگی‌های برجسته تحقیق علمی «قابلیت تکرار» آن است. تکرار پژوهش دیگران برای محقق تازه‌کار گاهی نه تنها مفید است، بلکه ضروری است. زیرا محقق را قادر می‌سازد تا مهارت خود را در امر تحقیق آزمایش کند و روایی کارش را بسنجد. به نظر می‌رسد که تکرار مطلق تحقیقات دیگران زیاد پسندیده نیست، اما این نکته مطرح است که ما، در بررسی‌های مسائل آموزشی، اغلب به تکرار پژوهش‌ها برای تأیید برنامه‌ها یا ایجاد تغییرات احتمالی در آن‌ها ناچار هستیم. دانشجو یا پژوهشگر با مطالعه و تحلیل انتقادی از نوشته‌ها و پژوهش‌های دیگران و با کمی آفرینندگی و نوآوری، قادر خواهد بود که موضوع مناسبی برای پژوهش در زمینه مورد علاقه خویش بیابد.

مطالعه بیشتر 

فروشگاه پژوهنده

variable-pazhohande

متغیر، تعریف متغیر، کاربرد متغیر و انواع آن در یک پژوهش علمی

متغیر

در امر پژوهش غالباً مفاهیم را به متغیر تبدیل می‌کنند. به عبارت روشن‌تر متغیر یک مفهوم است که تغییر می‌کند و بیش از دو یا چند ارزش یا عدد به آن اختصاص داده می‌شود. لذا متغیر به ویژگی‌هایی اطلاق می‌شود که می‌توان آن‌ها را مشاهده یا اندازه‌گیری کرد و دو یا چند ارزش یا عدد را جایگزین آن‌ها قرار داد. عدد یا ارزش نسبت داده به متغیر، نشان‌دهنده تغییر از یک فرد به فرد دیگر یا از یک حالت به حالت دیگر است. میز یک مفهوم است نه متغیر، اما وزن یک میز یک متغیر است. مفهوم میز به تنهایی بر وجود ارزش‌های چندگانه دلالت نمی‌کند. به همین دلیل این مفهوم مشخص نمی‌سازد که چه ویژگی یا ویژگی‌هایی از آن موردنظر است و برای مثال، کدام یک از ویژگی‌های رنگ، وزن یا ارتفاع میز مورد مشاهده یا اندازه‌گیری قرار گرفته است. برای درک بیشتر متغیر به موارد زیر توجه نمایید.

متغیر

پژوهشگر با اندازه‌گیری متغیرها، روابط میان آن‌ها را تعیین می‌نماید. اندازه‌گیری برخی از متغیرها ساده است؛ مانند قد، سن و نظایر آن اما اندازه‌گیری برخی متغیرها نظیر تعهد سازمانی، بیگانگی اجتماعی و غیره به مراتب دشوارتر است.

گاهی اوقات ویژگی‌هایی که در یک پژوهش اندازه‌گیری می‌شوند، ممکن است در پژوهش دیگر ثابت نگه داشته شوند. متغیر در مقابل ثابت قرار دارد. ثابت به ویژگی‌هایی اطلاق می‌شود که دارای ارزش مساوی و یکسان است و میزان آن در همه افراد یا اشیا یا حوادث به یک اندازه است. به عنوان مثال، اگر در پژوهشی دانش‌آموزان کلاس چهارم به عنوان آزمودنی به کار روند «کلاس» ثابت است.

انواع متغیر

متغیرها انواع مختلف دارند و براساس مبانی مختلفی طبقه‌بندی می‌شوند.

  1. طبقه‌بندی متغیرها بر اساس رابطه

۱-۱٫ متغیر مستقل، متغیر متحرک یا متغیر درون‌داد که به وسیله پژوهشگر اندازه‌گیری، دستکاری یا انتخاب می‌شود تا تأثیر یا ارتباط آن با متغیر دیگری معین شود. متغیر مستقل پیش فرض متغیر وابسته است،به عبارت دیگر این متغیر مقدمه، و متغیر وابسته، نتیجه است. به این ترتیب می‌توان گفت که متغیر مستقل یک ویژگی از محیط فیزیکی یا اجتماعی است که بعد از انتخاب، دخالت و دستکاری شدن توسط محقق، مقادیری را می‌پذیرد تا تأثیرش بر روی متغیر وابسته به صورت مثبت یا منفی مشاهده شود. به عنوان مثال، اگر فرض شود که طبقه اجتماعی در پیشرفت تحصیلی تأثیر دارد، «طبقه اجتماعی» متغیر مستقل و «پیشرفت تحصیلی» متغیر وابسته است.

۲-۱٫ متغیر وابسته، متغیر پاسخ یا برون‌داد است و عبارت است از وجهی از رفتار یک ارگانیسم که تحریک شده است. متغیر وابسته مشاهده یا اندازه‌گیری می‌شود تا تأثیر متغیر مستقل بر آن معلوم و مشخص شود. این متغیر از طریق متغیر مستقل، پیش‌بینی می‌شود. با تجزیه و تحلیل متغیر وابسته و شناسایی عوامل مؤثر بر آن، می‌توان پاسخ‌ها یا راه‌حل‌هایی را برای مسأله پژوهش شناخت. بنابراین پژوهشگر به تعیین مقدار و اندازه‌گیری این متغیر و متغیرهای دیگری که روی این متغیر تأثیر می‌گذارند، علاقمند است.

۳-۱٫ متغیرهای میانگر یا واسطه: متغیر میانگر متغیری است که گاه به عنوان رابط بین متغیر مستقل و وابسته قرار می‌گیرد؛ مثلاً در رابطه بین افزایش نقدینگی و تورم می‌توان متغیرهای میانگر مثل قدرت خرید را نیز در نظر گرفت.

