variable-pazhohande

متغیر، تعریف متغیر، کاربرد متغیر و انواع آن در یک پژوهش علمی

متغیر

در امر پژوهش غالباً مفاهیم را به متغیر تبدیل می‌کنند. به عبارت روشن‌تر متغیر یک مفهوم است که تغییر می‌کند و بیش از دو یا چند ارزش یا عدد به آن اختصاص داده می‌شود. لذا متغیر به ویژگی‌هایی اطلاق می‌شود که می‌توان آن‌ها را مشاهده یا اندازه‌گیری کرد و دو یا چند ارزش یا عدد را جایگزین آن‌ها قرار داد. عدد یا ارزش نسبت داده به متغیر، نشان‌دهنده تغییر از یک فرد به فرد دیگر یا از یک حالت به حالت دیگر است. میز یک مفهوم است نه متغیر، اما وزن یک میز یک متغیر است. مفهوم میز به تنهایی بر وجود ارزش‌های چندگانه دلالت نمی‌کند. به همین دلیل این مفهوم مشخص نمی‌سازد که چه ویژگی یا ویژگی‌هایی از آن موردنظر است و برای مثال، کدام یک از ویژگی‌های رنگ، وزن یا ارتفاع میز مورد مشاهده یا اندازه‌گیری قرار گرفته است. برای درک بیشتر متغیر به موارد زیر توجه نمایید.

متغیر

پژوهشگر با اندازه‌گیری متغیرها، روابط میان آن‌ها را تعیین می‌نماید. اندازه‌گیری برخی از متغیرها ساده است؛ مانند قد، سن و نظایر آن اما اندازه‌گیری برخی متغیرها نظیر تعهد سازمانی، بیگانگی اجتماعی و غیره به مراتب دشوارتر است.

گاهی اوقات ویژگی‌هایی که در یک پژوهش اندازه‌گیری می‌شوند، ممکن است در پژوهش دیگر ثابت نگه داشته شوند. متغیر در مقابل ثابت قرار دارد. ثابت به ویژگی‌هایی اطلاق می‌شود که دارای ارزش مساوی و یکسان است و میزان آن در همه افراد یا اشیا یا حوادث به یک اندازه است. به عنوان مثال، اگر در پژوهشی دانش‌آموزان کلاس چهارم به عنوان آزمودنی به کار روند «کلاس» ثابت است.

حتما بخوانید!  مفهوم در زبان علم و ملاک‌های ارزشیابی مفاهیم نظری و تجربی

انواع متغیر

متغیرها انواع مختلف دارند و براساس مبانی مختلفی طبقه‌بندی می‌شوند.

  1. طبقه‌بندی متغیرها بر اساس رابطه

۱-۱٫ متغیر مستقل، متغیر متحرک یا متغیر درون‌داد که به وسیله پژوهشگر اندازه‌گیری، دستکاری یا انتخاب می‌شود تا تأثیر یا ارتباط آن با متغیر دیگری معین شود. متغیر مستقل پیش فرض متغیر وابسته است،به عبارت دیگر این متغیر مقدمه، و متغیر وابسته، نتیجه است. به این ترتیب می‌توان گفت که متغیر مستقل یک ویژگی از محیط فیزیکی یا اجتماعی است که بعد از انتخاب، دخالت و دستکاری شدن توسط محقق، مقادیری را می‌پذیرد تا تأثیرش بر روی متغیر وابسته به صورت مثبت یا منفی مشاهده شود. به عنوان مثال، اگر فرض شود که طبقه اجتماعی در پیشرفت تحصیلی تأثیر دارد، «طبقه اجتماعی» متغیر مستقل و «پیشرفت تحصیلی» متغیر وابسته است.

