نوشته‌ها

تحقیق علمی و مشخصات آن

تحقیق علمی و مشخصات کلی و وجه تمایز آن با سایر تحقیقات

تعریف تحقیق علمی

راجرنیت در کتاب «راهنمای تحقیق مدیریتی» تحقیق را بررسی نظام‌مند و دقیق، تعریف می‌کند که روابط جدید را کشف و اطلاعات و دانش موجود را تایید می‌کند. بر این اساس، از آن‌جا که تقریباً همه انسان‌ها برای یافتن پاسخ سوال‌ها و حل مشکلات خود ناچار به کاوش هستند، می‌توان گفت که همه افراد بشر مشغول تحقیق هستند. ولی آنان تشریفات و آداب یک تحقیق علمی و اساسی را رعایت نمی‌کنند. به علاوه در این تحقیقات نتایج حاصل شده کاربری فردی دارد و معمولاً تکراری است؛ یعنی اینکه در حوزه معرفت‌شناسی بشر مطلب تازه‌ای ارائه نمی‌کند.

با توجه به توضیحات مذکور، وجه تمایز تحقیقات علمی با سایر انواع تحقیق مشخص می‌شود؛ یعنی این‌که واژه تحقیق اطلاق عام دارد و می‌توان آن را برای هر نوع فعالیت جستجوگرانه و کاوشگرانه‌ای که افراد برای پاسخ‌گویی به مساله‌ای یا کشف مجهولی انجام می‌دهند به کار گرفت. اما اصطلاح «تحقیق علمی» اطلاق خاص دارد و می‌توان آن را برای نوع خاصی از فعالیت‌های تحقیقاتی به کار برد.

تحقیق علمی، تحقیقی است که در محدوده‌ی قوانین و قواعد علمی انجام می‌گیرد. یعنی تحقیق بر اساس منطق، استدلال و بررسی نظام‌‌مند شواهد و مدارک استوار است و در شرایط ایده‌آل و در مدل علمی، همان محقق یا محققان دیگر باید بتوانند تحقیق مزبور را دوباره تکرار کنند و به نتیجه یکسانی برسند.

تعریف دیگری، تحقیق علمی را بررسی نظام‌یافته، کنترل شده، تجربی و انتقادی تعریف می‌کند که روابط احتمالی بین این پدیده‌ها را به وسیله نظریه یا فرضیه تبیین می‌کند.

مشخصات تحقیق علمی

تحقیقات از نوع علمی مشخصات کلی مخصوص به خود را دارند که عبارتند از:

۱- برخوردار بودن از آداب و تشریفات خاص. کار تحقیق علمی آداب ویژه خود را دارد و نمی‌توان آن را به صورت ذهنی انجام داد. در این نوع تحقیقات پژوهشگر باید مساله‌ای را که برای بررسی انتخاب می‌کند، مورد ارزیابی همه‌جانبه قرار دهد، سپس برای انجام دادن آن طرح تحقیق مناسبی تهیه کند که مساله در آن به خوبی تعریف و فرضیه‌های آن به درستی تدوین و روش‌های گردآوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل آن مشخص شده باشد و از همه مهم‌تر، در پایان کار نسبت به تدوین گزارش تحقیق و انتشار آن اقدام گردد. به طور کلی، چنین طرحی باید حاوی تمام فعالیت‌ها و عناصری باشد که فرایند تحقیق را به صورت نظام‌یافته (سیستماتیک) عملی سازد.

۲- توسعه قلمرو معرفت. بدین معنی که تحقیق باید مطلب تازه‌ای را کشف نموده، بر حجم دانش و معرفت بشر بیفزاید و معلومات او را افزایش دهد. درواقع، باید نتیجه تحقیق ناشناخته‌ای را برای بشر شناسایی کند و مجهولی را معلوم گرداند. در یک تحقیق علمی باید نتایجی به دست آید که یا منجر به ارزیابی نظریه‌های موجود شود، یا نظریه‌ها و قوانین علمی و قضایای کلی جدیدی را ارائه نماید، یا در یک مورد خاص مجهولی را برای اولین‌بار معلوم کند.

۳- شناخت حاصل از نتیجه و تحقیق در بیرون ذهن واقعیت و ما به ازای خارجی داشته باشد. یعنی بتوان برای آنچه تحقیق به عنوان نتیجه و شناخت عرضه می‌کند، در خارج ذهن مصداق و واقعیت و ما به ازای خارجی پیدا کرد.

منبع: http://www.scirp.org

فروشگاه پژوهنده

علم ، تعریف و کارکردها و مفروضات و هدف‌های آن

تعریف علم و کارکردهای آن

علم، دانش یا آگاهی و معرفت است و از نظر لغوی ادراک مطلق یا حصول صور اشیا نزد عقل را علم گویند. دانش ضد جهل است و اگر درباره موضوعی جهل یا سوءتفاهم نداشته باشیم، می‌توان گفت که نسبت به آن موضوع علم داریم. دانش معرفتی است منظم که با روش‌های معین به دست می‌آید و قوانین یا روابط پایدار و واقعیت‌ها را بیان می‌کند.

در ارتباط با دانش دو دیدگاه عمده وجود دارد: دیدگاه ایستا و پویا. دیدگاه ایستا، دیدگاهی که ظاهراً اکثر افراد عادی و دانشجویان از آن متاثرند، بیانگر این است که دانش فعالیتی است که اطلاعات نظام‌یافته‌ای را در ارتباط با جهان فراهم می‌سازد. کار دانشمند کشف حقایق جدید و افزودن آن بر پیکره‌ی اطلاعات موجود است. در این دیدگاه، دانش به عنوان روشی برای تبیین پدیده‌های مشاهده شده تلقی می‌شود. در این حالت، تاکید بر وضعیت فعلی دانش و افزودن بر آن و بر مجموعه‌ی قوانین، نظریه‌ها، فرضیه‌ها و اصول موجود است.

از طرف دیگر دیدگاه پویا، دانش را بیشتر به عوان فعالیت یا آنچه که دانشمندان انجام می‌دهند، درنظر می‌گیرد. البته وضع فعلی دانش مهم است، اما اساساً به این خاطر مهم است که مبنایی برای پژوهش بیشتر و نظریه علمی جدیدتر تلقی می‌شود. این را دیدگاه اکتشافی می‌نامند. دیدگاه اکتشافی در علم بر نظریه و طرح واژه‌های مفهومی با ارتباط درونی تاکید دارد که برای تحقیق بیشتر مفیدند. تاکید اکتشافی بر کشف تاکید دارد. دانشمند براساس یک گمان اکتشافی، دست به یک جهش ریسکی (مخاطره‌آمیز) می‌زند. همان‌طور که پلانیی می‌گوید، «از طریق دل به دریا زدن است که به جاپایی در آن سوی ساحل حقیقت دسترسی پیدا می‌کنیم». روش اکتشافی را می‌توان روش حل مساله نیز خواند، اما تفاوت در تخیل و خلاقیت به جای روش جاری است.

مفروضات علم

نظریه علمی مبتنی بر مفروضات اساسی است که ثابت نشده‌اند و قابل اثبات هم نیستند. این مفروضات، مسائلی را در فلسفه علوم ارائه می‌دهند که پایه‌های دانش نام دارند. با بررسی این مفروضات، می‌توان نظریه علمی و برتری آن را بر سایر روش‌های ایجاد دانش به نحو بهتری درک کرد.

وقایع تحت نظم حادث می‌شوند. یعنی در دنیای طبیعی نظام مشخصی وجود دارد و رویدادها به طور تصادفی اتفاق نمی‌افتند. حتی در تغییر سریع محیط، فرض این است که درجه‌ای از نظم وجود دارد.

شناخت طبیعت میسر است، فرض مزبور می‌گوید که انسان‌ها مانند سایر اشیا و پدیده‌ها، جزئی از طبیعت هستند و با وجود آنکه خصوصیات ویژه‌ای دارند، ولی با همان روش‌هایی که طبیعت بررسی می‌شود، می‌توان آن‌ها را شناخت و توصیف کرد.

مفروضات علم

به وسیله دانش همه چیز شناخته می‌شود. آگاهی علمی در طول زمان قابل تغییر است.

هیچ چیز خود به خود آشکار نیست. حتی برای بیان یک مطلب خیلی ساده، یک تایید عینی لازم است. بدین ترتیب فکر کردن به طریقه علمی مبتنی بر شک و انتقاد است.

دانش از تجربه ناشی می‌شود. علم لزوماً مبتنی بر تجربه است، یعنی بر ادراک و مشاهده استوار است.

هدف‌های علم

هدف اساسی علم تدوین نظریه است، اگرچه احتمال دارد به ظاهر هدف اصلی آن تبیین پدیده‌های طبیعی باشد. چنین تبیین‌هایی نظریه خوانده می‌شود. بسیاری از افراد در مورد هدف علم دچار اشتباه می‌شوند. برخی از افراد تصور می‌کنند که هدف علم بهبود وضع بشر است؛ درحالیکه هدف علم تدوین نظریه است، نه بهبود وضع بشر. متاسفانه درک این گفته آسان نیست، ولی باید سعی کنیم آن را بفهمیم، زیرا درک درست آن از اهمیت خاصی برخوردار است.

اهداف علم

سایر هدف‌هایی که برای علم ذکر شده‌اند عبارتند از: تبیین، درک، پیش‌بینی و کنترل. اما اگر نظریه را به عنوان هدف نهایی علم بپذیریم، تبیین و درک، زیرهدف‌های هدف نهایی محسوب می‌شوند. این به خاطر تعریف و ماهیت نظریه است.

منبع: https://en.wikipedia.org/wiki/Science

فروشگاه پژوهنده

فلسفه کاوشگری انسان و شناخت نسبت به پدیده‌ها

هدف انسان از کاوش چیست؟

انسان از دیرباز برای شناخت طبیعت و مقابله با قوای آن به کاوش در پدیده‌های پیرامون خود پرداخته است. انسان اولیه با شنیدن صدای رعد و دیدن برق که با باران شدید و احتمالاً جاری شدن سیل همراه بود، لحظه‌های پر اظطرابی را سپری می‌کرد. او در این اندیشه بود که این حوادث چه زمانی خاتمه می‌پذیرند و علت وقوع آن‌ها چیست؟ زمانی فرا رسید که انسان‌ها توانستند بین پدیده‌های مختلف ارتباط برقرار کنند و علل رخداد پدیده‌های طبیعی را تبیین کنند. انسان‌ها با درک چرایی رخداد و ارتباط بین پدیده‌ها، توانستند به پیش‌بینی دقیق آن‌ها بپردازند. بنابراین هدف انسان از کاوش، پاسخ به سوال‌های «چه» و «چرا» بوده است. کاوشگری انسان از طریق دستیابی به روش منظم برای حل مسائل و به خدمت گرفتن آن، موجب حل مجهولات فراوان و ایجاد شناخت نسبت به پدیده‌های مختلف شده است.

شناخت

شناخت در لغت به معنی آشنایی، دریافت، ادراک و فهم و معرفت است و شناختن عبارت است از دانستن، معرفت یافتن، وقوف یافتن و اقرار و اعتراف کردن. شناخت کلی نسبت به محیط اطراف در انسان، در مراحل اولیه به وسیله حواس پیدا می‌شود. انسان حواسی دارد که به وسیله محرک‌های مختلف، که در اطراف او وجود دارند، تحریک می‌شوند و ظاهراً در گذشته تعداد آن‌ها بیشتر و قدرت آن‌ها زیادتر بوده است. ولی در حال حاضر تعداد آن‌ها محدود به حواس پنجگانه و بنا به عللی از امکاناتشان کاسته شده است. مثلاً، حس جهت‌یابی، حس زمان‌سنجی و بعضی حواس دیگر در گذشته وجود داشته و مثل حواس عادی از آن‌ها استفاده می‌شده است، لکن به علت ماشینی‌ شدن زندگی و عدم بهره‌گیری از آن‌ها کم‌کم نابود شده‌اند.

ارتباط انسان با محیط خارج به وسیله حواس پنجگانه، برقرار می‌شود. اپیکور حکیم یونانی نخستین کسی است که مدعی بود، شناخت و معرفت فقط از راه حواس به دست می‌آید. لکن بعدها این سخن شدیداً مورد تردید قرار گرفت. چه آنچه از راه حواس به دست می‌آید، اطلاعاتی است که تا به وسیله ذهن ادراک نشود و در ترازوی عقل قرار نگیرد، نمی‌تواند به عنوان شناخت و معرفت قابل قبول باشد. درواقع شناخت، دریافتی است که حواس و ذهن و عقل مشترکاً در آن دخالت دارند؛ مسلماً آنچه که در واقعیت خارجی قرار دارد و به وسیله حس به ذهن منتقل می‌شود با آنچه که عقل از آن درمی‌یابد، تفاوت‌های عمده دارد. به ویژه این موضوع در مواقعی که از یکی از حواس به صورت انفرادی استفاده می‌شود، بسیار قابل توجه است. مثلاً لمس اشیا در تاریکی یا شنیدن صدا بدون دخالت سایر حواس، مفاهیمی را در ذهن پدید می‌آورد که از حقیقت بسیار دور است.

مسلم است که دریافت‌های حواس به صورت دسته‌جمعی، معرفت و شناختی از یک موقعیت به دست می‌دهند که بر مجموعه‌ای از اطلاعات، فعالیت‌های ذهنی و عقل استوار است.

رویکرد و زبان علمی کلید موفقیت مدیران امروزی

چرا باید زبان علم را دانست؟

آگاهی و درک ما از محیط طبیعی، اجتماعی و اقتصادی به عنوان زیربنای سازمان‌ها و جوامع جدید از ضرورت خاصی برخوردار است. این یک واقعیت است که نتایج پژوهش‌ها در ایجاد این آگاهی تاثیرات شگفت‌آوری برجای گذارده است. در حال حاضر تمامی افراد به طور گسترده به اهمیت پژوهش‌های علمی، فناوری و پژوهش‌های مربوط به انسان‌ها و نیز ارتباط آن‌ها اذعان دارند. به این دلیل درک چگونگی تولید علم و کاربرد آن و همچنین توانایی شرکت در آن، یک مهارت اساسی برای مدیران امروزی است و در آموزش مدیریت اهمیت دارد.

نکته مهمی که در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد، درک علم و پژوهش علمی است که لازمه آن دانستن زبان علمی و رویکرد علمی است. ما باید حداقل به طور نسبی از زبان علمی و رویکرد علمی در رابطه با حل مسئله، درک درستی داشته باشیم و ضمن فهمیدن زبان پژوهشگر، آن را بیاموزیم.

 

زمانی که پژوهشگر از متغیرهای مستقل و وابسته صحبت می‌کند، ما باید بدانیم منظور او چیست. وقتی که پژوهشگر می‌گوید روش‌های آزمایشی خود را به طور تصادفی اعمال کرده است، ما نه تنها باید منظور او را بدانیم، بلکه باید بفهمیم چرا اینگونه عمل می‌کند. همچنین لازم است رویکرد دانشمندان به مسائل را نیز به روشنی درک کنیم. اینکه صرفا بگوییم این رویکرد با شیوه مورد عمل افراد عادی متفاوت است، کفایت نمی‌کند. بی‌تردید شیوه دانشمندان با افراد عادی متفاوت است؛ اما این تفاوت عجیب به نظر نمی‌رسد. بلکه با روشن شدن موضوع، این وضعیت کاملا طبیعی و تقریبا اجتناب‌ناپذیر خواهد شد. در حقیقت احتمالا تعجب ما از این خواهد بود که چرا افراد عادی در تفکر و حل مسائل از چنین ساختاری بهره‌گیری نمی‌کنند.

econometry-chrt

علم اقتصاد سنجی

اقتصادسنجی

اقتصادسنجی با مطالعهٔ نظام‌مند پدیده‌های اقتصادی با استفاده از داده‌های مشاهده‌شده سر و کار دارد. به عبارتی، اقتصادسنجی علم تحلیل‌های آماری از مدل‌های اقتصادی است. همان‌طور که راینار فریش در اولین شماره مجله ایکانامتریکا توضیح می‌دهد یکی شدن آمار،  ئوری اقتصادی و ریاضیات است که اقتصادسنجی را می‌سازد.

اگرچه بسیاری از روش‌های اقتصادسنجی کاربرد مدل‌های آماری را بیان می‌کنند، اما بعضی شاخصه‌هایِ خاصِ داده‌های اقتصادی سبب تمایز اقتصادسنجی از سایر شاخه‌های آمار می‌شود. داده‌های اقتصادی عمدتاً مبنی بر مشاهده هستند و نه به‌دست‌آمده از آزمایش‌های کنترل‌شده. از آنجا که واحدهای اقتصادی در تعامل با یکدیگر عمل می‌کنند، داده‌های مشاهده‌شده نشان از یک تعادل اقتصادی پیچیده هستند و نه ناشی از یک رفتارِ سادهٔ ارتباطی ناشی از تقدم و یا تکنولوژی. از این رو اقتصادسنجی روش‌هایی برای شناسایی و تخمینِ مدل‌های با چند مجهول را ایجاد می‌کند. این متدها به محقق اجازه می‌دهند که استنتاجی علی‌معلولی در شرایطی غیر از شرایط آزمایشیِ کنترل‌شده ارائه دهد.

اهداف

اهداف اقتصادسنجی را به طور کلی می‌توان دادن محتوای تجربی به روابط اقتصادی برای آزمودن نظریه‌های اقتصادی، پیش بینی، تصمیم گیری، و ارزیابی پیشینی یک سیاستگذاری یا تصمیم دانست.

به کمک تکنیک‌های اقتصادسنجی می‌توان ضرایب مجهول مدل ساخته‌شده را برآورد کرد و سپس (در صورت برقرار بودن تعدادی فرض) به استنتاج آماری دربارهٔ آنها پرداخت. مثلاً اگر تئوری اقتصادی بیان می‌کند که رابطه متغیر وابسته و متغیر توضیح دهنده رابطه‌ای معکوس است، انتظار داریم که ضریب این متغیر از لحاظ آماری معنادار (متفاوت از صفر) و منفی باشد. همچنین بعد از برآورد ضرایب می‌توانیم با قرار دادن مقادیر دلخواه متغیرهای توضیح‌دهنده در رابطه، مقدار متغیر وابسته متناظر با آنها را پیش‌بینی کنیم.

اقتصادسنجی در ارزیابی سیاستگذاری‌ها نیز مفید است. مثلاً اگر سیاستگذار تابع تقاضای یک کالا را با داده‌های قبلی برآورد کرده‌باشد و حال بخواهد قیمت آن کالا را به صورت دستوری طوری تعیین کند که تعداد مشخصی از مردم از آن کالا استفاده کنند، کافی است این مقدار را در تابع تقاضا قرار داده و قیمت متناظر با آن را محاسبه کند. در اقتصادسنجی حتی در چنین مثال ساده‌ای ظرافت‌هایی وجود دارد که باید به آنها توجه شود. مثلاً برای تخمین تابع تقاضا، مشاهده‌ها در جدول داده‌ها می‌بایست زوج قیمت و مقدار تقاضا در شرایط تعادل پایدار باشند. در غیر این صورت مدلِ پیچیده‌تر یا روش اقتصادسنجیِ دیگری برای تخمین‌های معتبر و آزمون آنها لازم است.