  1. طبقه‌بندی متغیرها براساس نقش

 متغیرها براساس نقشی که در تحقیق بر عهده دارند، به دو گروه زیر تقسیم می‌شوند:

۱-۲٫ متغیرهای علّى: این متغیرها در واقع همان متغیرهای مستقل یا غیروابسته هستند که به عنوان عامل به وجود آورنده یک پدیده مورد مطالعه قرار می‌گیرند.

۲-۲٫ متغیرهای توصیفی: این متغیرها مبین صفات و ویژگی‌های یک پدیده یا شیء هستند و در واقع وضع آن را توضیح می‌دهند و در تحقیقات توصیفی و حتی سایر انواع تحقیق در شناخت وضعیت شیء یا پدیده نقش مهمی دارند. این‌ها ممکن است از نوع کمی یا کیفی باشند؛ مانند وضع سنی، وضع تحصیلی، وضع سواد، وضع درآمد و الگوی زندگی، خصوصیات اقتصادی و اجتماعی یک جامعه.

  1. طبقه‌بندی متغیرها براساس تعداد ارزش

۱-۳٫ متغیرهای دو ارزشی: متغیر دوارزشی به متغیری اطلاق می‌شود که به آن فقط دو ارزش یا دو عدد نسبت داده می‌شود، مانند جنس که دارای دو ارزش زن و مرد است و می‌توان برای ثبت آن‌ها از اعداد صفر و یک یا اعداد دیگری استفاده کرد. کرلینجر (۱۹۸۶) متغیر دو ارزشی را دوبخشی نامیده است و چنین می‌نویسد: «برخی از این متغیرها، دوبخشی واقعی هستند، مانند زن و مرد، مرگ و حیات، شهری و روستایی که حضور یا عدم حضور ویژگی موجب تقسیم‌بندی آن‌ها می‌شود و برخی از آن‌ها ممکن است دو بخشی ساختگی باشند.

۲-۳٫ متغیرهای چند ارزشی: متغیر چندارزشی متغیری است که بیش از دو عدد با دو ارزش به آن اختصاص داده می‌شود، مانند سطح تحصیلی و هوش که دارای درجات مختلفی هستند و به هریک از درجات آن‌ها می‌توان عدد یا ارزش معینی را اختصاص داد.

        ۴٫ سایر دسته‌بندی متغیرها

۱-۴٫  جانبی: این متغیرها موضوع اصلی تحقیق را تشکیل نمی‌دهند، بلکه در صحنه تحقیق به شکل‌های مختلف حضور دارند و محقق اقداماتی را در مورد آن‌ها انجام می‌دهد. این متغیرها عبارتند از:

۱-۱-۴٫ متغیرهای تعدیل‌کننده: این متغیر عاملی است که پژوهشگر آن را انتخاب و اندازه‌گیری یا دستکاری می‌کند تا مشخص شود که آیا تغییر آن موجب تغییر همبستگی بین متغیرهای مستقل و وابسته می‌شود یا خیر؛ به عبارت دیگر اگر ماهیت همبستگی بین متغیرهای مستقل و وابسته به علت یک متغیر سوم باشد، محقق می‌تواند آن را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد؛ مثلاً اگر تفاوتی بین متغیر هوش و معدل دانشگاهی دانشجویان پسر و دختر وجود داشته باشد، در این جا متغیر جنس به عنوان متغیر تعدیل‌کننده می‌تواند مورد بررسی قرار گیرد.

۲-۱-۴٫ متغیرهای کنترل: از آنجا که در یک مطالعه ممکن است محقق نتواند کلیه متغیرها را به طور همزمان مورد مطالعه قرار دهد، می‌تواند یک یا چند مورد آن‌ها را ثابت نگه دارد یا اثر آن‌ها را ختی نماید. چنین متغیرهایی را که حذف می‌شوند، متغیر کنترل می‌نامند. باید دانست که در مواقعی متغیرهای تعدیل‌کننده نیز نقش متغیر کنترل را به عهده می‌گیرند. در مثال زیر مفهوم متغیر کنترل بهتر مشخص می‌شود.

 پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزانی که والدین باسوادند، بیشتر از پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزانی است که والدین آن‌ها سواد ندارند، در اینجا، سواد والدین متغیر مستقل، پیشرفت تحصیلی متغیر وابسته و هوش دانش‌آموزان، متغیر کنترل است که باید در هنگام انتخاب نمونه حذف شود تا بهتر بتوان به رابطه بین متغیر مستقل و تابع پی برد.

۳-۱-۴٫ متغیرهای مزاحم با مداخله‌کننده: این‌گونه متغیرها به به صورت فرضی و نظری در متغیر وابسته اثر می‌گذارند، ولی عملاً قابل مشاهده، اندازه‌گیری و دست‌کاری نیستند یا خارج از کنترل محقق قرار دارند. این متغیرها تحت تأثیر متغیرهای مستقل، تعدیل‌کننده و کنترل هستند و قابلیت تعمیم‌پذیری یافته‌های پژوهش را کاهش می‌دهند.

۲-۴٫ کمی و کیفی: همان‌طور که گفته شده متغیر یک مفهوم است که می‌تواند مشاهده یا اندازه‌گیری شود. این اندازه‌گیری ممکن است به صورت کیفی یا کمی انجام شود. متغیر کمی به متغیری اطلاق می‌شود که از نظر کمیت تغییر می‌‌کند. اختلاف مقادیر آن را می‌توان با استفاده از عدد ثبت کرد و آن‌ها را می‌توان با هم جمع کرد. متغیرهای کمی، متغیرهایی هستند که انسان توانسته است برای آن‌ها واحد و مبدا اندازه‌گیری معین کند، مانند: قد، وزن، سن، نمره‌های یک آزمون استعداد تحصیلی، یا زمان لازم برای حل یک مساله فیزیک.

متغیر کیفی، به متغیری اطلاق می‌شود که اختلاف و تغییرات بین میزان‌های مختلف آن کیفی است و برای ثبت آن ممکن است از روش‌های دیگری غیر از به کار بردن عدد استفاده شود. به عبارت دیگر پژوهشگر توانایی اندازه‌گیری متغیر کیفی را ندارد و ویژگی‌های آن را نمی‌تواند به وسیله ارقام ریاضی نمایش دهد. برای ثبت مشاهدات یا اندازه‌گیری‌هایی که از این متغیر به عمل می‌آید از حروف الفبا یا کد استفاده می‌شود. این‌گونه متغیرها را نمی‌توان جمع و تفریق کرد و برای آن‌ها مبدأ اندازه‌گیری نیز وجود ندارد. رنگ مو، رنگ چشم و جنس متغیرهای کیفی هستند.

۳-۴٫ گسسته و پیوسته: کار پژوهشگر، گردآوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل داده‌های جمع‌آوری شده از متغیرها است. همان‌طور که قبلاً ذکر شد، متغیرها به وسیله عدد یا ارزش مشخص می‌شوند. ماهیت اعداد و ارزش‌ها بستگی به این دارد که متغیر موردنظر پیوسته است یا گسسته.

  • متغیر گسسته می‌تواند اعداد یا ارزش‌هایی را که مشخص‌کننده یک وجه مشخص و معین از یک مقیاس هستند، به خود اختصاص دهد. به عنوان مثال جنس یک متغیر گسسته است: یک شخص یا زن است یا مرد. اختصاص هر نوع ارزش دیگری بین این دو نوع ارزش امکان‌پذیر نیست. تعداد بازیکنان یک تیم فوتبال نیز یک متغیر گسسته است، زیرا فقط امکان داشتن ۱۱ بازیکن وجود دارد و نه ۵/۷ نفر بازیکن.
  • متغیر پیوسته، متغیری است که بین دو واحد آن هر نقطه یا ارزشی را می‌توان انتخاب کرد. در این متغیر درجات مختلف اندازه‌گیری وجود دارد و دقت وسیله اندازه‌گیری، تعداد این درجات را تعیین می‌کند. به عنوان مثال، وزن یک متغیر پیوسته است و می‌تواند بین صفر تا بی‌نهایت باشد. قد، زمان، طول یا ارتفاع پرش، درصد چاقی بدن و سطح هموگلوبین خون متغیرهای پیوسته هستند. ناگفته نماند که در عمل تشخیص بین متغیر پیوسته و گسسته به صورت نظری امکان‌پذیر نیست. دلیل این امر هم فقدان وسایل اندازه‌گیری دقیق و مناسب است. در خیلی از متغیرهای پیوسته ما ناگزیریم اعداد را به صورت کلی برای اندازه‌گیری به کار بریم. بهره هوشی از نظر تئوری یک متغیر پیوسته است. اما در عمل، آزمونی که برای اندازه‌گیری هوش به کار برده می‌شود، به‌گونه‌ای است که نمره‌ها را به صورت کلی با نمره‌های گسسته نشان می‌دهد.

۴-۴٫ مستقل عملی یا فعال و هویتی یا تشخیص: در تحقیق آزمایشی (طرح عاملی) متغیرهای مستقل برحسب توانایی‌های محقق در دخل و تصرف و دست‌کاری آن‌ها به دو دسته تقسیم می‌شوند: متغیر مستقل عملی یا فعال و متغیر مستقل هویتی یا تشخیصی. متغیر عملی یا فعال متغیری است که محقق می‌تواند آزمودنی‌ها را در سطوح مختلف آن به صورت تصادفی جایگزین کند. به عنوان مثال راهنمایی و مشاوره یک متغیر فعال یا عملی است، زیرا محقق می‌تواند تعیین کند که کدام دسته از آزمودنی‌ها در معرض کدام روش راهنمایی و مشاوره قرار گیرند. اما در متغیر تشخیصی یا هوینی محقق این توانایی را ندارد که آزمودنی‌ها را در سطوح مختلف متغیر جایگزین کند، و ماهیت سطوح این متغیرها به نحوی است که آزمودنی‌ها خود به خود و بدون دخالت محقق قبلاً در آن‌ها جایگزین شده‌اند. به عنوان مثال، سطح تحصیلی یک متغیر هویتی است و محقق نمی‌تواند هیچ‌گونه کنترلی در سطوح آن اعمال کند، به این معنی که هر آزمودنی با توجه به تحصیلات خود در سطح مشخصی قرار می‌گیرد. هوش، وضعیت اجتماعی – اقتصادی و جنس از متغیرهای هویتی یا تشخیصی محسوب می‌شوند.

 

منبع : https://en.wikipedia.org/wiki/Variable

فروشگاه پژوهنده

مفهوم در زبان علم و ملاک‌های ارزشیابی مفاهیم نظری و تجربی

مفهوم در زبان علم و ملاک‌های ارزشیابی مفاهیم نظری و تجربی

مفهوم یا کانسپت در لغت آنچه مورد فهم واقع شده‌است. اما در اصطلاح:

  • گاهی به واحد اصلی تفکر اطلاق می‌شود که قابل تقسیم بندی نیست،می‌تواند مفید و مضر باشد.
  • مفهوم در برابر مصداق. مفهوم یعنی، معنا و مدلولی که لفظ بر آن دلالت می‌کند و از لفظ فهمیده می‌شود. به نظر متفکران بزرگی از قبیل ارسطو، هربرت پوتنام،…مفهوم به صورت ساده معرفی و ترکیب برداشت‌های حسی است به نظر دسته دیگری از متفکران از قبیل جان دیویی مغز نمی‌تواند یک دریافت‌کننده مفعول و بدون مداخله باشد.

مفهوم به دو دسته طبقه‌بندی می‌شود:مفهوم جزئی و کلی. اولی شامل تمام خصوصیات تشکیل دهنده یک مفهوم می‌باشد،برداشت از یک مفهوم در واقع مجموعی از ویژگی‌هایی است که باعث تمایز آن مفهوم از بقیه مفاهیم می‌شود. و دومی (کلی) مجموع خصوصیاتی که تشکیل دهنده برداشت اول هستند(مانند مفهوم انسان بدون مشخصات یک مصداق خاص)

  • مفهوم جزئی: مفهومی است که تنها بر یک مصداق «قابل صدق» است؛ مانند: تهران
  • مفهوم کلی: مفهومی است که بر بیش از یک مصداق «قابل صدق» است؛ مانند: انسان

در تحقیق به روش علمی یکی از حساس‌ترین اقدامات تعریف صحیح عناصر تحقیق است. تفاوت بین این عناصر در یک تحقیق، شاید بسیار ظریف باشد. از این رو شناخت دقیق و درک صحیح آن‌ها می‌تواند فرآیند تحقیق را در مسیر صحیح قرار دهد.

مفهوم

در تعقل و تفکر از زبان استفاده می‌شود. زبان خود شیوه ارتباطی است که متشکل از نمادها و قوانینی است که می‌توان آن‌ها را به شیوه‌های گوناگون ترکیب کرد، نمادها به خودی خود قابل فهم نیستند و برای انتقال آن‌ها از مفاهیم استفاده می‌شود. به عبارت دیگر دریافت و انتقال پیام‌های علمی از طریق مفاهیم امکان‌پذیر است. مفهوم را می‌توان انتزاع یا تجرید رویدادهای مشاهده‌پذیر دانست، بدین معنا که بیانگر یک چیز، ویژگی یا پدیده بخصوصی است. تشکیل مفهوم راهی کوتاه برای تعریف و توصیف واقعیت‌ها است و مقصود از آن ساده کردن امر تفکر است. به طور کلی می‌توان گفت: مفاهیم بلوک‌هایی هستند که ساختمان نظریه به وسیله آن‌ها ساخته می‌شود. یک مفهوم، ذهنیتی است که در قالب آن نمادها و کلمات بیان می شود.

هنگامی که یک مفهوم بر اساس فعالیت‌های حسی و به صورت عینی و با حداقل کوشش ساخته شود، واقعی یا ملموس یا تجربی نامیده می‌شود، (مانند خانه، گربه، انسان و گفتگو). فرد، خانه یا فردی را می‌بیند و صدای گربه و گفتگویی را می شنوند. اما همه مفاهیم این‌طور نیستند. مفاهیمی وجود دارند که از هرگونه شرایط زمانی و مکانی خاص مستقل هستند و به توصیف موجودیت‌های غیرقابل مشاهده می‌پردازند.

این‌گونه مفاهیم را مجرد یا نظری گویند. مانند وطن، عاطفه و ارتباط. بنابراین میزان انتزاعی بودن یک جمله با یک عبارت به میزان انتزاعی بودن مفاهیم آن بستگی دارند.

هنگامی که نوع مفهوم مشخص شد، باید آن را توسعه و گسترش داد. توسعه و گسترش با ادراک یک مفهوم نظری، «توضیح» نامیده می‌شود. در صورتی که توسعه و گسترش یا ادراک یک مفهوم تجربی را تعریف گویند. از آنجا که مفهوم نظری، یک ایده مجرد و غیرقابل مشاهده را عرضه می‌کند، بنابراین توضیح آن هم باید از یک ایده یا از ایده‌های غیرقابل مشاهده گرفته شود، این بدان معنی است که ویژگی‌های آن مجرد و غیرملموس و واقعی است. با این وجود برای درک یک مفهوم نظری مشاهده و تجربه بی‌فایده نیستند؛ درواقع، مشاهده و تجربه در به وجود آوردن ایده‌ها مؤثر و مفید هستند، اما برای توضیح آن‌ها نباید از واژه‌هایی که برای نمودهای قابل مشاهده به کار برده می‌شوند، استفاده کرد.

این دو نوع مفهوم با وظایف و عملکردهای مختلف و جداگانه، امکان گسترش دانش جدید را به وجود می‌آورند، مفاهیم نظری ابزار تفکر را آزادانه و بدون محدودیت از طریق آنچه که مشاهده می‌شود یا می‌توان مشاهده کرد، با تکنولوژی موجود توسعه می‌دهند. به همین طریق مفاهیم تجربی به عنوان یک ابزار به آزمون تفکر می‌پردازند و از این طریق خطاهای موجود در روش را حذف می‌کشند.

 

مفهوم

ملاک‌های ارزشیابی مفاهیم

 در تعریف و توضیح یک مفهوم، معنای دقیق و درستی وجود ندارد و نمی‌توان گفت تعریف مفهوم، صحیح است یا غلط. تعریف یک مفهوم زمانی بهتر از توضیح یا تعریف مفهومی دیگر است که در آن ملاک‌های ارزشیابی مفاهیم، بهتر رعایت شده باشند. بنابراین تعریف مفهوم با توجه به ملاک‌های ارزشیابی، مورد قضاوت قرار می‌گیرد.

ملاک‌هایی که در توضیح مفاهیم نظری به عنوان ملاک ارزشیابی مفهوم به کار برده می‌شوند عبارتند از:

  1. اهمیت و اعتبار تجربی: منظور این است که هریک از مفاهیم نظری باید پژوهشگر و یا جوینده دانش را به یک یا چند مفهوم تجربی راهنمایی کند.
  2. سودمندی با اثربخشی: مفاهیم مطلوب باید با مفاهیم زیادی ارتباط داشته باشند و تعداد این ارتباط‌ها باید به حداکثر ممکن برسد. هنگامی که تعداد ارتباط‌های بین مفاهیم زیاد باشد، آزمون تجربی این ارتباط‌ها به مشاهده‌های بیشتری منجر شده و موجب کسب دانش و اطلاعات بیشتر می‌گردد.
  3.  ثبات درونی: در توضیح مفاهیم نظری نباید تناقض درونی وجود داشته باشد. این تناقض نه تنها در معنای مفاهیم نباید وجود داشته باشد، بلکه در توضیح آن‌ها نیز نباید یک مفهوم یکسان در مکان‌های متفاوت و با معانی مختلف به کار برده شود.
  4.  عملیات ریاضی: مقصود تعیین این واقعیت است که آیا مفهوم قابل تبدیل شدن به کمیت است و یا این که پژوهشگر در توضیح آن باید از نمادهای ریاضی استفاده
  5. سادگی: سادگی بیان یا توضیح مفهوم در نزد افراد، متفاوت است. توضیح یا تعریف یک مفهوم ممکن است برای عده‌ای ساده و برای عده‌ای دیگر مهم باشد. بنابراین سادگی عبارت است از درجه توافقی که افراد مختلف در روشن بودن معانی مفهوم دارند.

همچنین ملاک‌های ارزشیابی مفاهیم تجربی عبارتند از:

  1.  پایایی مشاهده‌گرها: منظور این است که مشاهده‌کنندگان در گزارش از پدیده‌های یکسان، توافق داشته باشند. باید توجه کرد امکان توافق کامل وجود ندارد و در صورتی که در میان مشاهده‌کنندگان ۸۰ یا ۹۰ درصد توافق وجود داشته باشد کافی به نظر می‌رسد.
  2.  انتزاعی بودن: مقصود این است که مفاهیم تجربی با در نظر گرفتن محدودیت‌های زمانی و مکانی یا هر دوی آن‌ها، باید آغاز و پایانی داشته باشند.
  3.  ادراکی: منظور از این ملاک این است که مشاهده‌کننده با حداقل فعالیت‌هایی که به منظور شناخت انجام می‌دهد، مفهوم را درک کند.
  4.  ارتباط با برخی از مفاهیم نظری: مراد این است که بعد از مشاهده مفاهیم تجربی شخص بتواند مفاهیم نظری همتا و مقابل آن را پیدا کند. رعایت این ملاک مشابه توجه به ملاک اعتبار تجربی در مفاهیم نظری است.
  5. سادگی: سادگی برای مفاهیم نظری و تجربی معنای یکسانی دارد. یک مفهوم وقتی ساده و روشن است که پژوهشگران پس از مشاهده عینی آن، در معنای آن توافق داشته باشند.

 

منبع: https://en.wikipedia.org/wiki/Concept

فروشگاه پژوهنده

scientific research in management

مدیریت سازمان‌ها و روش تحقیق علمی در تحقیقات مدیریتی

روش تحقیق علمی در مدیریت

 به طور کلی روش تحقیق در علوم اجتماعی، روشی جدا از سایر علوم نیست. مدیریت نیاز مانند سایر رشته‌ها، متکی به روش تجربه و روش مشاهده است. آنچه که در رشته مدیریت، بیشتر بدان توجه می‌شود، جنبه انسان بودن موضوع مورد مطالعه است. برای مثال در علوم فیزیکی کلیه عوامل در اختیار محقق قرار می‌گیرد و آزمایش علمی بنا به میل و اراده او انجام می‌شود، ولی در مدیریت، هیچ مجوزی برای آزمایش روی انسان‌ها در دست نیست، به این ترتیب عالم علم فیزیک یا شیمی در آزمایشگاه خود اجسام را بنا به سلیقه خود تغییر شکل می‌دهد، و انواع تجزیه و ترکیب‌های که به عمل می‌آورد، به کشفیات و استنتاجات علمی جدیدی دست می‌یابد. لکن، پژوهشگر مدیریت هرگز نمی‌تواند عده‌ای از کارکنان را در یک آزمایشگاهی قرار دهد و بنا به میل خود محیط و شرایط زندگی را تعیین نماید، تا اختلافات آن‌ها را پس از مدتی، بررسی کند. در مدیریت (در اغلب مواقع)، چون مطلب مورد مطالعه، انسان‌ها هستند، ناچاریم که بیشتر به مشاهده بپردازیم، و چگونگی فعالیت‌های انسانی را از طریق مقایسه شرایط حال و گذشته آنان بررسی و تفسیر کنیم. البته ناگفته نماند که روش تجربی یا آزمایشی نیز در تحقیقات مدیریتی به کار برده می‌شود، ولی نه به حدی که موجب شود که در روحیات و زندگی انسان‌ها اثرات نام مطلوبی را ایجاد نماید.

نقش تحقیقات مدیریتی در مدیریت اثربخش سازمان‌ها

 امروزه سازمان‌ها در شرایط در حال تغییر به سر می‌برند و محیط درون و برون‌سازمانی به شدت آن‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهند. مدیران سازمان‌ها برای غلبه بر مسائل پیش‌رو و مدیریت اثربخش، به فعالیت‌های تحقیقاتی در حوزه‌های مختلف سازمان می‌پردازند. لذا، تحقیق در مواردی نظیر مدیریت عمومی، برنامه‌ریزی استراتژیک، اعمال سیاست‌ها، فهم تحقیق و گزارش‌های مشاوره‌ای و نظایر آن یک ابزار مهم مدیریتی به شمار می‌رود.

در فرآیند مدیریت، تحقیق نقش بسیار مهمی دارد و تمامی سازمان‌ها برای نیل به اهداف خود به اداره منابع مادی و انسانی خود می‌پردازند. اجرای مدیریت استراتژیک در سازمان‌های مختلف از نظر جزئیات و پیچیدگی‌ها بسیار متفاوت است. نقش تحقیق در روند برنامه‌ریزی و مدیریت را می‌توان بسان شکل زیر به تصویر کشید.

 

فرایند مدیریت و برنامه‌ریزی

 

  • شرایط کار: شرایط کار در یک برنامه‌ریزی خاص یا یک وظیفه مدیریتی، هدف یک عمل را مشخص می‌کند که این عمل می‌تواند با یک پروژه خاص یا برنامه‌ریزی استراتژیک کل سازمان مرتبط باشد. نتیجه یک تحقیق می‌تواند در شرایط کار نقش مهمی را ایفا کند. برای مثال نتیجه تحقیق در خصوص شرایط کاری یک شرکت می‌تواند به بهبود شرایط کاری آن شرکت منجر شود.
  •  ارزیابی محیط: ارزیابی محیط به گردآوری تمامی اطلاعات لازم که برای انجام وظیفه، ضرورت دارد مربوط می‌شود. همچنین این اطلاعات می‌تواند به ساختار و عملکرد داخلی سازمان و یا به جهان خارج و از جمله به نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهدیدها مرتبط شوند. ارزیابی محیط می‌تواند به تجزیه و تحلیل سیاست‌های دولت، تغییرات فناوری، فعالیت اتحادیه‌ها، مشتریان واقعی و بالقوه، نقش رقبا و موارد دیگر بپردازند.
  • ماموریت و اهداف: اگر وظیفه مدیریت به نسبت جزئی باشد، احتمال دارد ماموریت یا اهداف سازمان از قبل تعیین شده باشند، ولی اگر بسان تدوین برنامه استراتژیک کل سازمان یک وظیفه عمده به حساب آیند، تعیین اهداف و مأموریت ضرورت خواهد یافت.
  • مشاوره: اغلب سازمان‌ها مشاوره با «ذی نفعان» را بسیار مهم می‌دانند و در بسیاری از اشکال برنامه‌ریزی، بخش عمومی یک شرط قانونی محسوب می‌شود. کارکنان، مشتریان، اعضا عادی، اعضا هیات‌ها و شوراها و سازمان‌های مجاور جمع ذی نفعان را تشکیل می‌دهند.
  • بررسی راه‌های موجود: به منظور توسعه یک برنامه با استراتژی باید به راه‌های موجود، عملی بودن آن‌ها، احتمال مشارکت آن‌ها در کسب اهداف سازمان و بهترین روش اجرایی توجه کرد. تحقیق می‌تواند در فرآیند شناسایی سیاست‌های جایگزین، روش‌های دیگر برنامه‌ریزی و همچنین در ارزیابی آن‌ها به کار رود.
  • تعیین استراتژی: به معنای انتخاب چگونگی اقدام از میان تمامی راه‌های موجود و شناخته شده با در نظر گرفتن ارزیابی‌های موجود، این فرآیند گزینشی می‌تواند فرآیند پیچیده‌ای باشد که در درون داد، تحقیقاتی را لازم بداند.
  •  اجرا: اجرای یک برنامه یا استراتژی بخش مهمی از وظیفه مدیریت است. می‌توان از طریق تحقیق در بهتر نمودن روش‌های تخصیص منابع و یا ارائه بازخورد اطلاعاتی درباره فرآیند مدیریتی (مثلا در قالب بررسی مشتریان) تحقیق را دخالت داد.
  • نظارت و ارزیابی: نظارت بر پیشرفت کارها و ارزیابی اجرای استراتژی‌ها، آشکارا  روندی است که تحقیق در آن دخیل است.
  • بازخورد اطلاعات: این فرآیند با مرحله بازخورد اطلاعات به نقطه آغازین باز می‌گردد. داده‌های مرحله نظارت و ارزیابی می‌تواند در چرخه برنامه‌ریزی و مدیریت به کار آید و به تجدیدنظر در برخی از تصمیمات منجر شود. احتمال دارد فرآیند نظارت و ارزیابی، خبر از موفقیت کامل دهد، در برخی از جزئیات سیاست‌ها و برنامه‌های اتخاذ شده تغییرات اندکی دهد و یا به تجدید نظر کلی روش در پیش گرفته شده بیانجامد.

نتیجه‌گیری

در این مطلب نمایی کلی از تحقیقات مدیریتی ارائه شد و نشان داد این نوع تحقیقات خلاصه فرآیندی متنوع و پیچیده است و از شاخه‌های مختلف علوم بهره‌برداری می‌کند. اجرای چنین تحقیقاتی مستلزم برخورداری از مهارت‌های تحقیقاتی، درک تحقیق و شیوه‌های آن و مرتبط کردن نتایج تحقیقات با مدیریت استراتژیک و مدیریت عملیاتی است. شناخت شیوه‌های تحقیقات سازمانی، یکی از ابزارهای ضروری در مدیریت، سیاست‌گذاری و شناخت تحقیقات و گزارشات مشاوره‌ای است.

حوزه تحقیقات سازمانی با برخی دیگر از زمینه‌ها چون جامعه‌شناسی، روانشناسی، اقتصاد، آموزش، مهندسی و ارتباطات تداخل دارد، اگر چه این حوزه ویژگی‌هایی دارد که آن را از سایرین متمایز می‌کند. این ویژگی‌ها شامل ویژگی التقاطی، دسترسی محدود به مدیران و سازمان‌ها و پیش‌بینی عمل به عنوان نتیجه تحقیق است.

به منظور انجام تحقیقات علمی باید نسبت به کلیت تحقیق شناخت کامل داشت. در این راستا باید شناخت و منابع گوناگون ایجاد آن مورد بررسی قرار گیرد، تا بتوان با درک آن رویکرد روش علمی تحقیق را از سایر روش‌های تحقیق تشخیص دهیم.

منبع: http://www.scirp.org

فروشگاه پژوهنده

چرا پژوهش علمی و روش تحقیق؟

چرا انسان‌ها به سوی پژوهش علمی می‌روند؟

انسان هزاران سال است که به دنبال پاسخ چراهای خویش است؛ و با پاسخ‌ها به چراهای خود درصدد خروج از مجهولات و توسعه دامنه معلومات خویش است. هرچند با کشف هر معلومی، مسائل و مجهولات جدیدی در پیش روی انسان گذاشته می‌شود و به عبارت دیگر مجهولات بیشتری برای بشر نمایان می‌شود. این فرآیند ضرورت انجام پژوهش و تلاش مستمر و گسترش یابنده پژوهش‌های علمی را معنادار می‌کند. امروزه پژوهش‌های علمی زیربنای برنامهه‌ای توسعه جوامع بشری محسوب می‌شود و به همین دلیل است که گرایش شدیدی از سوی اساتید دانشگاه‌ها، دانشجویان، کارشناسان و مدیران سازمان‌ها و حتی افراد عادی نسبت به انجام پژوهش علمی پیدا شده است.

انجام پژوهش و کسب معلومات نیاز به روش‌های مناسب و ابزارهای معتبر دارد. از این رو لازم است پژوهشگران و علاقمندان به پژوهش و اساساً هر کس که خواهان کشف مجهول و دانستن است، از روش‌های تحقیق آگاهی یافته و فنون کشف واقعیت‌ها و شناخت حقایق را فرا گیرد.

در کشور ما نیز به دنبال تحولات علمی که در طی سال‌های اخیر به وجود آمده است، آثار مختلفی منتشر شده است که هر یک از آن‌ها به سهم خود دانش و معرفت افراد علاقمند را در زمینه روش‌های تحقیق علمی افزایش داده است. گروه پژوهشی پژوهنده سعی دارد با سلسله مطالبی که در زمینه روش تحقیق علمی به مخاطبان خود ارائه می‌دهد، گام کوچکی در این زمینه برداشته باشد.

آینده شناسی، پیش بینی و پیش گویی

پیش بینی

پیش‌بینی در مورد اتفاقاتی که ممکن است در آینده بیافتند صحبت می کند. بیشتر پیش‌بینی‌ها بر مبنای تجربیات یا دانسته‌ها هستند. بین پیش‌بینی و پیش گویی تفاوت هایی وجود دارد. پیش‌بینی بیان اتفاقاتی است که انتظار می رود اتفاق بیافتند، اما پیش گویی محدوده وسیع تری را شامل می‌شود و ممکن است به مواردی اشاره کند که مورد انتظار نیستند. تضمینی برای درست بودن پیش بینی‌ها وجود ندارد اما پیش بینی امری بسیار مهم در برنامه ریزی است. هووارد استیونسون در مورد پیش‌بینی در امر تجارت می نویسد : “… پیش‌بینی حداقل دو ویژگی دارد : مهم و دشوار”

تفاوت پیش بینی و فرضیه
خارج از چارچوب سخت علم، در اغلب موارد پیش بینی با فرضیه اشتباه گرفته می شود.

پیش بینی در سیاستویرایش
پیش بینی در سیاست بیشتر برای انتخاب به کار می رود. موسسات و سازمان‌ها با استفاده از نظرسنجی‌ها و تکنیک‌های پیش بینی، اقدام به پیش بینی نتیجه انتخابات می کنند و از آن برای اهداف خود استفاده می کنند

پیش گویی

پیش‌گویی فرآیند برآورد در شرایط ناشناخته است. پیش‌بینی، اصطلاحی مشابه، اما عمومی‌تر است. هر دو این لغات می‌توانند به برآورد مجموعه‌های/ سری‌های زمانی (time series)، داده‌های میان‌بخشی (cross-sectional) یا وابسته به طول جغرافیایی (longitudinal) ارجاع دهند. کاربرد این لغات، میان حوزه‌های اجرایی متفاوت است: برای مثال در مبحث آب‌شناسی (hydrology)، عبارت “پیش‌گو” و “پیش‌گویی” گاهی برای برآورد ارزش‌ها در زمان‌های آیندهٔ خاص به کار می‌رود، در حالی که عبارت “پیش‌بینی” برای برآوردهای عمومی‌تر، از قبیل تعداد مواردی که در طی یک دوره زمانیِ طولانی سیل اتفاق می‌افتد، استفاده می‌شود. ریسک و عدم اطمینان موضوعات مرکزی در پیش‌گویی و پیش‌بینی هستند. پیش‌گویی در کاربستِ برنامه‌ریزی تقاضای مصرف‌کننده (Customer Demand Planning) در پیش‌گوییِ تجارت روزانه برای شرکت‌های تولیدی به کار می‌رود. از قواعدِ برنامه‌ریزی تقاضا، همچنین گاهی به عنوان پشتیبانِ پیش‌گوییِ زنجیره‌ای یاد می‌شود که هم پیش‌گوییِ آماری و هم یک فرآیند توافقی را در بر می‌گیرد. پیش‌گویی معمولاً در بحثِ داده‌های سری‌های زمانی استفاده می‌شود.

دسته‌بندی‌های روش‌های پیش‌گویی
روش‌های سری‌های زمانی (Time Series Methods)

روش‌های سری‌های زمانی، داده‌های تاریخی را به عنوان پایه‌ای برای برآورد برون‌دادهای آینده به کار می‌برند.

– پیش‌گوییِ غلطان (Rolling Forecast)، طرح‌ریزی برای آینده بر اساس اتفاقات گذشته است که معمولاً بر پایهٔ یک زمان‌بندی منظم جهت همراه ساختن داده‌ها، به روز می‌شود.

– میانگین محرک (Moving Average)

– میانگین محرک وزنی (Weighted Moving Average)

– روان‌سازیِ نمایی (Exponential Smoothing)

– کالمان فیلتر (Kalman Filter)

– برون‌یابی (Extrapolation)

– پیش‌بینی خطی (Linear Prediction)

– برآورد تمایل (Trend Estimation)

– منحنی رشد (Growth Curve)

– موضوعات (Topics)

روش‌های سببی/ آمار اقتصادی (Causal / Econometric Methods)

برخی از روش‌های پیش‌گویی این فرض را در نظر می‌گیرند که مشخص کردنِ عوامل مهمی که احتمالاً بر متغیری که تحت پیش‌گویی قرار گرفته است اثر می‌گذارند، ممکن است. برای مثال، فروش چترها می‌تواند با شرایط آب‌وهوایی مرتبط باشد. چنان‌چه علت‌ها فهمیده شوند، طرح‌ریزیِ متغیرهای تأثیرگذار می‌تواند فراهم شده و در پیش‌گویی به کار روند.

– تحلیل بازگشت/ کاهنده (Regression Analysis) با به‌کارگیریِ بازگشت خطی (Linear Regression) یا بازگشت غیرخطی (Non-linear Regression)

– میانگین متحرک خودکاهنده (Autoregressive Moving Average) (ARMA)

– میانگین متحرک یکپارچهٔ خودکاهنده (Autoregressive Integrated Moving Average) (ARIMA)

– آمار اقتصادی (Econometrics)

روش‌های قضاوتی (Judgmental methods)

روش‌های پیش‌گویی قضاوتی، قضاوت‌های شهودی، نظرات و برآوردهای احتمالاتیِ ذهنی را همراه می‌سازد.

– پیش‌گویی‌های مرکب (Composite Forecasts)

– پیمایش‌ها (Surveys)

– روش دلفی (Delphi Method)

– تدوین سناریو (Scenario Building)

– پیش‌گوییِ فن‌آوری (Technology Forecasting)

– پیش‌گویی قیاسی (Forecast by Analogy)

دیگر روش‌ها
– شبیه‌سازی (Simulation)

– بازار پیش‌بینی (Prediction Market)

– پیش‌گویی احتمالی (Probabilistic Forecasting) و پیش‌گویی جمعی (Ensemble Forecasting)

– پیش‌گویی کلاس مرجع (Reference Class Forecasting)

تفاوت پیش گویی خود محقق کننده و خود مخرب

پیش‌گویی محقق‌کننده (به انگلیسی: Self-fulfilling prophecy) یا پیش‌گویی خودانجام، آن‌گونه از پیش‌بینی را می‌گویند که بعد از آنکه اعلام یا صادر می‌شود خودش شرایطی ایجاد می‌کند که باعث می‌شود همان پیش‌گویی به حقیقت بپیوندد.

مثال تاریخی: در سال ۱۹۲۹ در ایالات متحدهٔ آمریکا بحران مالی پیش آمد و شایع شد که بانک‌ها ورشکست خواهند شد. به همین دلیل مردم به بانکها هجوم بردند و پولهای خود را بیرون کشیدند. همین موضوع باعث ورشکستگی بانکها شد.

مثال روان شناسی: کسی که به طور کلی خوشبین است و دیگران را انسانهایی خوب می‌داند و انتظار دارد از مردم برخورد خوب ببیند، احتمالاً با خوشرویی با مردم برخورد می‌کند و در نتیجه از آنها برخورد خوب و خوش اخلاقی می‌بیند. یا کسی که خود را خوش شانس می‌داند، بیشتر در رقابتهای مختلف شرکت می‌کند و در نتیجه، احتمال برنده شدنهایش بیشتر می‌شود.

پیش‌بینی محقق‌کننده در مقابل پیش‌گویی خودْمخرب (Self-defeating prophecy) قرار دارد. در پیش بینی خود-مخرب یک پیش بینی انجام می‌شود ولی خود آن شرایطی را به وجود می‌آورد که در نهایت مانع از به وقوع پیوستن آن می‌شوند. توجه داشته باشید که پیش بینی خود-مخرب با یک پیش‌بینی خودمحقق‌کننده که رویدادی منفی را پیش بینی می‌کند تفاوت دارد. برای مثال، مارکسیسم یک پیشگویی خود مخرب است. نظام سرمایه داری با عنایت به پیش گویی های مارکسیسم، نرخ مالیات را بالا می برد و از این رو، مانع از بروز شکاف طبقاتی عمیق و نابودی خود می شود

 

روش تحقیق علمی چیست؟

[gap height=”50″]

چی درسته؟ چی غلط؟
در این ویدیو، که به زبان انگلیسی است، به بیان تفاوت دو روش تحقیق علمی و غیر علمی پرداخته می شود.