۲-۱٫ متغیر وابسته، متغیر پاسخ یا برون‌داد است و عبارت است از وجهی از رفتار یک ارگانیسم که تحریک شده است. متغیر وابسته مشاهده یا اندازه‌گیری می‌شود تا تأثیر متغیر مستقل بر آن معلوم و مشخص شود. این متغیر از طریق متغیر مستقل، پیش‌بینی می‌شود. با تجزیه و تحلیل متغیر وابسته و شناسایی عوامل مؤثر بر آن، می‌توان پاسخ‌ها یا راه‌حل‌هایی را برای مسأله پژوهش شناخت. بنابراین پژوهشگر به تعیین مقدار و اندازه‌گیری این متغیر و متغیرهای دیگری که روی این متغیر تأثیر می‌گذارند، علاقمند است.

۳-۱٫ متغیرهای میانگر یا واسطه: متغیر میانگر متغیری است که گاه به عنوان رابط بین متغیر مستقل و وابسته قرار می‌گیرد؛ مثلاً در رابطه بین افزایش نقدینگی و تورم می‌توان متغیرهای میانگر مثل قدرت خرید را نیز در نظر گرفت.

  1. طبقه‌بندی متغیرها براساس نقش

 متغیرها براساس نقشی که در تحقیق بر عهده دارند، به دو گروه زیر تقسیم می‌شوند:

۱-۲٫ متغیرهای علّى: این متغیرها در واقع همان متغیرهای مستقل یا غیروابسته هستند که به عنوان عامل به وجود آورنده یک پدیده مورد مطالعه قرار می‌گیرند.

۲-۲٫ متغیرهای توصیفی: این متغیرها مبین صفات و ویژگی‌های یک پدیده یا شیء هستند و در واقع وضع آن را توضیح می‌دهند و در تحقیقات توصیفی و حتی سایر انواع تحقیق در شناخت وضعیت شیء یا پدیده نقش مهمی دارند. این‌ها ممکن است از نوع کمی یا کیفی باشند؛ مانند وضع سنی، وضع تحصیلی، وضع سواد، وضع درآمد و الگوی زندگی، خصوصیات اقتصادی و اجتماعی یک جامعه.

  1. طبقه‌بندی متغیرها براساس تعداد ارزش

۱-۳٫ متغیرهای دو ارزشی: متغیر دوارزشی به متغیری اطلاق می‌شود که به آن فقط دو ارزش یا دو عدد نسبت داده می‌شود، مانند جنس که دارای دو ارزش زن و مرد است و می‌توان برای ثبت آن‌ها از اعداد صفر و یک یا اعداد دیگری استفاده کرد. کرلینجر (۱۹۸۶) متغیر دو ارزشی را دوبخشی نامیده است و چنین می‌نویسد: «برخی از این متغیرها، دوبخشی واقعی هستند، مانند زن و مرد، مرگ و حیات، شهری و روستایی که حضور یا عدم حضور ویژگی موجب تقسیم‌بندی آن‌ها می‌شود و برخی از آن‌ها ممکن است دو بخشی ساختگی باشند.

۲-۳٫ متغیرهای چند ارزشی: متغیر چندارزشی متغیری است که بیش از دو عدد با دو ارزش به آن اختصاص داده می‌شود، مانند سطح تحصیلی و هوش که دارای درجات مختلفی هستند و به هریک از درجات آن‌ها می‌توان عدد یا ارزش معینی را اختصاص داد.

        ۴٫ سایر دسته‌بندی متغیرها

۱-۴٫  جانبی: این متغیرها موضوع اصلی تحقیق را تشکیل نمی‌دهند، بلکه در صحنه تحقیق به شکل‌های مختلف حضور دارند و محقق اقداماتی را در مورد آن‌ها انجام می‌دهد. این متغیرها عبارتند از:

۱-۱-۴٫ متغیرهای تعدیل‌کننده: این متغیر عاملی است که پژوهشگر آن را انتخاب و اندازه‌گیری یا دستکاری می‌کند تا مشخص شود که آیا تغییر آن موجب تغییر همبستگی بین متغیرهای مستقل و وابسته می‌شود یا خیر؛ به عبارت دیگر اگر ماهیت همبستگی بین متغیرهای مستقل و وابسته به علت یک متغیر سوم باشد، محقق می‌تواند آن را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد؛ مثلاً اگر تفاوتی بین متغیر هوش و معدل دانشگاهی دانشجویان پسر و دختر وجود داشته باشد، در این جا متغیر جنس به عنوان متغیر تعدیل‌کننده می‌تواند مورد بررسی قرار گیرد.

