نوشته‌ها

variable-pazhohande

متغیر، تعریف متغیر، کاربرد متغیر و انواع آن در یک پژوهش علمی

متغیر

در امر پژوهش غالباً مفاهیم را به متغیر تبدیل می‌کنند. به عبارت روشن‌تر متغیر یک مفهوم است که تغییر می‌کند و بیش از دو یا چند ارزش یا عدد به آن اختصاص داده می‌شود. لذا متغیر به ویژگی‌هایی اطلاق می‌شود که می‌توان آن‌ها را مشاهده یا اندازه‌گیری کرد و دو یا چند ارزش یا عدد را جایگزین آن‌ها قرار داد. عدد یا ارزش نسبت داده به متغیر، نشان‌دهنده تغییر از یک فرد به فرد دیگر یا از یک حالت به حالت دیگر است. میز یک مفهوم است نه متغیر، اما وزن یک میز یک متغیر است. مفهوم میز به تنهایی بر وجود ارزش‌های چندگانه دلالت نمی‌کند. به همین دلیل این مفهوم مشخص نمی‌سازد که چه ویژگی یا ویژگی‌هایی از آن موردنظر است و برای مثال، کدام یک از ویژگی‌های رنگ، وزن یا ارتفاع میز مورد مشاهده یا اندازه‌گیری قرار گرفته است. برای درک بیشتر متغیر به موارد زیر توجه نمایید.

متغیر

پژوهشگر با اندازه‌گیری متغیرها، روابط میان آن‌ها را تعیین می‌نماید. اندازه‌گیری برخی از متغیرها ساده است؛ مانند قد، سن و نظایر آن اما اندازه‌گیری برخی متغیرها نظیر تعهد سازمانی، بیگانگی اجتماعی و غیره به مراتب دشوارتر است.

گاهی اوقات ویژگی‌هایی که در یک پژوهش اندازه‌گیری می‌شوند، ممکن است در پژوهش دیگر ثابت نگه داشته شوند. متغیر در مقابل ثابت قرار دارد. ثابت به ویژگی‌هایی اطلاق می‌شود که دارای ارزش مساوی و یکسان است و میزان آن در همه افراد یا اشیا یا حوادث به یک اندازه است. به عنوان مثال، اگر در پژوهشی دانش‌آموزان کلاس چهارم به عنوان آزمودنی به کار روند «کلاس» ثابت است.

انواع متغیر

متغیرها انواع مختلف دارند و براساس مبانی مختلفی طبقه‌بندی می‌شوند.

  1. طبقه‌بندی متغیرها بر اساس رابطه

۱-۱٫ متغیر مستقل، متغیر متحرک یا متغیر درون‌داد که به وسیله پژوهشگر اندازه‌گیری، دستکاری یا انتخاب می‌شود تا تأثیر یا ارتباط آن با متغیر دیگری معین شود. متغیر مستقل پیش فرض متغیر وابسته است،به عبارت دیگر این متغیر مقدمه، و متغیر وابسته، نتیجه است. به این ترتیب می‌توان گفت که متغیر مستقل یک ویژگی از محیط فیزیکی یا اجتماعی است که بعد از انتخاب، دخالت و دستکاری شدن توسط محقق، مقادیری را می‌پذیرد تا تأثیرش بر روی متغیر وابسته به صورت مثبت یا منفی مشاهده شود. به عنوان مثال، اگر فرض شود که طبقه اجتماعی در پیشرفت تحصیلی تأثیر دارد، «طبقه اجتماعی» متغیر مستقل و «پیشرفت تحصیلی» متغیر وابسته است.

۲-۱٫ متغیر وابسته، متغیر پاسخ یا برون‌داد است و عبارت است از وجهی از رفتار یک ارگانیسم که تحریک شده است. متغیر وابسته مشاهده یا اندازه‌گیری می‌شود تا تأثیر متغیر مستقل بر آن معلوم و مشخص شود. این متغیر از طریق متغیر مستقل، پیش‌بینی می‌شود. با تجزیه و تحلیل متغیر وابسته و شناسایی عوامل مؤثر بر آن، می‌توان پاسخ‌ها یا راه‌حل‌هایی را برای مسأله پژوهش شناخت. بنابراین پژوهشگر به تعیین مقدار و اندازه‌گیری این متغیر و متغیرهای دیگری که روی این متغیر تأثیر می‌گذارند، علاقمند است.

۳-۱٫ متغیرهای میانگر یا واسطه: متغیر میانگر متغیری است که گاه به عنوان رابط بین متغیر مستقل و وابسته قرار می‌گیرد؛ مثلاً در رابطه بین افزایش نقدینگی و تورم می‌توان متغیرهای میانگر مثل قدرت خرید را نیز در نظر گرفت.

  1. طبقه‌بندی متغیرها براساس نقش

 متغیرها براساس نقشی که در تحقیق بر عهده دارند، به دو گروه زیر تقسیم می‌شوند:

۱-۲٫ متغیرهای علّى: این متغیرها در واقع همان متغیرهای مستقل یا غیروابسته هستند که به عنوان عامل به وجود آورنده یک پدیده مورد مطالعه قرار می‌گیرند.