روش‌شناسی اقتصادسنجی

روش‌شناسی (متدولوژی) مدل‌سازی اقتصادسنجی همواره محل بحث بوده است. اولویتها و رابطه بین تئوری اقتصادی، داده‌ها، مدل نظری و مدل اقتصادسنجی موضوع این مباحث بوده است. یک روش‌شناسی که عموماً مورد استفاده قرار می‌گیرد در نمودار زیر نمایش داده شده است:

methodologu algorythm

فرض کنید قصد مدل کردن یک پدیده را داریم. ابتدا نظریه‌ای در توضیح عوامل مؤثر بر آن می‌یابیم. منظور از مدل نظری، فرموله کردن ریاضی یک نظریه است. قدم بعدی تبدیل مدل نظری به مدل اقتصادسنجی است. برای این کار، ابتدا سری داده‌های معینی که فرض می‌شود مقادیر متغیرهای موجود در مدل را نمایندگی می‌کنند، انتخاب می‌شوند. سپس فرض می‌شود که متغیرهای نظری بر متغیرهایی که داده‌های انتخاب شده را ایجاد کرده‌اند منطبق هستند. در نتیجه متغیرهای داده‌های انتخاب شده را در مدل ریاضی جایگزین متغیرهای نظری می‌کنیم. در گام آخر تبدیل مدل نظری به مدل اقتصادسنجی، یک جمله خطای تصادفی به معادله اضافه می‌کنیم.

سپس ضرایب مدل آماری را با توجه به فروضی که روی جمله خطا کرده‌ایم برآورد می‌کنیم. اگر هر یک از فروض نقض شدند فروض جمله خطا را تغییر می‌دهیم. سپس قیود پیشینی (a priori) که توسط تئوری اعمال شده‌اند (مثل علامت و مقدار ضرایب) را آزمون می‌کنیم. وقتی متقاعد شدیم که نظریه درست است، می‌توانیم از معادلهٔ برآوردشده برای پیش بینی یا ارزیابی سیاستگذاری استفاده کنیم.

انتقاداتی به این روش‌شناسی وارد است. از جمله اینکه نقطه شروع مدلسازی اقتصادسنجی را یک تئوری می‌داند. در واقع چنین فرض می‌شود که تنها «اطلاعات مشروع» موجود در داده‌های انتخاب‌شده آنهایی هستند که تئوری ذکر می‌کند. در نتیجه اگر داده‌ها در لباسی که بدون در نظر گرفتن طبیعتشان برایشان انتخاب شده جا نشوند، مدلساز در مرحلهٔ تصریح مدل آماری با سختی‌های فراوان روبرو می‌شود. ساده‌لوحانه است که پیشنهاد کنیم داده‌های مشاهده شده هر چه باشند، مدل آماریشان نباید فرقی کند. به دلیل مشکلاتی از این دست، روش‌شناسی‌های دیگری نیز در اقتصادسنجی وجود دارند که طبیعت داده‌های مشاهده‌شده را مرکز توجه قرار می‌دهند و در آنها مدل آماری مستقیماً مبتنی بر متغیرهای تصادفی که داده‌ها را ایجاد کرده‌اند تعریف می‌شود و نه جملهٔ خطا.

انواع داده‌ها

داده‌ها و مشاهدات متغیرهای موجود در یک مدل معمولاً در سه نوع مختلف می‌تواند وجود داشته باشد: داده‌های سری زمانی، داده‌های مقطع زمانی و داده‌های تلفیقی

داده‌های سری زمانی، مقادیر یک متغیر را در نقاط متوالی در زمان، اندازه‌گیری می‌کند. این توالی می‌تواند سالانه، فصلی، ماهانه، هفتگی یا حتی به صورت پیوسته باشد. داده‌های سری زمانی به طور کلی موضوع کار «اقتصادسنجی کلان» است که روشهای اقتصادسنجی را در سطح کلان بررسی می‌کند. در اقتصاد کلان عموماً از سری زمانی‌های سالانه یا فصلی استفاده می‌شود چرا که جمع‌آوری اطلاعاتی مانند حسابهای ملی در فواصل کوتاه‌تر با دشواری‌های زیادی همراه است. اما در اقتصادسنجی مالی که داده‌ها در هر زمان به آسانی قابل گزارش هستند، استفاده از سری‌های زمانی ساعتی یا حتی دقیقه‌ای نیز امری غیرمعمول نیست. معمولاً از اندیس t برای داده‌های سری زمانی استفاده می‌کنند.

داده‌های مقطع زمانی، مقادیر یک متغیر را در زمان معین و روی واحدهای متعدد اندازه‌گیری می‌کند. این واحدها می‌توانند افراد، خانوارها، واحدهای تولیدی، صنایع، نواحی مختلف و حتی کشورهای مختلف باشند. مثلاً می‌توان داده‌های درآمد و مصرف خانوارهای مختلف را در سال معینی جمع‌آوری کرد. معمولاً از اندیس i برای داده‌های مقطعی استفاده می‌کنند.

داده‌های تلفیقی در واقع بیان کننده داده‌های مقطعی در طی زمان هستند؛ بنابراین حجم مشاهدات در داده‌های تلفیقی نسبتاً زیاد است. در سالهای اخیر، کاربرد داده‌های تلفیقی در اقتصادسنجی افزایش بسیاری یافته‌است. معمولاً داده‌های تلفیقی و داده‌های مقطعی در اقتصادسنجی خرد به کار می‌روند که موضوع آن بررسی روشهای اقتصادسنجی در اقتصاد خرد است.

روش تحقیق علمی چیست؟

[gap height=”50″]

چی درسته؟ چی غلط؟
در این ویدیو، که به زبان انگلیسی است، به بیان تفاوت دو روش تحقیق علمی و غیر علمی پرداخته می شود.

کنفرانس سولوی

ملاقات برترین مغزهای دنیا

 

تصویری از تاریخ علم

 

ملاقات برترین مغزهای دنیا

 

انستیتو بین‌المللی فیزیک و شیمی سُلوِی (International Solvay Institutes for Physics and Chemistry) واقع شده در بروکسل، توسط ارنست سلوی بلژیکی در پی شورای سلوی در ۱۹۱۱ (اولین کنفرانس جهانی فیزیک) در سال ۱۹۱۲ تأسیس شد. ∗

 

می‌توان گفت کنفرانس‌های سلوی مشهورترین کنفرانس‌ها در فیزیک و شیمی هستند. از آغاز در این کنفرانس‌ها بهترین دانشمندان در این زمینه‌ها در آن شرکت می‌کردند. در حقیقت کنفرانس فیزیک سال ۱۹۱۱ سلوی اولین کنفرانس بین‌المللی فیزیک بود که تا آن زمان برگزار شده بود. این کنفرانس با دعوت ارنست سلوی برگزار شد∗. در همین واقعه بود که اینشتین و پوآنکره تنها دیدارشان صورت گرفت.

 

شاید بتوان گفت که مشهورترین کنفرانس سلوی در سال ۱۹۲۷ بود. در این جلسه که موضوع آن الکترون‌ها و فوتون‌ها بود، معروف‌ترین فیزیکدانان آن زمان در بارهٔ نظریه تازه مدون شدهٔ کوانتمی با هم تبادل نظر کردند. از جمله چهره‌های برجسته حاضر در این کنفرانس آلبرت اینشتین و نیلز بور بودند. اینشتین که از نظریه عدم قطعیت هایزنبرگ شگفت‌زده شده بود اظهار کرد که «خدا با تاس بازی نمی‌کند» و بور جواب داد: «اینشتین، دست بردار از گفتن به خدا که چه‌کار باید انجام دهد» (به مناظره‌های بور و اینشتین مراجعه کنید). ۱۷ نفر از ۲۹ شرکت‌کننده در این کنفرانس برندهٔ جایزه نوبل فیزیک بودند یا بعداً این جایزه را دریافت کردند از جمله ماریا کوری که دو بار جایزه نوبل را در دو رشته علمی کسب کرد. تصویر فوق مربوط به همین کنفرانس است.

    انیشتین در این کنفرانس از نظریه «عدم قطعیت» هایزنبرگ شگفت زده شده و می گوید که «خدا با تاس بازی نمی کند» اما بور در جواب به او می گوید: «انیشتین، از اینکه به خدا بگویی که چه کار باید بکند، دست بردار.»