۲-۱-۴٫ متغیرهای کنترل: از آنجا که در یک مطالعه ممکن است محقق نتواند کلیه متغیرها را به طور همزمان مورد مطالعه قرار دهد، می‌تواند یک یا چند مورد آن‌ها را ثابت نگه دارد یا اثر آن‌ها را ختی نماید. چنین متغیرهایی را که حذف می‌شوند، متغیر کنترل می‌نامند. باید دانست که در مواقعی متغیرهای تعدیل‌کننده نیز نقش متغیر کنترل را به عهده می‌گیرند. در مثال زیر مفهوم متغیر کنترل بهتر مشخص می‌شود.

 پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزانی که والدین باسوادند، بیشتر از پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزانی است که والدین آن‌ها سواد ندارند، در اینجا، سواد والدین متغیر مستقل، پیشرفت تحصیلی متغیر وابسته و هوش دانش‌آموزان، متغیر کنترل است که باید در هنگام انتخاب نمونه حذف شود تا بهتر بتوان به رابطه بین متغیر مستقل و تابع پی برد.

۳-۱-۴٫ متغیرهای مزاحم با مداخله‌کننده: این‌گونه متغیرها به به صورت فرضی و نظری در متغیر وابسته اثر می‌گذارند، ولی عملاً قابل مشاهده، اندازه‌گیری و دست‌کاری نیستند یا خارج از کنترل محقق قرار دارند. این متغیرها تحت تأثیر متغیرهای مستقل، تعدیل‌کننده و کنترل هستند و قابلیت تعمیم‌پذیری یافته‌های پژوهش را کاهش می‌دهند.

۲-۴٫ کمی و کیفی: همان‌طور که گفته شده متغیر یک مفهوم است که می‌تواند مشاهده یا اندازه‌گیری شود. این اندازه‌گیری ممکن است به صورت کیفی یا کمی انجام شود. متغیر کمی به متغیری اطلاق می‌شود که از نظر کمیت تغییر می‌‌کند. اختلاف مقادیر آن را می‌توان با استفاده از عدد ثبت کرد و آن‌ها را می‌توان با هم جمع کرد. متغیرهای کمی، متغیرهایی هستند که انسان توانسته است برای آن‌ها واحد و مبدا اندازه‌گیری معین کند، مانند: قد، وزن، سن، نمره‌های یک آزمون استعداد تحصیلی، یا زمان لازم برای حل یک مساله فیزیک.

متغیر کیفی، به متغیری اطلاق می‌شود که اختلاف و تغییرات بین میزان‌های مختلف آن کیفی است و برای ثبت آن ممکن است از روش‌های دیگری غیر از به کار بردن عدد استفاده شود. به عبارت دیگر پژوهشگر توانایی اندازه‌گیری متغیر کیفی را ندارد و ویژگی‌های آن را نمی‌تواند به وسیله ارقام ریاضی نمایش دهد. برای ثبت مشاهدات یا اندازه‌گیری‌هایی که از این متغیر به عمل می‌آید از حروف الفبا یا کد استفاده می‌شود. این‌گونه متغیرها را نمی‌توان جمع و تفریق کرد و برای آن‌ها مبدأ اندازه‌گیری نیز وجود ندارد. رنگ مو، رنگ چشم و جنس متغیرهای کیفی هستند.