۲-۲٫ متغیرهای توصیفی: این متغیرها مبین صفات و ویژگی‌های یک پدیده یا شیء هستند و در واقع وضع آن را توضیح می‌دهند و در تحقیقات توصیفی و حتی سایر انواع تحقیق در شناخت وضعیت شیء یا پدیده نقش مهمی دارند. این‌ها ممکن است از نوع کمی یا کیفی باشند؛ مانند وضع سنی، وضع تحصیلی، وضع سواد، وضع درآمد و الگوی زندگی، خصوصیات اقتصادی و اجتماعی یک جامعه.

  1. طبقه‌بندی متغیرها براساس تعداد ارزش

۱-۳٫ متغیرهای دو ارزشی: متغیر دوارزشی به متغیری اطلاق می‌شود که به آن فقط دو ارزش یا دو عدد نسبت داده می‌شود، مانند جنس که دارای دو ارزش زن و مرد است و می‌توان برای ثبت آن‌ها از اعداد صفر و یک یا اعداد دیگری استفاده کرد. کرلینجر (۱۹۸۶) متغیر دو ارزشی را دوبخشی نامیده است و چنین می‌نویسد: «برخی از این متغیرها، دوبخشی واقعی هستند، مانند زن و مرد، مرگ و حیات، شهری و روستایی که حضور یا عدم حضور ویژگی موجب تقسیم‌بندی آن‌ها می‌شود و برخی از آن‌ها ممکن است دو بخشی ساختگی باشند.

۲-۳٫ متغیرهای چند ارزشی: متغیر چندارزشی متغیری است که بیش از دو عدد با دو ارزش به آن اختصاص داده می‌شود، مانند سطح تحصیلی و هوش که دارای درجات مختلفی هستند و به هریک از درجات آن‌ها می‌توان عدد یا ارزش معینی را اختصاص داد.

        ۴٫ سایر دسته‌بندی متغیرها

۱-۴٫  جانبی: این متغیرها موضوع اصلی تحقیق را تشکیل نمی‌دهند، بلکه در صحنه تحقیق به شکل‌های مختلف حضور دارند و محقق اقداماتی را در مورد آن‌ها انجام می‌دهد. این متغیرها عبارتند از:

۱-۱-۴٫ متغیرهای تعدیل‌کننده: این متغیر عاملی است که پژوهشگر آن را انتخاب و اندازه‌گیری یا دستکاری می‌کند تا مشخص شود که آیا تغییر آن موجب تغییر همبستگی بین متغیرهای مستقل و وابسته می‌شود یا خیر؛ به عبارت دیگر اگر ماهیت همبستگی بین متغیرهای مستقل و وابسته به علت یک متغیر سوم باشد، محقق می‌تواند آن را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد؛ مثلاً اگر تفاوتی بین متغیر هوش و معدل دانشگاهی دانشجویان پسر و دختر وجود داشته باشد، در این جا متغیر جنس به عنوان متغیر تعدیل‌کننده می‌تواند مورد بررسی قرار گیرد.

۲-۱-۴٫ متغیرهای کنترل: از آنجا که در یک مطالعه ممکن است محقق نتواند کلیه متغیرها را به طور همزمان مورد مطالعه قرار دهد، می‌تواند یک یا چند مورد آن‌ها را ثابت نگه دارد یا اثر آن‌ها را ختی نماید. چنین متغیرهایی را که حذف می‌شوند، متغیر کنترل می‌نامند. باید دانست که در مواقعی متغیرهای تعدیل‌کننده نیز نقش متغیر کنترل را به عهده می‌گیرند. در مثال زیر مفهوم متغیر کنترل بهتر مشخص می‌شود.

 پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزانی که والدین باسوادند، بیشتر از پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزانی است که والدین آن‌ها سواد ندارند، در اینجا، سواد والدین متغیر مستقل، پیشرفت تحصیلی متغیر وابسته و هوش دانش‌آموزان، متغیر کنترل است که باید در هنگام انتخاب نمونه حذف شود تا بهتر بتوان به رابطه بین متغیر مستقل و تابع پی برد.

۳-۱-۴٫ متغیرهای مزاحم با مداخله‌کننده: این‌گونه متغیرها به به صورت فرضی و نظری در متغیر وابسته اثر می‌گذارند، ولی عملاً قابل مشاهده، اندازه‌گیری و دست‌کاری نیستند یا خارج از کنترل محقق قرار دارند. این متغیرها تحت تأثیر متغیرهای مستقل، تعدیل‌کننده و کنترل هستند و قابلیت تعمیم‌پذیری یافته‌های پژوهش را کاهش می‌دهند.

۲-۴٫ کمی و کیفی: همان‌طور که گفته شده متغیر یک مفهوم است که می‌تواند مشاهده یا اندازه‌گیری شود. این اندازه‌گیری ممکن است به صورت کیفی یا کمی انجام شود. متغیر کمی به متغیری اطلاق می‌شود که از نظر کمیت تغییر می‌‌کند. اختلاف مقادیر آن را می‌توان با استفاده از عدد ثبت کرد و آن‌ها را می‌توان با هم جمع کرد. متغیرهای کمی، متغیرهایی هستند که انسان توانسته است برای آن‌ها واحد و مبدا اندازه‌گیری معین کند، مانند: قد، وزن، سن، نمره‌های یک آزمون استعداد تحصیلی، یا زمان لازم برای حل یک مساله فیزیک.

متغیر کیفی، به متغیری اطلاق می‌شود که اختلاف و تغییرات بین میزان‌های مختلف آن کیفی است و برای ثبت آن ممکن است از روش‌های دیگری غیر از به کار بردن عدد استفاده شود. به عبارت دیگر پژوهشگر توانایی اندازه‌گیری متغیر کیفی را ندارد و ویژگی‌های آن را نمی‌تواند به وسیله ارقام ریاضی نمایش دهد. برای ثبت مشاهدات یا اندازه‌گیری‌هایی که از این متغیر به عمل می‌آید از حروف الفبا یا کد استفاده می‌شود. این‌گونه متغیرها را نمی‌توان جمع و تفریق کرد و برای آن‌ها مبدأ اندازه‌گیری نیز وجود ندارد. رنگ مو، رنگ چشم و جنس متغیرهای کیفی هستند.

۳-۴٫ گسسته و پیوسته: کار پژوهشگر، گردآوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل داده‌های جمع‌آوری شده از متغیرها است. همان‌طور که قبلاً ذکر شد، متغیرها به وسیله عدد یا ارزش مشخص می‌شوند. ماهیت اعداد و ارزش‌ها بستگی به این دارد که متغیر موردنظر پیوسته است یا گسسته.

  • متغیر گسسته می‌تواند اعداد یا ارزش‌هایی را که مشخص‌کننده یک وجه مشخص و معین از یک مقیاس هستند، به خود اختصاص دهد. به عنوان مثال جنس یک متغیر گسسته است: یک شخص یا زن است یا مرد. اختصاص هر نوع ارزش دیگری بین این دو نوع ارزش امکان‌پذیر نیست. تعداد بازیکنان یک تیم فوتبال نیز یک متغیر گسسته است، زیرا فقط امکان داشتن ۱۱ بازیکن وجود دارد و نه ۵/۷ نفر بازیکن.
  • متغیر پیوسته، متغیری است که بین دو واحد آن هر نقطه یا ارزشی را می‌توان انتخاب کرد. در این متغیر درجات مختلف اندازه‌گیری وجود دارد و دقت وسیله اندازه‌گیری، تعداد این درجات را تعیین می‌کند. به عنوان مثال، وزن یک متغیر پیوسته است و می‌تواند بین صفر تا بی‌نهایت باشد. قد، زمان، طول یا ارتفاع پرش، درصد چاقی بدن و سطح هموگلوبین خون متغیرهای پیوسته هستند. ناگفته نماند که در عمل تشخیص بین متغیر پیوسته و گسسته به صورت نظری امکان‌پذیر نیست. دلیل این امر هم فقدان وسایل اندازه‌گیری دقیق و مناسب است. در خیلی از متغیرهای پیوسته ما ناگزیریم اعداد را به صورت کلی برای اندازه‌گیری به کار بریم. بهره هوشی از نظر تئوری یک متغیر پیوسته است. اما در عمل، آزمونی که برای اندازه‌گیری هوش به کار برده می‌شود، به‌گونه‌ای است که نمره‌ها را به صورت کلی با نمره‌های گسسته نشان می‌دهد.

۴-۴٫ مستقل عملی یا فعال و هویتی یا تشخیص: در تحقیق آزمایشی (طرح عاملی) متغیرهای مستقل برحسب توانایی‌های محقق در دخل و تصرف و دست‌کاری آن‌ها به دو دسته تقسیم می‌شوند: متغیر مستقل عملی یا فعال و متغیر مستقل هویتی یا تشخیصی. متغیر عملی یا فعال متغیری است که محقق می‌تواند آزمودنی‌ها را در سطوح مختلف آن به صورت تصادفی جایگزین کند. به عنوان مثال راهنمایی و مشاوره یک متغیر فعال یا عملی است، زیرا محقق می‌تواند تعیین کند که کدام دسته از آزمودنی‌ها در معرض کدام روش راهنمایی و مشاوره قرار گیرند. اما در متغیر تشخیصی یا هوینی محقق این توانایی را ندارد که آزمودنی‌ها را در سطوح مختلف متغیر جایگزین کند، و ماهیت سطوح این متغیرها به نحوی است که آزمودنی‌ها خود به خود و بدون دخالت محقق قبلاً در آن‌ها جایگزین شده‌اند. به عنوان مثال، سطح تحصیلی یک متغیر هویتی است و محقق نمی‌تواند هیچ‌گونه کنترلی در سطوح آن اعمال کند، به این معنی که هر آزمودنی با توجه به تحصیلات خود در سطح مشخصی قرار می‌گیرد. هوش، وضعیت اجتماعی – اقتصادی و جنس از متغیرهای هویتی یا تشخیصی محسوب می‌شوند.

 

منبع : https://en.wikipedia.org/wiki/Variable

فروشگاه پژوهنده

رویکرد و زبان علمی کلید موفقیت مدیران امروزی

چرا باید زبان علم را دانست؟

آگاهی و درک ما از محیط طبیعی، اجتماعی و اقتصادی به عنوان زیربنای سازمان‌ها و جوامع جدید از ضرورت خاصی برخوردار است. این یک واقعیت است که نتایج پژوهش‌ها در ایجاد این آگاهی تاثیرات شگفت‌آوری برجای گذارده است. در حال حاضر تمامی افراد به طور گسترده به اهمیت پژوهش‌های علمی، فناوری و پژوهش‌های مربوط به انسان‌ها و نیز ارتباط آن‌ها اذعان دارند. به این دلیل درک چگونگی تولید علم و کاربرد آن و همچنین توانایی شرکت در آن، یک مهارت اساسی برای مدیران امروزی است و در آموزش مدیریت اهمیت دارد.

نکته مهمی که در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد، درک علم و پژوهش علمی است که لازمه آن دانستن زبان علمی و رویکرد علمی است. ما باید حداقل به طور نسبی از زبان علمی و رویکرد علمی در رابطه با حل مسئله، درک درستی داشته باشیم و ضمن فهمیدن زبان پژوهشگر، آن را بیاموزیم.

 

زمانی که پژوهشگر از متغیرهای مستقل و وابسته صحبت می‌کند، ما باید بدانیم منظور او چیست. وقتی که پژوهشگر می‌گوید روش‌های آزمایشی خود را به طور تصادفی اعمال کرده است، ما نه تنها باید منظور او را بدانیم، بلکه باید بفهمیم چرا اینگونه عمل می‌کند. همچنین لازم است رویکرد دانشمندان به مسائل را نیز به روشنی درک کنیم. اینکه صرفا بگوییم این رویکرد با شیوه مورد عمل افراد عادی متفاوت است، کفایت نمی‌کند. بی‌تردید شیوه دانشمندان با افراد عادی متفاوت است؛ اما این تفاوت عجیب به نظر نمی‌رسد. بلکه با روشن شدن موضوع، این وضعیت کاملا طبیعی و تقریبا اجتناب‌ناپذیر خواهد شد. در حقیقت احتمالا تعجب ما از این خواهد بود که چرا افراد عادی در تفکر و حل مسائل از چنین ساختاری بهره‌گیری نمی‌کنند.

چرا پژوهش علمی و روش تحقیق؟

چرا انسان‌ها به سوی پژوهش علمی می‌روند؟

انسان هزاران سال است که به دنبال پاسخ چراهای خویش است؛ و با پاسخ‌ها به چراهای خود درصدد خروج از مجهولات و توسعه دامنه معلومات خویش است. هرچند با کشف هر معلومی، مسائل و مجهولات جدیدی در پیش روی انسان گذاشته می‌شود و به عبارت دیگر مجهولات بیشتری برای بشر نمایان می‌شود. این فرآیند ضرورت انجام پژوهش و تلاش مستمر و گسترش یابنده پژوهش‌های علمی را معنادار می‌کند. امروزه پژوهش‌های علمی زیربنای برنامهه‌ای توسعه جوامع بشری محسوب می‌شود و به همین دلیل است که گرایش شدیدی از سوی اساتید دانشگاه‌ها، دانشجویان، کارشناسان و مدیران سازمان‌ها و حتی افراد عادی نسبت به انجام پژوهش علمی پیدا شده است.

انجام پژوهش و کسب معلومات نیاز به روش‌های مناسب و ابزارهای معتبر دارد. از این رو لازم است پژوهشگران و علاقمندان به پژوهش و اساساً هر کس که خواهان کشف مجهول و دانستن است، از روش‌های تحقیق آگاهی یافته و فنون کشف واقعیت‌ها و شناخت حقایق را فرا گیرد.

در کشور ما نیز به دنبال تحولات علمی که در طی سال‌های اخیر به وجود آمده است، آثار مختلفی منتشر شده است که هر یک از آن‌ها به سهم خود دانش و معرفت افراد علاقمند را در زمینه روش‌های تحقیق علمی افزایش داده است. گروه پژوهشی پژوهنده سعی دارد با سلسله مطالبی که در زمینه روش تحقیق علمی به مخاطبان خود ارائه می‌دهد، گام کوچکی در این زمینه برداشته باشد.

آشنایی با پژوهش و انواع آن

پژوهش یا تحقیق یک روند هوشمندانه، هوشیارانه، خلاقانه و سامانمند برای یافت، بازگویی و بازنگری پدیده‌ها، رخدادها، رفتارها و انگاشته‌ها است. پژوهش همچنین برای استفاده از پدیده‌های موجود برای دست یافتن به راهکارهای عملی و فناوری‌ها به‌کار می‌رود. به طور معمول پژوهشگر نتایج پژوهش خود را در مجله‌های علمی ارائه می‌دهد. پژوهش در دو بعد «یافت پرسش پژوهش» و دیگر «پاسخ دادن به آن» می‌باشد.

انواع پژوهش

پژوهش پایه (بنیادی) و پژوهش کاربردی

پژوهش پایه‌ای می‌تواند زمینهٔ «پژوهش کاربردی» را فراهم آورد، اما در وهلهٔ اول متوجه کاربرد آن در زندگی انسان‌ها نیست. در حالی که پژوهش‌های کاربردی دارای جنبهٔ عملی و مستقیماً متوجه حل مشکلات جامعه و بشریت می‌باشد. در ضرورت انجام این دو دسته از مطالعات شکی نیست. به عنوان مثال تصمیم گیرندگان سیاسی هر کشور به جهت کسب توانایی در ادارهٔ عملی جامعه، نیازمند پژوهش‌های کاربردی می‌باشند و این دسته از پژوهش‌ها خود متکی بر پژوهش‌های پایه‌ای هستند.

مطالعهٔ اکتشافی و مطالعهٔ تفصیلی (مطالعهٔ اصلی)

مطالعهٔ اکتشافی، مطالعه‌ای مقدماتی است؛ که بنا بر نوع تحقیق عمدتاً از طریق مطالعات کتابخانه‌ای، مشاهده، یا مصاحبه شکل می‌گیرد. علت انجام مطالعات اکتشافی عبارتند از:

۱- غنی کردن پرسش پژوهش خود.

از طریق مطالعات اکتشافی اهداف مطالعهٔ خود را بهتر شناخته و حوزهٔ معرفتی خود پیرامون موضوع مورد نظر را گسترش می‌دهیم. قابل توجه‌است که مطالعات اکتشافی به دنبال شناخت اجمالی و کلی از مسئله زوایای مختلف بحث و دیدگاه‌های مختلف در این زمینه می‌باشند.

۲- مطالعه و پرس و جو از اهل فن به جهت شناخت منابع و متون اصلی پژوهش. به عبارت دیگر امکانات مورد نیاز پژوهش و امکانات موجود خود را می‌شناسیم. (مصاحبه می‌تواند در مطالعات اجتماعی با نمونه‌ای از افرادی باشد که قرار است تا دربارهٔ موضوعی پیرامون ایشان به تحقیق بپردازیم) مطالعهٔ اکتشافی، کوشش پژوهشگر به جهت کسب آگاهی اجمالی از کاری است که درصدد انجام آن می‌باشد. مطالعهٔ اکتشافی شبیه مطالعهٔ اجمالی یک کتاب است که در آن با مروری اجمالی بر عنوان کتاب، فهرست مطالب آن و فصول مختلف آن آمادهٔ مطالعهٔ تفصیلی می‌گردیم. مطالعات اکتشافی پیش زمینهٔ مطالعات اصلی می‌باشند. بسیاری تصور می‌کنند که پژوهش یافتن پاسخ پرسش‌های آن است. در حالی که پژوهش در درجهٔ اول یافتن پرسشی اصیل و شایستهٔ پرسیدن و پژوهش کردن است. شخصیت علمی دانشجو در گرو استحکام رسالهٔ پژوهشی وی و شخصیت رسالهٔ پژوهشی وی در گرو پرسش‌های مندرج در آن است. از این رو هر چه پژوهش‌های اولیه جدی‌تر گرفته شوند، بر ارزش نهایی کار علمی شما افزوده می‌شود.

پژوهش‌های توصیفی و پژوهش‌های تحلیلی
پژوهش توصیفی دارای صورتی «گزارشی» بدون تأکید بر علت‌یابی مسئله می‌باشد. مانند: گزارش یک واقعه یا یک اندیشه که در آن تنها به آنچه موجود است [و نه چرایی امر موجود] توجه می‌شود. برخی از محققان، مطالعات توصیفی در حوزهٔ وقایع تاریخی (زمان گذشته و نه زمان کنونی) را تحت عنوان پژوهش‌های تاریخی جدا از پژوهش‌های توصیفی مورد مطالعه قرار می‌دهند. صرف نظر از جنبهٔ روش‌شناسی خاص مطالعات تاریخی، بسیاری از آنها هم واجد ویژگی گزارشی بودن می‌باشند.

یکی از روش‌هایی که به تازگی مورد توجه محققان قرار گرفته‌است، پژوهش‌های آنلاین می‌باشد.

در این پژوهش‌ها توزیع پرسشنامه آنلاین محور پژوهش را تشکیل می‌دهد.

مهیا نمودن پرسشنامه آنلاین – چگونه یک تحقیق آنلاین را مدیریت کنیم؟

فرض کنید که تصمیم گرفته‌اید که یک پژوهش آنلاین انجام دهید. سؤالاتی در ذهنتان هست که مایلید پاسخ داده شوند در حالی که به دنبال راه سریع و ارزانی برای کسب اطلاعات از مشتریان، ارباب رجوع و غیره می‌باشید. اولین و مهمترین چیزی که باید در مورد آن تصمیم بگیرید این است که هدف تحقیق چیست. مطمئن شوید که می‌توانید طی عباراتی این اهداف را به صورت سؤال و موارد قابل اندازه‌گیری بیان کنید. اگر نمی‌توانید این کار را انجام دهید، بهتر است که به دیگر ابزارهای جمع‌آوری داده‌ها نظیر گروه‌های تحت نظر و دیگر روش‌های کیفی رو آورید. تحقیقات آنلاین بیشتر بر روی جمع‌آوری داده‌های «کیفی» تمرکز دارند.

۱- اهداف اساسی تحقیق را مرور کنید. به دنبال کشف چه چیزی هستید؟ به عنوان نتیجه تحقیق چه کاری می‌خواهید انجام دهید؟ تحقیقات آنلاین تنها یکی از راه‌های جمع‌آوری داده‌ها و کمی کردن چشم‌اندازها هست.

۲- تمامی آیتم‌های اطلاعات مربوط را که می‌خواهید داشته باشید، تصور کنید. گزارش نهایی چگونه خواهد بود؟ چه نمودارها و اشکالی تهیه خواهند شد؟ چه اطلاعاتی برای اطمینان از اینکه عمل مورد نظر انجام شده نیاز دارید؟

۳- هر موضوعی در آیتم‌های ۱ و ۲ را بر اساس ارزش آن موضوع رتبه‌بندی کنید. آیتم‌های یک و دو را برای اطمینان از اینکه اهداف، موضوعات و اطلاعات مورد نیاز کامل هستند، دوباره ببینید. به خاطر داشته باشید که نمی‌توان با پرسیدن سؤالات نادرست، مشکل را حل کرد.

۴- سهولت یا سختی مهیا نمودن اطلاعات در هر کدام از موضوعات برای پاسخگو چگونه است؟ اگر سخت است، آیا راه دیگری برای کسب اطلاعات با پرسیدن سؤالات دیگر وجود دارد؟ شاید این مهم‌ترین قدم باشد. تحقیقات آنلاین بایستی دقیق، واضح و رک باشند. با توجه به ماهیت «وب» و نبود استحکام همراه با آن، اگر پرسشنامه شما هم بسیار پیچیده باشد و به راحتی قابل فهم نباشد، نرخ کسانی که کار را ول می‌کنند، بالا خواهد بود.

۵- دنبالهٔ مناسبی برای موضوعاتی که باید بدون جهت گیری باشند، خلق کنید. مطمئن شوید سؤالاتی که اول پرسیده می‌شوند، نتیجه سؤالی که بعداً پرسیده می‌شود را تحت تأثیر قرار ندهد. گاهی فراهم نمودن اطلاعات فراوان یا واضح نشان دادن هدف تحقیق، خود می‌تواند باعث جهت گیری شود. هنگامی که دنباله‌ای از موضوعات داشته باشید، می‌توانید برنامهٔ اولیه‌ای از یک تحقیق داشته باشید. اضافه کردن یک متن در مقدمه که به توضیح پروژه پرداخته و انتظارات مورد نظر از پاسخ دهنده را ذکر می‌کند، پسندیده‌است. داشتن عباراتی در پایان برای تشکر و نیز اطلاعاتی در مورد اینکه چگونه می‌توانند پس از انتشار از نتیجه تحقیق آگاه شوند، کاری حرفه‌ای است.

۶- نوع سؤالاتی که برای پاسخ‌دهی مناسبترین بوده و از قدرت کافی برای برآورده ساختن نیازهای تحلیلی برخوردارند را تعیین کنید. بدین معنی که آیا می‌خواهید از سؤالات متن باز، دوگزینه‌ای، چند گزینه‌ای، رتبه دهی، مقیاسی یا مجموع ادامه دار (مقیاس نرخی) استفاده کنید. در این‌جا خط درستی وجود دارد که بایستی از روی آن عبور کنید؛ عموماً پیش نیازهای تجزیه و تحلیل قوی به سمت طرح سؤال‌های پیچیده‌تر رهنمون می‌شوند. به هر حال چند ابزار وجود دارد که می‌تواند کار را راحت تر کند:

صفحات بخش‌بندی شده – از اینکه تحقیقات در یک صفحه گسترده که نیاز به پایین رفتن مداوم داشته باشد، پرهیز کنید. به عنوان یک ضرورت، صفحات بخش بخش شده ارائه کنید. در عین حال از اینکه تنها یک سؤال در هر صفحه داشته باشید نیز دوری کنید. زیرا این مورد باعث زیاد شدن مدت زمان مورد نیاز برای تکمیل تحقیق شده و احتمال ترک کردن تحقیق را بالا می‌برد.
پریدن منطقی – به منظور هوشمند کردن تحقیقتان از پریدن منطقی استفاده کنید. از جملاتی نظیر «اگر به سؤال اول پاسخ منفی دادید، آنگاه به سؤال چهارم جواب دهید» پرهیز کنید. این کار باعث دلزدگی پاسخ دهنده شده و نرخ ترک را بالا می‌برد. تحقیق را طوری طراحی کنید که از منطق صفحه استفاده می‌کند؛ بدین ترتیب، مسیر سؤالات درست به صورت خودکار بر اساس پاسخ‌های پیشین تعیین می‌شوند.
۷- سؤالات را بنویسید. ممکن است که نیاز باشد برای هر موضوع چند سؤال نوشته شده و بهترین آنها انتخاب شود. ممکن است که حتی بهتر باشد که تحقیق به چند بخش تقسیم شود.

۸- توالی سؤالات را مشخص کنید تا بدون جهت گیری باشند.

۹- تمامی مراحل فوق را تکرار کنید تا هر سوراخ بزرگی را پیدا کنید. آیا پرسش‌ها واقعاً پاسخ داده شده‌اند؟ آیا کسی آنها را برایتان مرور کرده است؟

۱۰- مدت تحقیق را زمان‌بندی کنید. یک تحقیق باید کمتر از پنج دقیقه طول بکشد. با سه تا چهار سؤال در دقیقه شما محدود به حدود پانزده سؤال می‌شوید. یک سؤال متنی باز، معادل سه سؤال چند گزینه‌ای است. اغلب نرم‌افزارهای آنلاین، مدت زمانی که پاسخگو صرف پاسخ دادن به پرسش‌ها صرف می‌کند را محاسبه می‌کنند.

۱۱- تحقیق را بین بیست نفر یا بیشتر پیش آزمون کنید. بازخور آنها را همراه با جزئیات بگیرید. آن‌ها در مورد کدام قسمت اطمینان نداشتند؟ آیاسؤالی در مورد آن داشتند؟ آیا آنها نسبت به آنچه که شما خواسته بودید، بد فهمی داشتند؟ آیا دیدگاهی داشتند که در پرسش‌ها و پاسخ‌ها منعکس نشده بود؟

یک راه آسان برای این کار ایجاد یک بررسی دیگر با تعدادی سؤال پاسخ آزاد همزمان با پروژه اصلیتان است که می‌توان آن را تحقیق بازخور نامید.
تحقیق اصلی را به گروه آزمایشی ایمیل کرده و پس از آن تحقیق بازخور را نیز برایشان بفرستید
با این روش، می‌توانید نظرات گروه آزمایشتان را در مورد چگونگی عمل و نیز کاربردی بودن تحقیق اصلیتان را با استفاده از تحقیق بازخورد کسب کنید.
۱۲- بر اساس بازخوردهایی که می‌گیرید، در پرسشنامه آنلاینتان بازنگری کنید.

۱۳- تحقیق را به همه پاسخ دهندگان بفرستید.

تحقیقات آنلاین یک گزینه فوق‌العاده در برابر تحقیقات گران پستی و تلفنی است. تنها چند هشدار در مورد این نوع از تحقیقات وجود دارد که به هر حال باید از آنها آگاه باشید. اگر تلاش می‌کنید که تحقیقی را بر اساس نمونه‌ای که نماینده جامعه اصلی باشد، لطفاً این را در نظر داشته باشید که همه افراد آنلاین نیستند. همین‌طور تحقیقات آنلاین مورد قبول همه نیست. تحقیقات ما نشان داده‌است که بافت جمعیتی که به دعوتنامه‌های تحقیقات آنلاین پاسخ می‌دهند، تحت سوگیری افراد جوانتر است.

econometry-chrt

علم اقتصاد سنجی

اقتصادسنجی

اقتصادسنجی با مطالعهٔ نظام‌مند پدیده‌های اقتصادی با استفاده از داده‌های مشاهده‌شده سر و کار دارد. به عبارتی، اقتصادسنجی علم تحلیل‌های آماری از مدل‌های اقتصادی است. همان‌طور که راینار فریش در اولین شماره مجله ایکانامتریکا توضیح می‌دهد یکی شدن آمار،  ئوری اقتصادی و ریاضیات است که اقتصادسنجی را می‌سازد.

اگرچه بسیاری از روش‌های اقتصادسنجی کاربرد مدل‌های آماری را بیان می‌کنند، اما بعضی شاخصه‌هایِ خاصِ داده‌های اقتصادی سبب تمایز اقتصادسنجی از سایر شاخه‌های آمار می‌شود. داده‌های اقتصادی عمدتاً مبنی بر مشاهده هستند و نه به‌دست‌آمده از آزمایش‌های کنترل‌شده. از آنجا که واحدهای اقتصادی در تعامل با یکدیگر عمل می‌کنند، داده‌های مشاهده‌شده نشان از یک تعادل اقتصادی پیچیده هستند و نه ناشی از یک رفتارِ سادهٔ ارتباطی ناشی از تقدم و یا تکنولوژی. از این رو اقتصادسنجی روش‌هایی برای شناسایی و تخمینِ مدل‌های با چند مجهول را ایجاد می‌کند. این متدها به محقق اجازه می‌دهند که استنتاجی علی‌معلولی در شرایطی غیر از شرایط آزمایشیِ کنترل‌شده ارائه دهد.

اهداف

اهداف اقتصادسنجی را به طور کلی می‌توان دادن محتوای تجربی به روابط اقتصادی برای آزمودن نظریه‌های اقتصادی، پیش بینی، تصمیم گیری، و ارزیابی پیشینی یک سیاستگذاری یا تصمیم دانست.

به کمک تکنیک‌های اقتصادسنجی می‌توان ضرایب مجهول مدل ساخته‌شده را برآورد کرد و سپس (در صورت برقرار بودن تعدادی فرض) به استنتاج آماری دربارهٔ آنها پرداخت. مثلاً اگر تئوری اقتصادی بیان می‌کند که رابطه متغیر وابسته و متغیر توضیح دهنده رابطه‌ای معکوس است، انتظار داریم که ضریب این متغیر از لحاظ آماری معنادار (متفاوت از صفر) و منفی باشد. همچنین بعد از برآورد ضرایب می‌توانیم با قرار دادن مقادیر دلخواه متغیرهای توضیح‌دهنده در رابطه، مقدار متغیر وابسته متناظر با آنها را پیش‌بینی کنیم.

اقتصادسنجی در ارزیابی سیاستگذاری‌ها نیز مفید است. مثلاً اگر سیاستگذار تابع تقاضای یک کالا را با داده‌های قبلی برآورد کرده‌باشد و حال بخواهد قیمت آن کالا را به صورت دستوری طوری تعیین کند که تعداد مشخصی از مردم از آن کالا استفاده کنند، کافی است این مقدار را در تابع تقاضا قرار داده و قیمت متناظر با آن را محاسبه کند. در اقتصادسنجی حتی در چنین مثال ساده‌ای ظرافت‌هایی وجود دارد که باید به آنها توجه شود. مثلاً برای تخمین تابع تقاضا، مشاهده‌ها در جدول داده‌ها می‌بایست زوج قیمت و مقدار تقاضا در شرایط تعادل پایدار باشند. در غیر این صورت مدلِ پیچیده‌تر یا روش اقتصادسنجیِ دیگری برای تخمین‌های معتبر و آزمون آنها لازم است.

روش‌شناسی اقتصادسنجی

روش‌شناسی (متدولوژی) مدل‌سازی اقتصادسنجی همواره محل بحث بوده است. اولویتها و رابطه بین تئوری اقتصادی، داده‌ها، مدل نظری و مدل اقتصادسنجی موضوع این مباحث بوده است. یک روش‌شناسی که عموماً مورد استفاده قرار می‌گیرد در نمودار زیر نمایش داده شده است:

methodologu algorythm

فرض کنید قصد مدل کردن یک پدیده را داریم. ابتدا نظریه‌ای در توضیح عوامل مؤثر بر آن می‌یابیم. منظور از مدل نظری، فرموله کردن ریاضی یک نظریه است. قدم بعدی تبدیل مدل نظری به مدل اقتصادسنجی است. برای این کار، ابتدا سری داده‌های معینی که فرض می‌شود مقادیر متغیرهای موجود در مدل را نمایندگی می‌کنند، انتخاب می‌شوند. سپس فرض می‌شود که متغیرهای نظری بر متغیرهایی که داده‌های انتخاب شده را ایجاد کرده‌اند منطبق هستند. در نتیجه متغیرهای داده‌های انتخاب شده را در مدل ریاضی جایگزین متغیرهای نظری می‌کنیم. در گام آخر تبدیل مدل نظری به مدل اقتصادسنجی، یک جمله خطای تصادفی به معادله اضافه می‌کنیم.

سپس ضرایب مدل آماری را با توجه به فروضی که روی جمله خطا کرده‌ایم برآورد می‌کنیم. اگر هر یک از فروض نقض شدند فروض جمله خطا را تغییر می‌دهیم. سپس قیود پیشینی (a priori) که توسط تئوری اعمال شده‌اند (مثل علامت و مقدار ضرایب) را آزمون می‌کنیم. وقتی متقاعد شدیم که نظریه درست است، می‌توانیم از معادلهٔ برآوردشده برای پیش بینی یا ارزیابی سیاستگذاری استفاده کنیم.

انتقاداتی به این روش‌شناسی وارد است. از جمله اینکه نقطه شروع مدلسازی اقتصادسنجی را یک تئوری می‌داند. در واقع چنین فرض می‌شود که تنها «اطلاعات مشروع» موجود در داده‌های انتخاب‌شده آنهایی هستند که تئوری ذکر می‌کند. در نتیجه اگر داده‌ها در لباسی که بدون در نظر گرفتن طبیعتشان برایشان انتخاب شده جا نشوند، مدلساز در مرحلهٔ تصریح مدل آماری با سختی‌های فراوان روبرو می‌شود. ساده‌لوحانه است که پیشنهاد کنیم داده‌های مشاهده شده هر چه باشند، مدل آماریشان نباید فرقی کند. به دلیل مشکلاتی از این دست، روش‌شناسی‌های دیگری نیز در اقتصادسنجی وجود دارند که طبیعت داده‌های مشاهده‌شده را مرکز توجه قرار می‌دهند و در آنها مدل آماری مستقیماً مبتنی بر متغیرهای تصادفی که داده‌ها را ایجاد کرده‌اند تعریف می‌شود و نه جملهٔ خطا.

انواع داده‌ها

داده‌ها و مشاهدات متغیرهای موجود در یک مدل معمولاً در سه نوع مختلف می‌تواند وجود داشته باشد: داده‌های سری زمانی، داده‌های مقطع زمانی و داده‌های تلفیقی

داده‌های سری زمانی، مقادیر یک متغیر را در نقاط متوالی در زمان، اندازه‌گیری می‌کند. این توالی می‌تواند سالانه، فصلی، ماهانه، هفتگی یا حتی به صورت پیوسته باشد. داده‌های سری زمانی به طور کلی موضوع کار «اقتصادسنجی کلان» است که روشهای اقتصادسنجی را در سطح کلان بررسی می‌کند. در اقتصاد کلان عموماً از سری زمانی‌های سالانه یا فصلی استفاده می‌شود چرا که جمع‌آوری اطلاعاتی مانند حسابهای ملی در فواصل کوتاه‌تر با دشواری‌های زیادی همراه است. اما در اقتصادسنجی مالی که داده‌ها در هر زمان به آسانی قابل گزارش هستند، استفاده از سری‌های زمانی ساعتی یا حتی دقیقه‌ای نیز امری غیرمعمول نیست. معمولاً از اندیس t برای داده‌های سری زمانی استفاده می‌کنند.

داده‌های مقطع زمانی، مقادیر یک متغیر را در زمان معین و روی واحدهای متعدد اندازه‌گیری می‌کند. این واحدها می‌توانند افراد، خانوارها، واحدهای تولیدی، صنایع، نواحی مختلف و حتی کشورهای مختلف باشند. مثلاً می‌توان داده‌های درآمد و مصرف خانوارهای مختلف را در سال معینی جمع‌آوری کرد. معمولاً از اندیس i برای داده‌های مقطعی استفاده می‌کنند.

داده‌های تلفیقی در واقع بیان کننده داده‌های مقطعی در طی زمان هستند؛ بنابراین حجم مشاهدات در داده‌های تلفیقی نسبتاً زیاد است. در سالهای اخیر، کاربرد داده‌های تلفیقی در اقتصادسنجی افزایش بسیاری یافته‌است. معمولاً داده‌های تلفیقی و داده‌های مقطعی در اقتصادسنجی خرد به کار می‌روند که موضوع آن بررسی روشهای اقتصادسنجی در اقتصاد خرد است.