۳-۴٫ گسسته و پیوسته: کار پژوهشگر، گردآوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل داده‌های جمع‌آوری شده از متغیرها است. همان‌طور که قبلاً ذکر شد، متغیرها به وسیله عدد یا ارزش مشخص می‌شوند. ماهیت اعداد و ارزش‌ها بستگی به این دارد که متغیر موردنظر پیوسته است یا گسسته.

  • متغیر گسسته می‌تواند اعداد یا ارزش‌هایی را که مشخص‌کننده یک وجه مشخص و معین از یک مقیاس هستند، به خود اختصاص دهد. به عنوان مثال جنس یک متغیر گسسته است: یک شخص یا زن است یا مرد. اختصاص هر نوع ارزش دیگری بین این دو نوع ارزش امکان‌پذیر نیست. تعداد بازیکنان یک تیم فوتبال نیز یک متغیر گسسته است، زیرا فقط امکان داشتن ۱۱ بازیکن وجود دارد و نه ۵/۷ نفر بازیکن.
  • متغیر پیوسته، متغیری است که بین دو واحد آن هر نقطه یا ارزشی را می‌توان انتخاب کرد. در این متغیر درجات مختلف اندازه‌گیری وجود دارد و دقت وسیله اندازه‌گیری، تعداد این درجات را تعیین می‌کند. به عنوان مثال، وزن یک متغیر پیوسته است و می‌تواند بین صفر تا بی‌نهایت باشد. قد، زمان، طول یا ارتفاع پرش، درصد چاقی بدن و سطح هموگلوبین خون متغیرهای پیوسته هستند. ناگفته نماند که در عمل تشخیص بین متغیر پیوسته و گسسته به صورت نظری امکان‌پذیر نیست. دلیل این امر هم فقدان وسایل اندازه‌گیری دقیق و مناسب است. در خیلی از متغیرهای پیوسته ما ناگزیریم اعداد را به صورت کلی برای اندازه‌گیری به کار بریم. بهره هوشی از نظر تئوری یک متغیر پیوسته است. اما در عمل، آزمونی که برای اندازه‌گیری هوش به کار برده می‌شود، به‌گونه‌ای است که نمره‌ها را به صورت کلی با نمره‌های گسسته نشان می‌دهد.

۴-۴٫ مستقل عملی یا فعال و هویتی یا تشخیص: در تحقیق آزمایشی (طرح عاملی) متغیرهای مستقل برحسب توانایی‌های محقق در دخل و تصرف و دست‌کاری آن‌ها به دو دسته تقسیم می‌شوند: متغیر مستقل عملی یا فعال و متغیر مستقل هویتی یا تشخیصی. متغیر عملی یا فعال متغیری است که محقق می‌تواند آزمودنی‌ها را در سطوح مختلف آن به صورت تصادفی جایگزین کند. به عنوان مثال راهنمایی و مشاوره یک متغیر فعال یا عملی است، زیرا محقق می‌تواند تعیین کند که کدام دسته از آزمودنی‌ها در معرض کدام روش راهنمایی و مشاوره قرار گیرند. اما در متغیر تشخیصی یا هوینی محقق این توانایی را ندارد که آزمودنی‌ها را در سطوح مختلف متغیر جایگزین کند، و ماهیت سطوح این متغیرها به نحوی است که آزمودنی‌ها خود به خود و بدون دخالت محقق قبلاً در آن‌ها جایگزین شده‌اند. به عنوان مثال، سطح تحصیلی یک متغیر هویتی است و محقق نمی‌تواند هیچ‌گونه کنترلی در سطوح آن اعمال کند، به این معنی که هر آزمودنی با توجه به تحصیلات خود در سطح مشخصی قرار می‌گیرد. هوش، وضعیت اجتماعی – اقتصادی و جنس از متغیرهای هویتی یا تشخیصی محسوب می‌شوند.

 

منبع : https://en.wikipedia.org/wiki/Variable

فروشگاه پژوهنده

0 پاسخ

ثبت دیدگاه

مایل به ملحق شدن به بحث هستید ؟
به ما بپیوندید !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *